ناظر جون چیز بدی نداره
خب بچه ها اینم پارت جدید که خواسته بودین
از زبان یورانگ: با سردرد بدی چشمامو باز کردم من کجا بودم؟ یکدفعه خانم دکتر اومد داخل اتاق و گفت:عههه بیدار شدی!!!حالت چطوره؟ یورانگ:خوبم فقط سرم خیلی درد میکنه چه اتفاقی افتاده؟؟ دکتر:مثل اینکه یکی از بچه هاوقتی داشتی میدویدی با کتاب پونصد صفحه اشو زده به سرت و تو بیهوش شدی باید از اون مرد جوان تشکر کنی اگه دیرتر آورده بودتممکن بود اتفاق بدی بیفته. یورانگ: کدوم مرد جوان؟؟ یهو جونگ کوک رو تو چهار چوب در دیدم که داره با خنده نگاهم میکنه😊😊😊 دکتر به جونگ کوک اشاره کرد و گفت:این مرد جوان جونگ کوک: یورانگ بیدار شدی؟حالت خوبه؟؟
یورانگ:نه هنوز بیهوشم😂😂😂😂 فقط سردرد و سر گیجه دارم همین. دکتر روشو کرد به جونگ کوک و گفت:آقای جئون همون طور که گفتم خانم شین رو ببرید پیش یه متخصص ضربه به سر خطرناکه و من نه امکاناتشو دارم نه دانایی شو.در ظمن حواستون بهش باشه چون احنمالاً تا یه مدت سردردن . جومگ کوک: چشم خانم دکتر حتما میبرمش. بلند شدم و با جومگ کوک از درمانگاه خارج شدیم. داشتم تو راهرو کنارش راه میرفتم به سمت کلاس که سرم گیج رفت ،داشتم میفتادم زمین که یهو.....
بچه ها یه نکته این داستانو یکشنبه ها، سه شنبه ها،پنجشنبه ها اپ میکنم 😘😘😘😘درضمن پارت بعد شرط داره ۱۰لایک_۲۰ کامنت
خب سرطان رسید
عالییییییییی منتظر پارت بعدیمممم 🥺💃
عالی بود
مرسی اجی