
در دبیرستانی در کره جنوبی پسری زیبا و پولدار که تازه انتقالی گرفته بود و تازه یک هفته می شد که به آنجا آمده بود ولی خیلی بین دختر ها معروف شده بود. ولی پسر عصر ها که مدرسه تعطیل می شد به پشت بام می رفت و 5دقیقه آنجا می ماند ولی صدا نواختن ویالون رو از باشگاه داخل حیاط میشنید ولی هربار که می رفت که ببیند چه کسی ویالون میزند آن فرد ازآنجا می رفت ول یروز یعد دختری خجالتی ولی کیوت اومد تا باهاش حرف بزنه و بهش اعتراف کرد اما پسر اهمیت نداد چون خیلی ها بهش اعتراف کرده بودند و عادی بود واسش واهمیت نمی داد و ولی همیشه از روی بالکون به صدای موسیقی غمگین ویالون گوش می داد ولی توی مدرسه کتاب خونه وتا راه خونش اون دختر همیشه دنبالش می اومد وبی اهمیت به اینکه پسره هربار با بی رحمی می گفت دوست ندارم گمشو دنبالش بود همیشه دوست دارم ورد زبونش بود
دوسال گذشت و پسر هفده ساله شد وهرروز بعد مدرسه توی بالکون به صدای ویالون که نمی دانست چه کسی آن رامی نوازد گوش می داد تااینکه بعد از دوسال چند روزی بود که دختر با غیبت های صیادی سرکلاس میومد وپسر خیلی مشکوک شده بود چون هر بار دخترسیریش نمیومد کسی هم ویالون نمی زد تا اینکه یه روز قایمکی منتظر موند تا اون فردی که ویالون می زد بیاد به سالون ورزش و ببینه که کی هست اما باکمال ناباوری دخترسیریش رو دید که با اشک ریختن ویالون می زد ولی اون خیلی تعجب کرد واز اونجا رفت بی اونکه دختر بفهمه رفت و چند روز بعد پسر با هرروزی که اون دختر غیبت می شود کرد احساس ناراحتی و پوچی می کرد احساس میمرد حفره ی بزرگی توی قلبشه وفهمید که عاشقش بود وچون تمام اون دوسال پیشش بود متوجه این حفره نشده و حالا که اون چند روزی غیبت کرده فهمیده که قلبشو به دختر کیوت و خجالتی کلاس باخته ولی خیلی نگرانش بود از مدیر
پسر به بیمارستان رفت و دختری رو که دوسال تمام با یونیفرم مدرسه میدید رو اين بار روی تخت بیمارستان دید اشکاش ریختن ولی دختر با دیدنش تعجب کرد پسر بدون هیچ مقدمه ای گفت & تو ویالون میزدی اما چرا همیشه غمگین؟ $من فقط هروقت حالم خوب نبود اونجا ویالون میزدم & & افکارپسر&&منم +طمئن هستم که هرروز اون صدا و میشنیدم اما یعنی اون هرروز با تحقیر های من نارحت میشده و به اونجا میرفته؟؟ & &.پسر برای اولین بار به دختر گفت & د... دوستت دارم چشماشو بست چ
پسر به بیمارستان رفت و دختری رو که دوسال تمام با یونیفرم مدرسه میدید رو اين بار روی تخت بیمارستان دید اشکاش ریختن ولی دختر با دیدنش تعجب کرد پسر بدون هیچ مقدمه ای گفت & تو ویالون میزدی اما چرا همیشه غمگین؟ $من فقط هروقت حالم خوب نبود اونجا ویالون میزدم & & افکارپسر&&منم +طمئن هستم که هرروز اون صدا و میشنیدم اما یعنی اون هرروز با تحقیر های من نارحت میشده و به اونجا میرفته؟؟ & &.پسر برای اولین بار به دختر گفت & د... دوستت دارم چشماشو بست چ
و چشماشو بست ودختر رو درآغوش گرفت بعد چنددقیقه اونو از آغوشش بیرون آورد ولی دختر دیگه نفس نمیکشید دختر بعد شنیدن احساس اون دیگه آرزوی نداشت و.....
با فتن دختر اون دیگه مث همیشه نبود و وقتی به باشگاه داخل حیاط مدرسه رفت ویالون اونو دید روی ویالون یه کاغد که روش ((وقتی اینو میخونی باید بگم من دیگه نیستم من میدونستم تو همیشه به صدای نواختن من گوش میدی و من تمام احساساتمو مینداختم چون میدونستم اگه اونو بازبان بگم تو اهمیت نمیدی اما باز هم از هر وراه اسفاده کردم اما تو نمیفهمیدی ولی من از اینکه دوسال امیدی واسه ی زنده موندنم بودی ازت ممنونم و امیدوارم زندگی خوبی داشته یاشی و منو فراموش کنی مث تمام آدم های اطرافم ادامه در نتیجه.... صحیح
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
نظرات بازدیدکنندگان (1)