اخیرا کتابی خوندم به اسم "اقیانوسی در ذهن" که از نظرم کتاب فوقالعاده زیبایی بود که شاید از جهتی بیشتر روی موضوع خانواده تمرکز کرده باشه...
نویسندهی کتاب، کلر وندرپول، داستان رو به شیوهای پیش میبره که شخصیت اصلی، جان بیکر سوم (جکی)، با پسری به نام ارلی اودن آشنا بشه... پسری که اگه نبود هیچ کدوم از اتفاقات جالب داستان شکل نمیگرفت.. پسری عجیب و غریب و طرد شده که شاید از دیدی بشه به اون به عنوان یه پسر مبتلا به اوتیسم اشاره کرد. اما من دوست دارم به ارلی، که شخصیت مورد علاقهی منه، به عنوان پسر فوق العاده باهوشی که عاشق برادرشه اشاره کنم.. برادری که تمام زمین و زمان داره تلاش میکنه که به ارلی بگه اون مُرده.. به نظرتون ارلی میتونه در نهایت برادرش رو پیدا کنه و ثابت کنه که اون زنده است؟ یا تمام اتفاقها فقط بازیای هست که خودش با ذهن خودش ساخته؟ ذهن فوق العاده قدرتمندی که داستانهایی از سرگذشت "عدد پی" رو روایت میکنه...
خلاصهی کتاب از زبون انتشارات پرتقال: اولین باری که اِرلی را دیدم، سرگرم پُر کردن کیسههای شن بود؛ کیسه پشت کیسه پر میکرد و مثل آجر میچیدشان روی هم. انگار فقط میخواست جلوی اقیانوس را بگیرد. نمیدانستم چرا. کار مسخرهای بود، اما یک چیزی درونم دلیلش را میفهمید. وقتی او شنهای اقیانوس را توی کیسه میکرد، من فقط نگاهش میکردم...
مشخصات کتاب: کتاب اقیانوسی در ذهن با عنوان اصلی Navigating Early که ۲۸۹ صفحه داره، کتاب +۱۲ سال هست و نامزد جایزه و همینطور برندهی جایزه بوده... به هیچ عنوان این داستان پر ماجرا و سرگذشت تکان دهندهی شخصیتهای داستان رو از دست ندید!
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
۴۰۰ تاییم کنید بک میدم🌚🍫
۴۰۰ تاییم کنید بک میدم🌚🍫
۴۰۰ تاییم کنید بک میدم🌚🍫
۴۰۰ تاییم کنید بک میدم🌚🍫
۴۰۰ تاییم کنید بک میدم🌚🍫
۴۰۰ تاییم کنید بک میدم🌚🍫
۴۰۰ تاییم کنید بک میدم🌚🍫
۴۰۰ تاییم کنید بک میدم🌚🍫
۴۰۰ تاییم کنید بک میدم🌚🍫
۴۰۰ تاییم کنید بک میدم🌚🍫
۴۰۰ تاییم کنید بک میدم🌚🍫