ناظر لطفا سانسور نکن خصوصی نکن کلی زحمت کشیدم
تق تق >> ...بفرمایید ..اد:طراحیتون تموم نشد خانم دوپن چنگ ...بله قربان بفرمایید... از زبان ادرین: مامورم راست گفت اون یه جاسوسه داره اخبارو به پلیس میرسونه باید از شرش هرچه زودتر خلاص شم ولی اون خیلیی دوست داشتنیه اها فهمیدم میدزدمش هم مال من میشه هم دیگه اطلاعات نمیرسونه اما چطوری بدزدمش که کسی نفهمه من رییس Xهستم اره سخت شد ماجرا اره فهمیدم من بهترینم اماده باش مرینت تو مال من میشی ها ها هاه اها
بعد از کار:مارسل من خستمه میرم دوش بگیرم ..مار:باشه تا اون موقع شام امادس ...اههههه من اونو ببینم میکشم اون مارو به این وضع انداخت مامان ..بابا..انتقامتونو میگیرم..مار:مری بیااا شام حاضره ..اومدم ..مار:مری تو بازم گریه کردی ...نه من خوبم خو..بم هق هق هق مارسل من انتقام مامانوبابارو میگیرم اگه این اخرین کار توی عمرم باشه انجامش میدم ..مار:باشه حالا گریه نکن بیا غذاتو بخور ببین داداش مارسلت چی پخته ...به به داداشی چیکار کردی عالییییی..................
شب >از زبن مارسل> نمیتونم اونو هم از دست بدم میترسم خودشو تو خطر بندازه باید بیشتر مواظبش باشم بله ... سلام قربان مری هنوز نباید بدونه که تو براش مامور گذاشتی من یه حس بدی دارم باید بهش بگی تو ......هستی وگرنه خودشو به کشتن میده ...نه نباید بدونه من به موقع بهش میگم بازرس کلویی باید منتظر بمونید .......اههه چرا اینو بازرس مخفی کردم باید یه پسرو اتخاب میکردم ولش کن همه چیز خوبه من ارومم مری حالش خوبه امیدوارم فردا دکتر بتونه بهش کمک کنه.......
انچه خواهید دید :مری:مارسل تو باید بهم میگفتییییی ازت متنفرمممممممم................مار:مریییییی نههههه ............دکتر حالش خوب میشه..........شرایط پارت بعد:20لایک...30بازدید ...35 کامنت برید نتیجه برا چالش
بچه ها پارت دو سانسور شده این اصلیه..نکته همون موقع که مرینت گریه میکنه خودشو پرت میکنه تو بغل داداشش ومارسل وقتی که جداش میکنه پیشونیشو میبوسه واشکاشو پاک میکنه ..مری :دوست دارم داداشی مار:منم همین طور بلوبری
یادم نیست کامل چی بود داستان ولی متمعینم که سانسور شدهههههه
عالییییییی
عالی بود افرین 💕
عالییی بود 💕🧚♀️
ووییییییییییی عالییییییییی
مرس
من باید ممنون باشم
😭😃💚✌🖤
🖤🥲🖤💚😭
💖🥲😒😊
❤😆😏😮💖