حمایت فراموش نشه!
از زبان جین هو :صبح شده بود باید برای مهمونی بزرگ جعون تدارک میدیدم ی هودی گشاد مشکی با شلوار اسلش مشکی پوشیدم رفتم پایین هرچی که لازم بود گفتم اماده کنن لیست غذاها و دسر هارو دادم به خدمتکار کوک:اوهه افرین خوب کاراتو میکنی /جین هو :ممنون رییس/کوک:خودتم خوب و زیبا آماده باش چون قراره نقش نامزدمو بازی کنی/جین هو:چییی؟؟؟/کوک:نخود چی/جین هو:😐/کوک:برو اماده شو چیزی تا مهمونی نمونده!
جین هو:چقد این بشر راحته😐! رفتم یه دوش گرفتم لباسمو پوشیدم ی آرایش ملیح کیوت کردم رژ کالباسیمو ورداشتمو روی لباس پف کردم زدم خیلی خوشگل شده بودمممم (لباس جین هو)👆🏻
از زبان کوک:از اتاقم اومدم بیرون چقد دختر.کش شدم جووون 😂🤚🏻 یهو جین هو از اتاقش اومد بیرون از زبان جین هو:از اتاقم اومدم بیرون کوک رو دیدم چقد جذاب شده بود اوف اینا چیه من میگم 😐 کوک:خوشگل شدی/جین هو:ممنون/مغز کوک:انتظار داشتم بگه توعم جذاب شدی😐🤚🏻 خلاصه رفدیم پایین باید ادای زن و شوهرارو در میاوردیم کوک رفت پیش دوستاش منم همینجوری داشتم نوشیدنی مو میخوردم ک ی پسره چسبید بهم سعی داشتم خودمو ازش دور کنم ولی نمیشد خیلی چسب بود!
از زبان کوک:به جین هو نگاه کردم دیدم ی پسره بهش چسبیده داشتن دستش سمت کمر جین هو میرفت که با مشت من مواجه شد /جین هو :ممنون/کوک:خاهش میکنم خلاصه مهمونی مسخره جعون هم تموم شدو رفتیم ب اتاقامون
چطور بود؟
شرطا برای پارت بعد! ۲۰ کامنت ۲۰ نفر دنبال کننده ۳۰ لایک☝🏻❤🩹✨
داستانت خوبه اما یه مشکلی داری تو نوشتن
اینکه تند تند همچیرو میگذرونی کسی که داره داستانتو میخونه ممکنه تصور کنه مثلا اینجا که نوشتی《رفتم پایین هرچی که لازم بود گفتم اماده کنن لیست غذاها و دسر هارو دادم به خدمتکار 》مثلا یکم باز ترش کن گفتگویه جیهو و خدمتکار رو بنویس . 🥲🌸🖤قشنگ بود
میدونم نویسنده خوبی نیستم و دومن حوصله ندارم🥲☝🏻
نه خوشکلم اتفاقا خیلی هم نویستده خوبی هستی🥲💙
_جینا
بچه ها توی اسلاید دوم بجای اینکه بنویسم لب هام نوشتم لباس اشتباه نگیرین😐💔😂
پارت یک کو؟
ببخشید ولی هنو منتشر نشده
عالی بود ولی سعی کن زیاد بنویسی و اینقدر شرط خیلی بزرگی نزار چون تا شرط انجام بشه یه ماه میگذره
باشع مرسی بابت نصیحتت🙂🤍
شرطاش انجام نشدم مشکلی نیس اگه دوس داشته باشین داستانو من حتمن ادامه میدم🥲❤
بنده یکم کرمکی هستم واس همون😂🤌🏻💔😐