...... ......
روی زمین نشسته بودم و مغزم اتفاقات دقیقه های پیش را تحلیل میکرد . امکان نداشت من باختم ؟ آن هم منی که توی همه بازی ها شاه بودم ؟ منی که اسمم زبان زد بود؟ _ هوی اوستا ، رد کن بیا .
بلند شدم و ساک دستی ام که پر از دلار بود رو بهش دادم ، سوییج ماشین و کلید خونه رو هم همینطور ، صدای خنده ها و پچ پچ های اطراف آزارم میداد بدون نگاه به کسی آن جنهم دره را ترک کردم ، لعنت ، دیگه ماشین هم ندارم ! به گوشیم را در آوردم و خواستم ببینم نزدیک ترین مسافرخانه کجاست ولی گوشی لعنتی شارژش تمام شده بود ! به سمت خیابان پرتش کردم و شروع به راه رفتن کردم . بعد از راه رفتن و گشتن زیاد بالاخره یه مسافر خانه کوچک پیدا کردم ، اطلاعاتم رو بهش دادم خواستم پول رو حساب کنم که با شنیدن مبلق بدنم لرزید و عصبانیتم رو روش خالی کردم. چی فقط برای یک شب ۴۵۰ هزار تومان پول بدم ؟ آخه اگر اینقدر داشتم که به این اشغال دونی نمیاومدم عوضی _ خب نمیخوای نده راه بازه و جاده دراز هری! به ساعت نگاه کردم حدودای ساعت یک بود ، از سر ناچاری ساعتم رو پرت کردم رو میزش و کلید رو از روی میز کش رفتم ، پدرم همیشه درست میگفت قمار بر نه قمار باز!!! اگر افتخار میدید ژ دو اسلاید دیگه رو هم میگذرونید ؟
مادام/موسیو ، ممنون که داستانم رو خوندید و امیدوارم مورد تایید تون قرار گرفته باشه 🙏🏻🥰🙏🏻
........
مادامی نظرت چیه چند پارتی هم بنویسی؟ ☕
استعدادت عالیه 🤍🤎
ممنونم عزیزکم .
نمیدونم ! فعلا روی داستان کوتاه مانور میدم ... ولی ، سعی م رو میکنم ببینم چی میشه🥰شاید همین امشب یک پارتش رو بنویسم ... موضوع جالبی به ذهنم رسید
نوشتم عزیزکم ... اسمش مسابقه خونین هست ...
میسی قوربونت بریمممم😍
خواهش میکنم عزیز دلمممم
👌🏻👌🏻💚
مایل ب بک؟
همیشه همه ی فرشته ها ک بال ندارن-!
من هیمن الان یدونه بی بالشو پیدا کردم-!
-------------------
ادمین ممنون بابت این همه وقتی ک میزاری تا برامون تست بسازی-!
تست لایک شد-!
زیاد وقتتو نمیگیرم فقط ازت میخوام توی مراسم بست ایدل این کاربر ʟɪʟɪᴀɴᶠᵃⁿ به سونگ یوهان رای بدی-!
پرفکتتت
ممنونم عزیزم
نیومدی پی
پیامی برام ارسال نشده عزیزم 🥺!
فک کردم تو میخوای بفرستی😐😂
فرستادم
عالی بود لاو
ممنونم عزیزکم