چیز بدی نداره ناظر
*در زمان قديم که يخچال نبود، خنک ترين آب قنات در تهران، قناتى بود كه بعدها زندان قصر در آن ساخته و بنا شد. بعد از آن، هركس به زندان ميافتاد، ميگفتند رفته آب خنک بخوره.* *و اين اصطلاح بعدها شامل همه زندانی هايی شد كه به زندان می افتادند!!*
*قدیما که تهرانیها با ماشین دودی میرفتند زیارت شاه عبدالعظیم پول رفت وبرگشت ماشین را باید اول میدادند* *برای همین اهالی شهر ری که مطمئن بودن اینها چون پول بلیط را قبلا دادند وحتما برمیگردند خانه هاشان،الکی تعارف میکردند که تو رو خدا شب پیش ما باشید!!! * از آنجا تعارف شاه عبدالعظیمی ضرب المثل شد...*
*جامهای ش*راب در قدیم دارای هفت خط بودند و هرکس بنا بر ظرفیتش تا یک خط خاص میتوانست بنوشد.* *این خطها عبارت بودند از* *۱-مزور* *۲-فرودینه* *۳-اشک* *۴-ازرق* *۵-بصره* *۶-بغداد* *۷-جور.* *هرکس ش*راب خوار قهاری بود و میتوانست تا خط هفتم بخورد به هفت خط معروف میشد.* *بعضی مواقع شخصی برای خودنمایی تقاضای پر کردن جام تا خط هفتم میکرد ولی نمیتوانست همه ش*راب را بنوشد.در اینجا دوستانش برای حفظ آبروی او تا خط جور ، ش*راب او را سر میکشیدند و اصطلاح جور کسی را کشیدن از اینجا ضرب المثل گردید*
*اصطلاح "بوق سگ" چیست؟ اینکه گفته میشود از صبح تا بوق سگ سر کارم!!* *در قدیم بازارها دارای چهار مدخل بودند که شبانگاهان آنان را با درهای بزرگ می بستند و تمامی دکانها نیز به همین طریق قفل میشدند .. از آنجا که همیشه احتمال خطر میرفت،نگهبانانی نیز شب در بازار پاسبانی میدادند.*به دلیل اینکه نمیتوانستندتمامی بازار را کنترل کنند ، سگهای وحشی به همراه داشتند که به جز خودشان به دیگری رحم نمیکردند. پاسبانان شب، در ساعت معینی از شب، در بوق بزرگی که ازشاخ قوچ بود ، با فاصله زمان معینی میدمیدند بدین معنا که عنقریب سگها را دربازار رها خواهیم کرد . دکانداران نیز سریع محل کسب خود را ترک کرده وبه مشتریان خود میگفتند دیر وقت است وبوق سگ را نواختند. از آن زمان بوق سگ اصطلاح دیر بودن معنا گرفته !*
*به مختارالسلطنه گفتند که ماست در تهران خیلی گران شده است. فرمان داد تا ارزان کنند. پس از چندی ناشناس به یکی از دکانهای شهر سر زد و ماست خواست.*......*ماست فروش که او را نشناخته بود پرسید : چه جور ماستی میخواهی ؟ ماست خوب یا ماست مختارالسلطنه !*.......*وی شگفتزده از این دو گونه ماست پرسید.*........*ماست فروش گفت: ماست خوب همان است که از شیر میگیرند و بدون آب است و با بهای دلخواه میفروشیم. ماست مختارالسلطنه همین تغار دوغ است که در جلوی دکان میبینی که یک سوم آن ماست و دو سوم دیگر آن آب است و به بهایی که مختارالسلطنه گفته میفروشیم. تو از کدام میخواهی؟!*......*مختارالسلطنه دستور داد ماست فروش را جلوی دکانش وارونه از درختی آویزان کرده و بند تنبانش را دور کمر سفت ببندند. سپس تغار دوغ را از بالا در لنگههای تنبانش بریزند و آنقدر آویزان نگهش دارند تا همه آبهایی که به ماست افزوده از تنبان بیرون بچکد!* *چون دیگر فروشندههاازاین داستان آگاه شدند،همگی ماستها را کیسه کردند!!!* .*وقتى ميگن فلانى ماستش را كيسه كرده يعنى اين...*
خیلییی جالب و مفید بود💖
سپاس
قشنگ بود ضرب المثل های باحالی رو انتخاب کردی
دمت گرم
قدیمیه دوباره منتشرش کردم چون با معیار های جدید تستچی تنها تستی بود که میشد