ساعت ۴:۲۵دقیقه بود ۲ساعت و ۵دقیقه تا حرکت زمان داشتم و تمام وسایل آمده کرده بودم با خودم گفتم هنوز وقت دارم به آلیا زنگ زدم گفتم بیا بیشم اگه میشه هنوز تا رفتن وقت دارم اون هم قبول کرد. آلیا آمد همینطور حرف زدیم تا ساعت ۵:۳۰شد گفتم دیگه باید برم آلیا با آلیا و تیکی خداحافظی کردم از پدر و مادرم خداحافظی کردم آلیا گفت تا ایستگاه قطار با هات میام
ساعت ۶:۰۰رسیدیم و دیدم آدرین به هم راه ناتالی انجان با آلیا رفتیم سلام کردیم ناتالی گفت دیگه وقتشه بریم با آلیا خداحافظی کردیم و سوار شدیم اولین جایی که قرار بود بریم نیویورک بود آنجا احتمال معجزه گر های زیادی وجود خواهد داشت.
در راه خواب برد وقتی بیدار شدم دیدم در آغوش آدرین خوابیده بودم.ناتالی خوشحال بود که بلاخره آدرین یک دوست پیدا کرده.در جاهای خاص نیویورک از آدرین عکاسی بشه و مرینت از این فرصت استفاده کنه تا معجزه گر های موجود در نیویورک را پیدا کنه.
اولین مکان مجسمه آزادی از زبان مرینت: بعد از ۱ساعت جست و جو معجزه گر جغد که یک گردنبند بود و قدرت آن آزادی که در یک کلکسیون نگهداری می شود پیدا کردم و آن رو با یک گردنبند فیک عوض کردم
مکان دوم ترمینال بزرگ مرکزی بود که در آن معجزه گر عقاب که یک جفت گوشواره بود و قدرت آن آتش بود پیدا کردم
مکان سوم امپایر استست بود که در آن معجزه گر شاهین که یک حلقه بود و قدرت آن نیز بین بود پیدا کردم اولین روز در نیویورک سه معجزه گر پیدا کردم وقتی به هتل برگشتیم از زبان آدرین : امروز چند تا معجزه گر پیدا کردی از زبان مرینت سه معجزه گر
فردای آن روز به مکان چهارم یعنی موزه هنری مترو پلیتن معجزه گر طوطی که یک دستبند بود و قدرت آهنگ مورد علاقه را پیدا کردم
مکان پنجم پارک مرکزی نیویورک است در این جا معجزه گر دارکوب را پیدا کردیم که یک گل سر بود و قدرت آن سوراخ کردن هر چیزی است .
مکان پنجم پارک مرکزی نیویورک است که در آن معجزه گر دارکوب است که گل سر است و قدرت آن سوراخ کردن همه چیز است.
ادامه دارد...
🅵︎🅾︎🅻︎🅻︎🅾︎🆆︎:🄵🄾🄻🄻🄾🅆
🅵︎🅾︎🅻︎🅻︎🅾︎🆆︎:🄵🄾🄻🄻🄾🅆
🅵︎🅾︎🅻︎🅻︎🅾︎🆆︎:🄵🄾🄻🄻🄾🅆
🅵︎🅾︎🅻︎🅻︎🅾︎🆆︎:🄵🄾🄻🄻🄾🅆
🅵︎🅾︎🅻︎🅻︎🅾︎🆆︎:🄵🄾🄻🄻🄾🅆
🅵︎🅾︎🅻︎🅻︎🅾︎🆆︎:🄵🄾🄻🄻🄾🅆