هیچکس اینجا رو نمخونه😐اگر داری میخونی بر تو واجب است لایک🗿
از زبون مرینت باورم نمیشه مجبورم معجزه گرشو ازش بگیرمم نه نههههه😭😭واییییی نهههه چراااا این همه بدبختی هق هق😢 تیکی: ملینت اروم باش لطفا باید بری مدرسه مرینت: تیکی من نمیتونم ی گربه دیگه انتخاب کنممم😢تیکی:خب......نگران نباش تو ذهن تیکی ی نقشه دارم باید ب ادرین بگم ((مرینت رفت مدرسه)) از زبون ادرین مرینتو دیدم ک داره میاد سریع رفتم پیشش و بهش سلام کردم ادرین: سلام مرینت: سلام||:دستشو گرفتم احساس خیلی خوبی داشت نباید هیچ وقت انقد بهش بی محلی میکردم🥲
از زبون مرینت خیلی ناراحت بودم این همه بدبختی داشتم😢ادرین دستمو گرفت احساس ارامش میکردم وقتی دستمو گرفت داشتیم باهم میرفتیم تو کلاس ک کلویی سر و کلش پیدا شد😤کلویی: ادرین انقد ب اون دختر لاغشا(برعکس) نچسب بیا باهم باشیم ادرین: اولن اون لاغشا نیست دوما اون دوس رتخد(برعکس) من هست کلویی: چییی😡😡||:از زبون ادرین ی دفه از دهنم پرید عصبانی بودم بهش گفته بود این حرفو از زبون مرینت باورم نمیشد این ادرینه؟شاید برای اینکه کلویی چیزی بهم نگه اینطوری کرد ولی باورم نمیشه ینی اون واقعا مقشاع (برعکس)شده
(من یادم رفت ی چیزیو بگم فیلیکسم تو این مدرسه هست میدونم ی جایه دیگه هس ول تو داستان من خونش پاریسه) از زبون لوکا ادرین گفت مرینت دوس رتخد هست اولش یکم ناراحت شدم مرینت بالاخره انتخابشو کرد🙂از زبون کاگامی بالاخره ادرین قشاع مرینت شد ولی....لوکا از چهرش معلوم بود ناراحته (تو داستان من لوکام میدونه مرینت لیدی باگه و ادرین کت نوار تو فصل ۴ میفهمه اگ دیده باشیت)کاگامی: ناراحت نباش هرکی ی شکستایی تو زندگیش میخوره مثلا قشع منو و ادرین از اولشم درست نبود لوکا: عممم راس میگی بهتره ما بریم اون دوتا بهم میان واقعا کاگامی: اره
از زبون مرینت رفتیم تو کلاس ادرین: عم مرینت بیا کنار من بشین مرینت: عا......باشه ادرین: من میرم بیرون الان میام||: ادرین رفت آلیا و رز و جولیکا و الکس و میلن اومدن آلیا: بالاخره موفق شدی دختر الکس: خوشبخت باشی میلن: براتون خوشحالم رز: عشقتون خیلی قشنگه جولیکا: ب ارزوت رسیدی بالاخره مرینت: ممنون بچه ها😅🙂
(حالا میریم سر بزنیم ب ادرین ک کجا رفته) لایلا و کلویی رو دیدم دم در وایساده بودن و همش منو و مرینتو نگا میکردن(لایلا و کلویی تو فصل ۴ همکار میشن) سریع رفتم پیششون لایلا: عم ادرین سلام میخوای این جلسه کنار من بشینی ادرین: ن ممنون کنار مرینت بهتره😒کلویی:😤😡ادرین: انقد سعی نکنین منو از مرینت جدا کنین من مرینتو سود دارم (برعکس)ی کلام پاتونو بکشین بیرون و رفتم پیش مرینت نشستم کلویی: باورم نمیشهه😡😡 لایلا:😤نگران نباش ی نقشه عالی دارم😈||: از زبون مرینت نزدیک زنگ بود ب خانم بوستیه گفتم میتونم برم دستشویی اونم اجازه داد رفتم از زبون لایلا وقته نقشم بود از خانوم بوستیه اجازه گرفتم و رفتم بیرون خودمو انداختم زمین و جیغ زدم😈 از زبون مرینت صدای جیغ شنیدم رفتم ببینم چ خبره
لایلا بود لایلا: حالا میفمی ک نباید نزدیک ادرین شی😈||:همه اومدن لایلا: آخخخخ مرینت منو هول داد پایین😢 مرینت: داره دروغ میگه من همچین کاری نمیکنم😧آلیا: باورم نمیشه رز: این چ کاری بود کردی نینو: کارت اصلا قشنگ نبود الکس: ما دیگه دوست تو نیستیم مرینت: چ....چی😢ادرین: مرینت همچین کاری نمیکنه بهتون صابت میکنم دوربینارو میتونین چک کنین مرینت هیچ کاری نکرده و لایلا ی دروغگوی ک***÷€﷼×﷼×﷼ثیفه خانم بوستیه: خیله خب ((رفتن دوربینارو دیدن))آلیا: مرینت معذرت میخوایم😞مرینت: مشکلی نیست مدیر: لایلا تو تنبیه میشی و برای ۲ ماه تو باید اینجارو تمیز کنی کل مدرسرو و باید ۶ صفحه از رو متن کتاب بنویسی لایلا:😡😡😡 ((زنگ خورد و دارن میرن خونه)) از زبون تیکی از جیب ملینت رفتم بیرون و پیش ادرین تیکی: ادرین ادرین: تیکی تو اینجا چیکار میکنی🤨تیکی: لیدی باگ......(گفت بهش) ادرین: ک اینطور تیکی: باید ب لیدی باگ بگی ادرین هستی ادرین: مشکلی نیست بسپارش ب من😉 ((رفتن خونشون)) از زبون مرینت داشتم طراحی میکردم ک.....کلویی رو دییدم!البته شرور شده بود
نظرات بازدیدکنندگان (7)