
بریم شروع کنیم مرسی از همه
داستان از زبان جیهوپ:وقتی حرفارو از زبون سانگ هی شنیدم خیلی دلم برای جینهو سوخت.دلم میخواست کمکش کنم.خیر سرم من امید همه هستم باید یه کاری کنم دوباره سلامت روحیش تامین بشه.ولی نمیدونم چجوری باید بهش نزدیک شم. داشتم به جین هو فکر میکردم که در اتاق سانگ هی باز شد و جین هو داخل شد. سانگ هی:جین هو حالت خوبه؟ جین هو لبخند زد و گفت:اره خوبم.سرش رو بالا اورد و منو دید.یه لبخندی بهش زدم و اون یهو سرخ شد.با من و من گفت:شما هنوز اینجایید؟ببخشید میش...میشه...لطفا..اومم.اینجارو امضا..کنید؟ سانگ هی با ذوق گفت:هوی جین هو تو که اهل امضا گرفتن نبودی چی شد؟ جین هو با اخم به سانگ هی گفت:نخیرم.جه ربطی داره؟من فقط..اومم من فقط خوشم نمیاد که برای یه پسر کلی غش و ضعف کنم و گرنه امضا گرفتن که خوبه من کلی ذوق کردم و دفترشو امضا کردم.با خوشحالی به انضا نگاه کرد و ادای احترام کرد و گفت: راستی مگه اقای کیم سوکجین و کیم نامجون نرفتند؟شما چرا هنوز نرفتید؟
سانگ هی هم با خنده گفت چون نگرانت بود من کلی خجالت کشیدم.واقعیتش اینطور بود اما... سریع گفتم من باید برم خدانگهدار.سرم رو بالا گرفتم دیدم دکتر پارک(همون جینهو)هم مثل من خجالت کشیدع. گفت:ممنون از شما.خدانگهدار.خوشحال شدم دیدمتون
داستان از زبان جونگیم: داشتم از بیمارستان برمیگشتم،بیچاره جینهو.خیلی زجر کشیده به خاطر بیماریش.هم روحی مریضه هم جسمی.خدایا شکرت کمکش کن.داشتم به جینهو فکر میکردم که احساس کردم کسی داره تعقیبم میکنه.یکم ترسیدم خواستم مطمعن شم برگشتم دیدم همه چی عادیه ولی تند تر از قبل راه رفتم.باز هم احساس کردم کسی تعقیبم میکنه.یهو برگشتم و دیدم اره.یه مرده تعقیبم میکنه دقت که کردم دیدم همونیه که امروز تو بیمارستان بود.همون یارو خوشتیپه.
رفتم تو کوچه از قصد که اونم بیاد بعدش اون اومد سمتم.منم برگشتم و باحرکات رزمی زدمش البته نه اونقدر که نابود شم یهو افتاد و داد زد:چطور دلت میاد ورلد واید هندسامو بزنیبیی جونگیم:چی میگی روانی،چرا دنبالم کردی هان؟ جین:یعنی تو جذب من نشدی در نگاه اول؟
جونگیم:چی زدی؟سوال منو با سوال جواب نده،اصن هم جذبت نشدم.مرتیکه خر(چطور دلش میاد ب ورلد واید هندسام همچین چیزی بگه😑😂😐)یبار دیگه تعقیبم کنی از دنیا محوت میکنم.یجوری میزنم ک ته نشین شی جین:اگه سر نشین شم چی؟یاع یاع یاع جونگیم:از جلو چشمام برو اون ور😑😑 جین یهو جدی شد،خیلی غمگین شد انتظار همچین جوابایی رو نداشت.کتشو درست کرد و گفت: من میرم ولی بدون که جذاب ترین مرد رو از دست دادی جونگیم:بروووو😐😐
مرسییی که خوندین بچه ها عاشقتونم💜💜💜😢
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
نظرات بازدیدکنندگان (5)