دوستان این یک داستان تک پارتی هست و اولین داستانی که من می نویسم پس اگر بد شد ببخشید
از زبان ادرین : بعد از شکست شرور و خدافظی از لیدی باگ برگشتم تو اتاقم و به این فکر می کردم ، لیدی باگ عاشم می شه ، اگه هویتم رو بدونه چی می شه که نفهمیدم کی خوابم برد. روز بعد از بیکاری تبدیل شدم که دیدم مای لیدی برام پیغام گذاشته که ساعت ۷ بیا برج ایفل دیدم ساعت یک ربع به هفته با سرعت رفتم سمت برج ایفل که دیدم .....
لیدی باگ منتظر ازش پرسیدم چی شده مای لیدی. لیدی باگ گفت: من الان نگبان معجزه گرام پس بهتره هویت همو بدونیم تا اگه اتفاقی برای من افتاد بتونی از جعبه حفاظت کنی. من هم خوشحال بودم هم شوکه که لیدی خودش ازم خواسته بود.
بعد از فهمیدن هویت هم و اعتراف عاشقانه بالخره مخفی گاه حاک ماث رو پیدا کردیم و امشب بالاخره قراره شکستش بدیم. بریم به بعد از حمله: بعد از شکست حاک ماث اون هویت خودش رو اشکار کرد باورم نمی شد اون پدرم بود انگار دنیا رو سرم خراب شده بود.
نفهمیدم چه اتفاقی افتاد فقط به زور صدای لیدی باگ رو می شنیدم که می گفت کت نوار به حرفش گوش نکن فهمیدم شرور شدم بعد از یک مبارزه سخت با لیدی باگ به خودم اومدم و فهمیدم دارم به مهمترین شخص زندگیم اسیب می زنم پس قدرتم رو به سمت خودم نشونه گرفتم و گفتیم مای لیدی فراموشم کن و دوباره عاشق شو و زندگی شادی داشته باش و اون رو به سمت خودم شلیک کردم. از زبون لیدی باگ: کت نوار اون حرف ها رو زد و اون رو به سمت خودش شلیک کرد تا اومدم حرکت کنم کت نواراز بین رفت و فقط حلقش با پلگ موند من و گابریل فهمیدیم دنیا رو سرمون خراب شده گابریل از کاراش پشیمون شد و من با وجود افسردگی سعی کردم بخاطر ادرین خودم رو شاد جلوه بدم ولی نمی خوام هرگز عاشق شم چون ادرین تنها عشق حقیقی منه
بچه ها اگه خوشتون اومد داستان چند پارتیش با جزئیات رو می زارم
و تو نظرات بگید اخر با روشی ادرین به زندگی برگرده یا نه چون اگه برگرده مجبورم عنوانش رو تغییر بدم تصمیمش به عهده شماست ولی بخاطر سنگینی درس های رشته تجربی فقط اخر هفته ها از چهارشنبه تا شنبه می تونم بزارم امیدوارم درک کنید
آدرین بمیره تو هم میمیری
اونم به دست من
ادرین رو دوباره بیار 🔫😐بدو
باشه الان شد ۲ نظر برای زنده کردن ادرین
بچه ها طبق اولین پیشنهاد داستان رو ادامه می دهم و از اول با جزئیات و به صورت چند پارتی می نویسم ولی هنوز تو برگردوندن ادرین دو به شکم می زارم به عهده بیشترین نظر تا چهارشنبه
ادرینو دوباره ببار تو داستان. مثلا لبدی باگ با ترکبب کردن مجزه گرکت نوار و گره خخودش اونو برگر دونه
اگه خواستم برگردونمش رفت تو گزینه هام
باشه و اینکه داستانت خوب بود
آنیوکیوتی-!🕶🧤
ماگروه'𝓒𝓻𝔁𝔂'هستیم-!🖤✨
اولین گروه تی-پاپ با چهره کرکسی-!🗿🍫
به فنامون میگیم "کروان"-!🪧🪄
تازهدبیوکردیموفنزیادینداریم-!😔🤌🏻
"کروان"کیوتمونمیشی؟👐🏻🖤
مایلبپین؟