
تالاپ و تولوپ قلبم خیلی رو مخ بود . _ آخه کلارا من چرا باید + بحث نکن دیگه برو .. فایتینگ _ باشه وارد اتاق شدم و در حالی که خانم چو و مدیر اوه و همکارم کیم لی لی بهم خیره بودن لی لی (علامت لیلی؟) ؟ خب همکار جون شروع کن منم بعد از معرفی قسمتی از آهنگ دیشب رو خوندم وقتی تموم شد خانم چو گفت @ می دونستم کلارا آیدل بی نظیری اما نمی دونستم آیدلای بی نظیره سراغ داره_ چی. ؟ این یعنی قبولی خانم جو جیا
هیچوقت فکر نمی کردم وارد شدن به این حرفه منو به ع.شقم برسونه . وقتی بیرون اومدم مردی اومد و گفتم (علامتش٪) ٪ سلام من کیم سیونگ هو هستم مدیر برنامت. اول باید بریم تا کارای اولیه رو بکنیم _ چشم بعدم راه افتادیم ی سری کارا رو که کردیم قرار شد فردا بقیش رو انجام بدیم
فردا: سلام آقا ٪ بهم بگو هو دوست دارم اینطوری صداشم_ چشم هو ٪ خب تو باید ی مدت آموزش بی....هنوز کامل نگفته بود که گفتم_ من مدرک دارم که می توانم یک راست دبیو کنم آخه تازه .. یعنی ی سال پیش قبل فوت پدرم می خواستم آیدل شم ( الان ۲۱ سالس)٪ ا.... واقعا پس باید ی سری آزمون رو انجام بدیم ( حوصلتونو سر نمی برم پس فرض کنین همه چی حل شده) روز دبیوم که رسید از شدت هیجان و استرس نمی دونستم چیکار کنم
جشن دبیوم خیلی کوچیک بود فقط من و کلارا و منیجرم بودیم همراه لیلی ولی خب من خودم می خواستم چون بعد پدرم دیگه نمی خوامت خیلی مهمونی های شاد داشته باشم بعد از یک هفته که فقط تو کمپانی سرگردون بودم ی درخواست رسید برای خواندن ی آهنگ همکاری با....وایسا باکیییییی شوگا؟نهههههههه من نمی تونم چرا خوشبختی الان باید بیاد سمتم؟
ولی خب چاره ای نبود پس متن آهنگ گرفتم بخش رپ با شوگا و بخش ملایمش بر عهده ی من بود راجب ی درخت بود که سال ها تنها بود اما در تناسخش فرد مهمی بود ( در واقع در مورد موفقیت بود) با صدا منیجرم به خودم اومدم_ بله..٪ جیا باید با شوگا ملاقات کنی _ من آخه ... باشه « چراااااااااااا» وقتی وارد اتاق شدم با صورت شوگا چشم تو چشم شدم اما انگار اون منو نشناخته بود شاید چون لباسام و ظاهرم با اون روز فرق می کرد تو دلم گفتم بالاخره ی نورم برای من روشن شد ) تصمیم داشتم صداشو در نیارم پس رفتم روی صندلی نشتم
در حالی که داشتم موسیقی رو کهدر حال ویرایش بود گوش می دادم چشم به چشمای شوگا افتاد ( از زبان شوگا) نمی دونم چرا اینقدر چشماش زیبا بود اما عجیبم بود چونکه قلبم داشت ضربان می گرفت یهو بومممممم به خودم اومدم مسئول تنظیم صوتی گفت ٫ببخشید قربان( از زبان جیا) به خودم که اومدم فهمیدم چه موقعیت عجیبی دارم فکر کردن اینکه با بایژم اجرا دارم خیلی باحال بود اما اگه سوتی می دادم چی؟ بعد شروع کردیم به تمرین ریاکشن خاصی تو صورت شوگا نبود( پسرم همینه همیشه) ( از زبان شوگا) صداش بهشتیه اما نباید ریاکشن نشون بدم
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
صداش بهشتیه://
بعدی
حتما
مزسی
حتما
خوشحال میشم به بیوم سر بزنی..
باشه:)