داستان رستم و سهرابو اینکه کی بوده و چی شده رو بلدن همه ولی کسی داستان عاشقیشو با تهمینه میدونه؟ بریم که با زبون خیلی خودمونی براتون تعریفش کنم!
رستم رو که احتمالا همه میشناسین ،یکی از پهلوانان و اساطیر ایران و فرزند زال و رودابه. ایشون ماشالله یکی ازپهلوانان نامی و قوی هیکل زمان خودش و حتی کل تاریخ بوده(قلدر چارشونه کشتی😂). یه اسبی هم داشته به اسم رخش که یکی ازبهترین اسبای تاریخ بوده.
یه روز رستم حوصلش سرمیره و مودش خوب نبوده و چون کافه و اینا نبوده😁به مریدانش میگه رخش رو آماده کنید ملعونا که میخوام برم شکار. خلاصه رخش رو زین میکنه و حرکت میکنه به سمت سمنگان (شواهد میگه اسم یک روستا در کازرون ،استان فارس بوده) یه دوسه تا گورخر شکار میکنه و همونجا نوش جان میکنه کنارش یه لیوان دوغ محلی هم میزنه بر بدن😅. از اونجایی که دوغ محلی خواب آوره کم کم چشاش سنگین میشه و به خوابی عمیق فرو میره. بعد از بیدار شدن میبینه زین رخش هست ولی خود رخش نیست( به اصطلاح جا تره و بچه نیست😂😂)
زین رو برمیداره وآشفته و هراسان میره به سمت شهر سمنگان. اینجا فردوسی یه شعر میگه: گهی زین به پشت گهی پشت به زین. شاه سمنگان که آدم چاپلوسی بوده اونو میبره به کاخش و یه جای نرم و گرم بهش میده ومیگه استراحت کن من خودم اسبتو برات پیداش میکنم.
از اونجایی که اثرات دوغ همچنان بوده رستم دوباره به خواب میره البته اینبار سبکتر و هوشیارتر. نیمه شب میشه ودر اتاق رستم باز میشه و یه دختر خیلی خوشگل و زیبا وارد اتاق میشه. رستم از خواب بیدار میشه و میگه هی وای من تو کیستی؟
تهمینه از خودراضی هم میگه: چنین داد پاسخ که تهمینه ام تو گویی که از غم به دو نیمه ام یکی دخت شاه سمنگان منم ز پشت هزبر و پلنگان منم به گیتی ز خوبان مرا جفت نیست چون من زیر چرخ کبود اندکی ست و خلاصه کلی برای خودش نوشابه باز میکنه و از خودش تعریف میکنه و فلان
و به رستم میگه من داستان پهلوانیات رو زیاد شنیدم و بخاطر همین میخوام ازت صاحب فرزندی باشم و از اون طرف هم بهت قول میدم که رخش رو برات پیداش کنم. خلاصه تهمینه پیشنهاد میده و رستم هم بدش نیومده مث ک😂.
رستم شبونه سریع یکی رو واسطه میکنه میفرسته پیش شاه سمنگان و دخترش رو ازش خواستگاری میکنه. شاه سمنگان هم نه گذاشت نه برداشت گفت بله که میدم با کمال میل مبارکه. هیچی دیگه سرتون رو درد نیارم این دوکفتر عاشق بهم میرسن و همون شب تهمینه از رستم حامله میشه.
فردای اون شب رستم از خواب بیدار میشه و فقط یه دستبند به تهمینه میده میگه اینو به دست فرزندم ببند و میره به سلامت. بعد از9 ماه هم حاصل این عشق یعنی سهراب به دنیا میاد. که اینم یه پهلوونی بوده برای خودش...
همون شب😂😂😂😂😂😂😂😂
سهراب؟؟؟؟؟؟ 😂😂😂😂😂😂
دستبند؟؟؟؟ 😂😂😂😂😂😂
خیلییییییی خوب بود هم اطلاعات عمومی هم طنز😂💞💞
یه لیگ هس برای کل اوتاکو ها🗼✨️
✨️که اگه عضو بشی بهت ۱۵۰ امتیاز میدن✨️
✨️هر هفته هم اعضایی که از لیگ حمایت میکنن تبلیغ
میشن تو لیگ و فالور جذب میکنن✨️
✨️یه سر به لیگ بزن تا ظرفیت پر نشده برای ✨️
✨️اطلاعات بیشتر به پروفایل
کاربر ✮ 馬鹿死ね ✮ برید و نظرسنجیش
رو چک کنین✨️
✨️بهشت اوتاکو هاس این لیگ✨️
ادمین پستت عالی بود پین:)؟
یا خدا
خوشم اومد😬😬
تقریبا میدونستم اینو
و باید بگم رستم از این زن و بچهها زیاد داشته ظاهرا🥲💔
ولی خب به هر حال اون خدمات زیادی به ایران کرده توی قصههای شاهنامه و واقعا لایق احترام و افتخاره 🌟⚘
با چند کار ساده عضو سلسله شو و وارد دنیای ما شو...
اینجا یک سرزمین باستانیه با سبک باستانی ! نمایش های باحال داریم ، چالش با جایزه داریم ، جشن برپا میکنیم ، بهتون مقام میدیم (با وظایف واقعی) و...
راستی یک بخش هم دارین به نام بخش تبلیغات سلسله که اگه عضوش بشی و این کامنت رو توی پست های مختلف پخش کنی حقوق میگیری، البته شغل هایی مثل این هم زیاد داریم!
خلاصه بگم اینجا عین یک حکومت واقعیه!
برای بزرگتر شدن سلسله این کامنتو کپ7ی و پخش کن!
پین؟
لینک سلسله ( بدون ایموجی ) http😐s://tes😐tchi.ir/po
بعدشم رستم با دستش میزنه سهراب بدبخت پسرشو میکشه
حالا چه زودم دست به کار شدن برا بچه 😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂
عه عه استغفرالله😔😂
رستم عجب نامردی بوده
دارم تست کیووو میخونممممم
فکر کردم یه کاربر معمولیه بعدش دیدم حناس سوپرایز شدممممم
عررررر 😂😂😂😂
مکه سمنگان توران نبود؟
توران هم که میشد سمت چین و ماچین...
نه سمنگان با تواران خیلی فرق میکنه 🙂
پادشاه سمنگان پدر بزرگ سهراب
پادشاه توران افراسیاب
سمنگان توی تورانه
وگرنه چرا باید نگران باشن که افراسیاب بفهمه و افراسیاب به سهراب لشکر بده؟؟
علاوه بر اون تو شاهنامه گفته
چو نزدیکی مرز توران رسید...
که بعد رخش دزدیده شد و رستم دنبالش رفت سمنگان
سمنگان کشور نیست
یه شهره توی توران
اصن اگه ایران بوده چرا رستم عجله داشت برگرده دردسر نشه
چه فرقی داره تو زابل باشی یا تو یه شهر دیگه
به هرحال تو کشورش بود و آماده دفاع اگه سمنگان تو ایران بود
اگر دلیل دیگهای برای مخالفت داری خوشحال میشم بشنوم