نو کپشن
ا/ت ویو صبح بلند شدم دیدم تو ب*غ*ل جانگکوکم میخواستم بیام بیرون ک ... جانگکوک : کجا میری؟ ا/ت : میخام برم بیرون قدم بزنم جانگکوک : اوکی باهم میریم ا/ت : دیشب چجوری خوابم برد؟ جانگکوک : فراموشش کن ا/ت :😐 جانگکوک : برم لباسمو عوض کنم بعد بریم ا/ت : منم باید بیام لباسمو عوض کنم جانگکوک : بیا بریم *برش زمانی ب وقتی ک لباس پوشیدن* جانگکوک : خیلی خوشگل شدی ا/ت : مرسی
ا/ت : *از عمارت رفتیم بیرون* جانگکوک : ا/ت میخواستم راجب یچیزی بات حرف بزنم ا/ت : چی؟ جانگکوک : ت دیشب ازم ترسیدی؟ ا/ت : نمیدونم چیزی از دیشب یادم نمیاد ولی چرا میپرسی؟ جانگکوک : چون دیشب ب طرز عجیبی گریه کردی ا/ت : گریه کردم؟ جانگکوک : اره ببین ا/ت اگه چیزی اذیتت میکنه بگو ا/ت : تو اگه ینفر ک اصلا نمیشناسیش یدفعه ای بیاد ببرت با خودش زندگی کنی وحشت زده نمیشی؟ جانگکوک : اوکی ولش کن
ا/ت ویو داشتیم قدم میزدیم ک دیدم بابا و مامانم و تهیونگ روبرومون دارن میان پیش من همون موقع جانگکوک دستشو گذاشت دور ک*م*ر*م م ا/ت : دخترم چقد دلم برات تنگ شده بود ا/ت : میخواستم برم پیش مامانم ولی جانگکوک کشیدم عقب تهیونگ : هی ولش کن جانگکوک : چی میگی؟ تهیونگ : گفتم ولش کن جانگکوک : اونوقت چرا؟ تهیونگ : نیازی نیست دلیل بیارم ب ا/ت : ولش کن پسرم [ ب تهیونگ میگه پسرم ] این آدم لیاقت حرف زدنم نداره
بچه ها من واتساپم داره ریست میشه مجبورم پارتا رو سریع باهم بزارم
عالی بوددددد
تست آخرم بچگیهات رو زنده میکنه:/
به خاطره حرمته پرشین تون بهش سر بزن🚶♀️