پارت دو اومد 😍
از جام بلند شدم دور و برمو دیدم علف سر تا سر زمینو پوشونده بود یه دهکده جلوتر بود ولی ساختارش نو بود ولی مال ۱۰۰۰۰۰۰ سال پیش بود یعنی چی من کجام
رفتم تو دهکده در جا فهمیدم کجا ولی تو چه زمانی از لباسای مردم اونجا میشد فهمید کره ام(منظورم این لباس هاست که تو یانگوم میپوشیدن 😅) من از شانس خوبم ۵ سال کره بودم میتونستم به زبانشون صحبت کنم
رفتم پیش یه پیر زن ازش پرسیدم ببخشید میشه بگید من کجام؟ پیرزن یکم بهم نگاه کرد با با شک گفت تو سئول هستی باورم نمیشد من قبلا سئول بودم ولی اصلا اینطوری نبود کلمات دور سرم میچرخیدن شاید اصلا سئول نبودم شاید دروغ میگفت
تو همین فکر بودم چند نفر که شبیه جنگجو های سامورایی بودن گفت اونجاس اون جادوگره بگیریدش و انگشتشو به سمت من گرفت اگه اون لحضه یه چیزو مطمئن بودم این بود که تو دردسر افتادم و پا به فرار گزاشتم تعقیب گریز تعقیب گریز تعقیب گریز که بالاخره گیرم اوردن مامورا :وایسا جادوگر گستاخ. من نمیفهمیدم همه افراد قرن ۲۰ میدونن که چیزی به اسم جادوگر نداریم پس ......
یعنی ممکنه من سفر کردم تو زمان !اما نه حتما دیونه شدم اینا همش یه خوابه بردنم اتاق بازجویی فرماندشون پرسید من کی ام هدف از جادوگری چیه من گفتم من جادوگر نیستم اصلا چیزی به اسم جادوگر نداریم اسمم ...... اسمم چی بود باورم نمیشه من اسممو یادم نمیاد ! فرمانده گفت خیلی خب باید جور دیگه عمل کنم .....
خب امید وارم خوشتون اومده باشه اگه میخواین پارت بعد بزارم لطفا تو کامنتا بنویسید ممنون که بهم انرژی میدید
ادامشو بنویس فقط زود باش
من عاشق سفر به زمانم
تستم تو صف برسییه فکنم یه ۱۰۰ سال دیگه برسیش تموم شه 😂😂😂
عالی بود ولی بیشتر بنویس
چشم ممنون 💖💖💖