سیلاممممم
ادامه از زبان مرینت # حرکت کردیم... رسیدیم به روستای رفتیم به استراحتگاهش وارد که شدیم اتاق گرفتیم ادرین داشت میرفت بالا تو اتاق که به کارگر اونجا گفتم ببخشید شما گیاهیی به نام چیلیتا میشناسید...
گفت،، اره توی کوه های بالای مزرعه رشد میکنه و گیاهش پراکنده است برای ساخت دارو هم استفاده میشه تشکر کردم و با ادرین به اتاقمون رفتیم... واقعا خجالت کشیدم اولین باره باهاش قراره تو یه اتاق بخوابم به تخت نگاه کردم چیییییی
چییییی تختش جدا نیست و دو نفرس ای خدااااا ادرین گفت من میرم بیرون کمی هوا بخورم رفت اخیشش بزار کمی چرت بزنم خوابیدم ساعت ۸ صبحبود بیدار شدم و یه دوش گرفتم اما هنوز ادرین نیومده بود خیلی نگرانممم کمی هوا سرد بود پتو را برداشتم و رفتم بیرون و.....
رفتم بیرون... اخهههه چه ناز روی تخته چوب خوابش برده حتما بخاطر من از دیشب تا صبح اینجا یخ زده پتو را انداختم روش و کنارش نشستم که یهووو خوابم برد......
ادامه از زبان ادرین،، بیدار شدم دیدم مرینت سرشو گذاشته رو شونم وخوابه دلم نیومد بیدارش کنم که خود بیدار شد مرینت: وای خدا روشونه ادرین خوابم برده بودددددد (خجالتتتتت)
بلند شدیم و حرکت کردیم به سمت کوه ها ارهههههه پیداش کردیممم گلشو چیدیم و حرکت کردیم به سمت قصر.......... روز بعد رسیدیم اولین کاری کردم دکتر را گفتم که بیاد اون باگل معجونی درست کرد و.........
ج چ یادم نمیاد
به داستان منم سر بزن
حتما سر فرصت نگاه میکنم عزیزم
داستانت عالیه
لطف داری😊
آجیل عالی بود
ج چ راستش اتفاق باحالی ندارم
راستی آجی چطوری برای تست هات کاور می زاری
مرسی عشق اجیش روش کاور گذاشتن اخر مراحل درست کردن تست فکر کنم نوشته عکس اصلی روش میزنی و عکسی کهمیخوای را انتخاب میکنی اگه میخوای اموزششرا تو تست درست کنم
مرسی آجی فهمیدم🍰❤️
عالیییییی
ملسییییی