
سلام😅🙏🙏خوبین؟ من اومدم بعده ده سال😂😅😅
خب اونجای داستان بودیم که دوست ا. ت اسمش چی بود🤦♀️اهان دلا غش کرد. جیمین:ایشون همون دوستتون هستن؟ من:اره جیمین:چرا غش کرد؟ من:اوم... فک کنم از دیدن شما شوکه شد کوک:راستی بیا بریم اتاق جین هیونگ که نام جون هیونگ بلیط کنسرتو بهت بده من:باشه بریم یه نگاهی به دلا کردم دیدم داره چشماشو باز میکنه
وقتی کامل چشماشو باز کرد کمک کردم بلند شه و بهش گفتم باهاشون بریم تا بلیط بهم بدن دلا:با.. ش. شه بریم و به جیمین وکوک نگاه کرد و یک دفعه پرید بغلشون گفت وای خدااا باورم نمیشه بالاخره تونستم ببینمشون
به اتاق جین رسیدیم و در زدیم وقتی درو باز کردن با قیافه بهت زده به ما نگاه کردن که کوک گفت :آه هیونگ خابم میاد زیر پامون علف سبز شد 😩😩جین از جلوی در رفت کنار و گفت بیاین داخل ماهم وارد شدیم و سلام کردیم که دلا یه جیغ کشید شوگا که روی صندلی نشسته خوابش برده بود افتاد و دستشو گرفت به کمرش و گفت وای خدا بگم چیکارتون نکنه کمرم چرا جیغ میزنین از کی تا حالا صداتون دخترونه شده و یه فحش داد... وقتی سرشو اورد بالا و مارو دید
ساکت شد من:اقای شوگا ببخشید دلا یکم هیجان زده شده عقلشو از دست داده من از طرفش معذرت میخوام دلا:اع من عقلمو از دست دادم نخیر تو از دست دادی ما بالاخره تونستیم بی تی اسو ببنیم اونوخ تو انقد بی بخار هستی که یه عکسم باهاشون نگرفتی😒😞قیافه من:😟😶قیافه اعضا:😐😦😮و بعد گفت :ببخشید 🙏🙁شوگا:عیبی نداره منم معذرت میخوام که حرف بد زدم بهتون🙏🙂جی هوپ:فک کنم بخاطر بلیط اومدین میخواین با ما صبحانه بخورین
وی:صبحونه های مامان جین خیلی خوشمزه اس اگه نخورین ضرر کردین اعضا هم اسرار کردن و ماهم باهاشون نشستیم و صبحونه خوردیم وای این بهترین اتفاق عمرمه من الان دارم با بی تی اس غذا میخورم وای من مرگ😍😌بعد از صبحونه از جین و اعضا تشکر کردیم و اونها هم یه بلیط بهمون دادن من :مرسی 💜💜اعضا:❤❤❤❤❤❤❤
ببخشید که خیلی دیر گذاشتم و اینکه راستش قصدم این بود ادامه ندم 🥀ولی چون درخواست ها زیاد بود ادامش میدم واقعا از حمایتتون ممنونم ❤❤❤❤خیلی دوستتون دارم 💜💜و ممنونم که داستانمو میخونین🌹🌷🌷
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عالی
چند سالته اتنا جون
من 16 تو چی؟
عالی بود خیلی خوب مینویسی😍😍😍😘😘😘💜💜💜
راستی عاجیم میشی😄😄😄🤗🤗🤗😊😊 من لینام میتونی اسمم رو لینا صدا بزنی
ممنون که نظر دادی گلی😘❤
حتما منم آتنام
عالی بود 😘😘😘😘😘
مرسی❤❤