وسایلمونو برداشتیم و به سمت قطار راه افتادم سوار قطار شدیم و رفتیم پیش رنگوکو تانجیرو و نزوکو که تو جعبه بود کنار رنگوکو نشستن و من و زنیتسو اینوسکه اونور نشستیم
رنگوکو و تانجیرو با هم حرف میزدن و زنیتسو و اینوسکه هم همش با هم دعوا میکردن و منم همش جلوشون میگرفتم و میگفتم اینکارا چیه تو قطار میکنین و همش دعواشون میکردم
یهو از مشت سرمون صدای جیغ اومد پشتمونو که نگاه کردیم دیدیم یکی از اون ه.ی.و.ل.ا.ه.ا.س.ت ما مردومو فراری دادیم و رنگوکو هم رفت جلو
خیلی خفن بود و سرعتشم خیلی زیاد بود با یک حرکت کارشو ساخت ولی گفت هنوز تموم نشده و مثل باد رفت تو واگن بعدی و ما هم رفتیم دنبالش
که یهو دیدیم راست میگفت یکی دیگه از اونا بود و یک خانوم هم گروگان گرفته بود رنگوکو گفت شما عقب وایستین و مثل باد رفت و اون خانومو نجات داد و سریع رفت جلو با یک حرکت اونو شکست داد
خیلی خفن بود بقیه هم همین نظر رو داشتن با خیلی تعجب کرده بودیم خفن بودنش هممون رفتیم سمتش و گفتیم به ما هم یاد بده بعد از اینکه تموم شد رفتیم رو صندلی هامون و نشستیم و خوابمون برد.............
اخجونننن فصل ۲
راستی اجی یکی از تستات پاک شده؟
چی ؟ کدومش ؟
فکر کردم یکی از تستات پاک شده
اوف
خوبه ترسیدم