های لاوا اگ یادتون باشه توی قسمت قبلی رویای یک کوکی لاور نگفتم که پارت آخره😌😌این فصل سومشعهه😍😍😍قرار کلی اتفاقات عجیب و غریب بیوفته 😻😻بریم بخونیم😘😍ولی ا/ت زنده نمیشه هاااا
انیونگ ها سه یو😍😘
از زبان اعضا:چند وقتی بود کوک مدام کابوس میدید و ا/ت رو صدا میکرد حتی چند بار ساعت سه شب بیدار می شد ولی ازش میپرسیدیم چی خواب دیدی هیچی نمیگفت ساعت سه شب ۵ آوریل .... کوک:نه نه صبرکنن نهههه و یهو از خواب پرید جیمین:کوک چی شد آروم باش آب میخوایی 😢 کوک:نه نه باید باید برم ایران باید برگردم اونجا😢😥 جیمین:داداش نمیشه که سرتو بندازی پایین و بری که🙂 کوک:ا/تتت ا/ت باید برم پیشش باید برگردم جیمین:ولی کوک ما تازه از ایران اومدیم نامجون:بچه ها چه خبر شده حالتون خوبه جیمین:میخواد برگرده ایران وی:کوک همینجور که نمیشه باید از قبل هماهنگ کنی فوقش دو هفته دیگه میری چه عجلهیی هست ماکه تازه اومدیم 😶 شوگا سرش رو انداخته بود پایین و بغض کرده بود کوک:یونگی تو میدونی من چی میگم تو میدونی من باید برگردم خواهش میکنم هیونگ لطفا لطفا با من بیا تو تنها کسی هستی که میدونه من چرا میخوام برم ایران خواهش میکنم هیونگ 😭😭 یونگی:بسه اینقدر به من التماس نکن نمیشه اون فقط یه خواب بوده 🙂 کوک:هیونگ لطفااا😭😭💔💔 یونگی:فقط یه هفته بهت فرصت میدم اونم برای اینکه میدونم چقدر عاشق ا/ت بودی حالا هم زود جمع کن جین:چه خبره هوپی:فهمیدین به منم بگید😶
کوک رفت تا آماده بشه یونگی خواست بره که جیمین مچشو گرفت جیمین:هیونگ ^_^موضوع به ا/ت مربوطه درسته؟ یونگی:اون... جیمین:خواهش هیونگ به خاطر خود جونگکوکعه فقط بگو در مورد ا/تعه یونگی:هوممم موضوع مربوط به اونه خب حالا که گفتم بزارید کامل بگم و بعد به تخت اشاره کرد یونگی:چند شبه خواب ا/ت رو میبینه که بهش میگه برگرد میخواد برگرده همونجا که ا/ت مرد میگه اونجا تنها جایی هست که میتونم حسش کنم میگه دوس دارم دوباره بغلش کنم😢💔اونقدری دلش براش تنگ شده که هر روز هودیشو بو میکنه دلم به حالش میسوزه چه گناهی کرده
جیمین:پس فکر میکنه ا/ت زندهس؟؟ یعنی ممکنه اون زنده باشه؟؟ وی:اینچیز عجبیه اول کوک بعد ا/ت و دوباره ا/ت؟؟ اول کوک تصادف کرد ولی بعد چند سال متوجه شد که کوک زندهس بعدش ا/ت تیر خورد و مجبور به دوری و دروغ شدیم مدت زیادی نگذشت که دوباره ا/ت مرد از این عجیب تر 😶😶 آر ام:حدس میزنم یه نفر پشت این ماجراس که میخواد اونا از هم دور بمونن🤔 جین:احتمالا یه پسره که میخواد ا/ت رو.... جیمین:فهمیدممم
ادامه اسلاید بعدی😂😂
جیمین:فهمیدممم پسر عموی ا/ت اون اون از عمد با کوک تصادف کرده بود که ا/ت مال خودش بشه و بعد برادر ا/ت رو مجبور به کشتن ا/ت کرده و بعدش هم فیلیپ رو تحدید کرده 😎 تیماممم🤗🤗🤤🤤 لایک و کامنت یادتون نره هااا☺😻
عالی بود پارت بعدی لطفا 😍😗
عالی بید
پرتقالی بید
من تمام داستان های من و جونگ کوک رو میخوانم ولی اینو یه رمان دیگه رو بیشتر دوست داشتم چون عالی بید
لطفا پارت بعدی را بزار
بزار پارت بعد رو خیلی وقته نزاشتی
واو اجی😍😍😍😍عالی بود
بیصبرانه منتظر پارت بعدیت هستم😍😍💜❤
عااااالیییی
عالی بود👌🏻👌🏻
عالیـــ اونی:) پارت بعد بیب:))
عالی با طعم نارگیل 😐