بالاخرهه ولی باز ببخشید کمه
اما: و اگر بیای برای دنیل امیلیا دم گوش اما: من از اول اخر برای دنیل بودم پس بهتره شرط بندی نکنی امیلیا: راستی رونا رونیکا اینا چه خبر اما: اونا که چی بگم رونا که رفته قاطی مرغا و رونیکا هم که میدونی امیلیا: واقعا رونا این همون دختری نبود که نمیخواست ازدواج کنه اما: نمیدونم والا امیلیا: حالا با کی😉 اما: رگولوس امیلیا: واقعنیی اما: اره تام: اقای ردکلیف شما نمیخوای به ما یه شیرینی بدی😏 *امیلیا شک کرده چون وقتی اما گفت رونیکا رو که خودت میدونی تام حالتش عوض شده و بحثو عوض کرد
امیلیا: برای چی شیرینی اقای فلتون😏 تام: خودت میدونی خانم ردکلیف دنیل از چیزی که تام گفت خوشش اومد و دلش ریخت توماس و الکس: اهم اهم ببخشید ولی فعلا امیلیا یک واتسونه *امیلیا که اصلا تا الان حواسش به برادراش نبود خجالت کشید * دنیل: خب کجا بریم شیرینی بدم بهتون بعد کلی فکر به اینجا میرن * دن: امیلیا میشه پیش من بشینی *گونه هاش گل میندازه
دن: امیلیا میشه پیش من بشینی *گونه هاش گل میندازه ام: ام باشه حتما توماس و الکس: 😒🤢 امیلیا: تومس و الک (مخفف) *توماس گوشیش زنگ میخوره میره یک جا دیگه جواب بده الکس هم وقتی یک دختره رو میبینه خیلی نامحسوس میره پیشش* اما هم دست تام رو میگیره(ناظر جون فقط دست همو میگیرن) *اما قصد داره دن با امیلیا تنها باشه* چون دنیل میخواست یک چیزی به امیلیا بگه وقتی تنها شدن: دنیل: ام ام امیلیا امیلیا: هوم؟ 🙂 دنی: می خواستم میخواستم بپرسم امی: چی بپرسی
تمام 🤣
میدونستیمنبکمیدم-؟
نه-؟
خبحالابدون:]😹🫐
پینشم-؟
خوبی🙂
نه خوب نیستم
امیلیا🙂
Marg دردناک پسرخالتونو تسلیت میگم خانم ریدل :)💔
چی نهه نههههه
:) 🖤
محشر 🥺💚
پارت بعدی
🌹🌹💕
فالوم کنید بک میدم |:🗿💕
فالوم کنید بک میدم |:🗿💕
فالوم کنید بک میدم |:🗿💕
فالوم کنید بک میدم |:🗿💕
فالوم کنید بک میدم |:🗿💕
فالوم کنید بک میدم |:🗿💕
فالوم کنید بک میدم |:🗿💕
فالوم کنید بک میدم |:🗿💕
فالوم کنید بک میدم |:🗿💕
فالوم کنید بک میدم |:🗿💕
فالوم کنید بک میدم |:🗿💕