این اخریشه دوستان تست جدید مال اسلندرمن هست
توی راه که بودم،به لایتو نگاه نمیکردم که شاید وسوسه نشه و خونمو نخوره.وقتی رسیدیم دیدم یک خونه ی بزرگ رسیدیم ولی کوچک تر از خونه داداشای لیا بود.وقتی رفتم داخل،لیا رو ندیدم،ترسیدم که لایتو گولم زده باشه.توی راهرو بودم که لایتو بهم گفت اتاقت طبقه ی بالا کنار اتاق موسیقی هست.من میرم.لیا شب میاد.منتظرش باش.بعد که رفت رفتم تا یک سری به اتاقم بزنم.اتاقم خیلی قشنگ بود....
توش یک کمد پر از لباسای رنگی داشت،یک تخت بزرگ دو نفره داخلش بود،یک اینه و صندل خیلی قشنگ دشت،وقتی اومدم بیرون حس کردم گشنمه،رفتم یک چیزی بخورم.
وقتی غذام تموم شد تصمیم گرفتم یکم تلوزیون ببینم.تا شب تلویزیون نگاه میکردم تا لیا بیاد.وقتی لیا اومد،بغلم کرد و گفت خوشحالم که اینجایی؛منم گفتم همینطور.بعد بهم گفت اجازه میدی خونتو بخورم؟گفتم مم،اره،ولی لطفا جوری که درد نداشته باشه،اون گفت باشه،از پشت بغلم کرد و خونم رو خورد،یکم درد داشت ولی خب،به خاطر لیا اینکار رو کردم
بعد رفت و غذا خورد و با هم تلویزیون نگاه کردیم.
بعد تلوزیون رفتم خوابیدم و اون هم کنارم خوابید.صبح که بیدار شدم دیدم لیا کنارم نیست.رفتم پایین و دیدم داره صبحونه درست میکنه.رفتم پیشش و گفتم چیکار میکنی؟دستمو گرفت و بوسید و جلوی پام زانو زد.از توی کتش یک جعبه در آورد و بهم گفت:با من ازدواج میکنی؟منکه مات و مبهوت مونده بودم،بهش گفتم:خ..خ..خب من نمیدونم چی بگم!اره
بعد از بله اون منو بوسید و بعدش یک جشن جسابی گرفتیم و داداش های لیا هم دعوت بودن.ولی لیا بهم گفت تظاهر کن خوناشامی.منم همینکارو کردم
بعدش هم بچه دار شدیم و زندگیمون هم به خوبی خوشی گذشت
دوستان امیدوارم از تستم خوشتون اومده باشه
حتما کامنت کنین
موفق باشید
انیتا جون یک بخشی اضافه شده به نام دنبال کردن
اگه تستای منو دوست داشتی برو توی پروفایلم(بزن رو عکسم)
بعد بزن دنبال کردن
بعد هر موقع من تست جدید بسازم توی تازه ها برای تو میاد
هرکی هم داستانای منو دوست داشت از همین روش دنبالم کنه
سلام دوستان من دارم اسم پروفایلمو عوش میکنم و اسمشو میزارم black wolf
اگه تستی از من دیدید و این اسم روش بود تعجب نکنین من اسممو عوض کردم
سلام دوستان تست جدید منتشر شده برید تست کنید😊
1اون برادرای لیا بفهمن که اون انسانه و بهش مشکوک بشن و بدزدنش 2یه روزی مایا از لیا بپرسه که چرا اون مرده توی پمپ بنزین می خواست بکشتش یا اون مرده یه ردز سراغشون بیاد 3مثال پدر لیا از یه سفری بیاد و بگه چرا با أین ازدواج کردی4مایا تو پرورشگاهی که بود یه پسره عاشقش باشه و بفهمن با یه خوناشام ازدواج کرده 5نور داشتن گل مایا چیبود یا مایا پدر و مادرش که تو قصر خدمتکار بودن ببینه،لطفا داستانتو تموم نکن😭یا همه اینا رو تو فصل 2ببر.
عزیزم ببخشید ولی دیگه یک داستان اگه خیلی طولانی باشه یکم بی مزه میشه
ولی شما هم خیلی نویسنده ی خوبی هستی کلی ایده داری برگام ریخت😂
ایده هات واقعن عالی بودن
حالا من بازم تست میسازم عزیزم امیدوارم خوشت بیاد
ممنون 💗مممم بنظر من داستان باید حداقل تا پارت 10 یا 15 باشه🤔حالا هر جور خودت راحتی 😊
ااا🤧 پارت آخر بود خیلی داستان تو دوست داشتم❤️ حیف که تمومش کردی ☹️ ولی با کلی ایده هم میتونی فصل دومشو شروع کنی
دوستان واقعن ممنون از جمایتای گرمتون
اگه خوشتون اومد لطفا تستامو لایک کنید
هرکی لایک کنه حمایت بزرگی ازم کرده و من بیشتر تشویق میشم تستای جدید بزارم
تست جدید همونطور که گفتم در حال بررسی هست
دلیل اینکه تستام دیر میان صف شلوغ بررسی تستا هست
و من هر موقع تست قبلیم منتشر بشه تست جدیدو میسازم که پایان اون تست قبلیو ببینم و بتونم ادامش بدم چون یادم میره
ممنون از شما دوستان💗💗💗💗
نه چراااااااااا
چرا پارت اخر چراااااااا
چرااااا فقط سه پارت
ترخدا ی داستان خون اشامی دیگه بنویس ولی ادامش بده چرااااااااااااااا پارت اخر 😕من از پایان هیچ چیزی خوشم نمیاد اصلا از خداحافظی خوشم نمیاددددددد
دیگه دیدم داره خونوک میشه گفتم تمومش کنم😅
ولی نه نترس من بازم تست میسازم
هنوز یک تست ساختم مال اسلندرمنه هنوز منتشر نشده
چشم حتما خوناشامی هم میسازم چون خودم هم علاقه دارم