فردا پارت یک رو میزارم
آریانا : یک دختر مهربونی هستش اما چون خیلی مغروره نمیخواد کسی بفهمه که اون مهربونه برای همین خودشو خشن نشون میده ، اون یک ایفام ( برعکس بخونید ) هست و دختر رئیس ایفام ( برعکس بخونید ) هستش ، ۲۰ سالشه و از پسرا بدش میاد
تهیونگ : خوتون میشناسیدش نیازی به توضیح نیست فقط داخل داستان ۲۲ سالشه و اینکه داخل داستان هم اون یک آیدله و تمپم اعضا تو داستان هستن
لی مین : پدر آریانا هستش خیلی بداخلاق و خشنه دخترشو خیلی دوست داره اما زمانی که عصبانی بشه حتی دخترشم نمیشناسه ، ۵۶ سالشه و رئیس ایفام ( برعکس بخونید ) هستش
سوک : پسر دوست لی مین هست که از بچه گی لی مین بزرگش کرده چون پدر و مادرش داخل تصادف جون خودشون رو از دست دادن ، سوک ۲۵ سالشه و قشاع ( برعکس بخونید ) آریانا هست اما آریانا قشاع اون نیست ، اون خیلی هم مهربونه اما زمانی که عصبانی بشه دیوونه میشه چون پدرش هم دیوونه بود
سوجین : همسر لی مین هست اما مادر آریانا نیست ، اون خیلی ساکت و افسرده هست اما کسی نمیدونه چرا ، آریانا رو مثل دختر خودش میدونه و از بچه گی بزرگش کرده چون مادر آریانا جون خودشو وقتی آریانا بچه بود از دست داد و کسی نمیدونه چرا ، سوجین ۵۴ ساشه
امیدوارم از داستانم خوشتون بیاد ( ناظر لطفاااا منتشر کن خیلی خوشحالم میکنی اگه منتشر کنی تست من رو ممنون )
نظرات بازدیدکنندگان (8)