ببخشید من دیروز میخواستم بزارم ولی تا یکو نیم شب بیرون بودیم و بعدم که اومدم خواب مهلت نداد😐الانم همین الان پاشدم و صبحونه هم نخوردم و اومدم اول اینو بزارم چون واقعا جای حساسی بود😬 ناظری منتشر🥺🌿🤍
جیغ شبنا توی گوشم پیچید و احساس کردم پیرهنم داره خیس میشه(خونه ها خوننن ) نفهمیدم چی شد که چشمام بسته شد. چشمام رو بزور باز کردم، حس عجیبی داشتم. چند دقیقه ای طول کشید تا بتونم ببینم، همچی تار بود. کم کم شفاف شدن، اینجا کجاست؟ 😨
نگاهی به دور تا دور اتاق کردم، ارتفاع دوبرابر خونه معمولی و همین اتاق اندازه کل حال و آشپزخونه خونه ما بود! همچیز یه جور عجیبی بود، مثل قدیمیا. ولی نه عادی، یجورایی همچیز سلطنتی بود؟ آره آره، همچین چیزایی، کاغذ دیواری های شیری با خط های طلایی، وسایل چوبی هم همینطور، سفید طلایی بودن. یهویی نگاهم به بالا خورد و لوستر رو بالای سرم دیدم، چقدر بزرگ بوددد، یه لحظه به ذهنم رسید اگه اون بیوفته کجا میوفته؟ دقیقا روی من، دیگه چیزی ازم نمیمونه که. دو سه برابر من بود،
با این فکر سریع خواستم از جام بلند شم، چرا نمیشههه. تو جواب همه تلاش هام فقط اندازه چند تا وجب روی تخت جابجا شدم، با چرخیدنم زنی تقریبا سی ساله کنارم روی تخت دیدم، خوابیده بود، این دیگه کیع؟ دوباره شروع کردم به سعی برای بلند شدن، نمیتونستم! پاهام رو میکوبیدم زمین ولی نمیتونستم بلند شم. شبنا پیش من بود دیگه؟ احتمالا باید اینجا باشه، خواستم اسمشو صدا کنم که... صدام در نمیاد؟ فقط جیغ و دادههه، نمیتونم حرف بزنمم. خسته شدم، از این چیزی که توش گیر افتادم گریم گرفت. از اعماق وجودم جیغ میزدم، که یهو در باز شد
مردی اومد توی اتاق، یه لباس سرمه ای قرمز پوشیده بود که تا بالای زانوش بود و از پشت تا زانو بود. اومد سمتم، به قیافش میخورد آدم حسابی باشه ولی باز ترسیدم، جیغ زدم. بالای سرم وایساد و لبخندی زد، خم شد و بغل گوشم رو قلقلک داد، ناخودآگاه خندم گرفت، ـ: سلام کوچولوی بابایی. چی؟ بابایی؟ برو بابا، من نه کوچولو ام نه بابای نداشتم تویی. خیر سرم 14 سالمه ها، من بابام پنج ساله مرده! بغلم کرد، متعجب شدم، من حداقل چهل و خورده ای وزنم و صد و پنجاهو هشت قدم بودد، چطوری مثل یه بالشت کوچیک از روی زمین برم داشت؟ قدم میزد توی اتاق و آروم تکونم میداد. چند ثانیه از جلوی آینه رد شدیم، باورم نمیشد، من بغل اون بودم ولی... تو جسم یه نوزاد!
نتیجه 1
لایک کننن😐 یه چالش بدم؟ اسمتو بدون این ردیف بنویس خودم: به نام خدا ه هستم😂😔 *پارت بعدی 12 لایک 26 بازدید 10 کامنت بجز تبلیغات نشه نمیزارممم😁*
نتیجه 2
لایک کننن😐 یه چالش بدم؟ اسمتو بدون این ردیف بنویس خودم: به نام خدا ه هستم😂😔 *پارت بعدی 12 لایک 26 بازدید 10 کامنت بجز تبلیغات نشه نمیزارممم😁*
نتیجه 3
لایک کننن😐 یه چالش بدم؟ اسمتو بدون این ردیف بنویس خودم: به نام خدا ه هستم😂😔 *پارت بعدی 12 لایک 26 بازدید 10 کامنت بجز تبلیغات نشه نمیزارممم😁*
نتیجه 4
لایک کننن😐 یه چالش بدم؟ اسمتو بدون این ردیف بنویس خودم: به نام خدا ه هستم😂😔 *پارت بعدی 12 لایک 26 بازدید 10 کامنت بجز تبلیغات نشه نمیزارممم😁*
همه اش توی همون ردیفه😐😂
عالی
ج چ:......
همه ی حروف توی همون ردیفه😂
🥺🌿🤍
😂
عالی بود
🥺🌿🤍
پارت جدید دادم(:
آجی... چرا پارت بعدو نمیدییییییییییییییی
امروز میدممم😌
آورین
بلاخره داری تنبلی رو میزاری کنار👏👏
خب دیگه فک کنم کامنتا اندازع شرتت شدن:/
ععععع نمیشه شرتت رو کنی نفص این 26 تا لایک؟
بشع 13 لایک؟
آخع م پارت موخام
لایک 12 عه😐
26 مال بازدیدههه🤦♀️
عه:/
خب به هر حالذ بازم کمش کن:/
فرقی نداره اونقدر کمش کن که برسه به هم.ن تعدا لایک:/
3
2
1
عالی بود اجی😀🧡
ممنون آجی🥺🌿🤍
ج چ :فطه
😂🌿🤍