سلام این داستان خیلی قشنگیه و واقعن سیع کردیم که تاحد مرگ این داستان جواب کنیم 😊😊😊🤣🤣🤣
معرفی : شما یه دختر ۱۹ ساله هستین که تازه به کره رفتین و یه ارمی هستین 😆
صبح از زبان شما : واییی انقدر خوشحال بودم که نگو امروز فن سایت بی تی اس بود واقعان خیلی روز خوبی میشه من بایستی ندارم و همشون دوست دارم رفتن صبحونه خوردم و رفتم حموم وان پر آب کردم رفتم توی فکر بی تی اس یه دفعه بخودم اومد دیدم دارم قرق میشم 😅 سریع خودگ کشیدم بالا رفتم بیرون لباسم پوشیدم رفتم بیرون خرید کنم چون باید عالی بنظر بیام رفتم پاساژ و یه هودی سفید و یه نیم تنه و یه شروال مشکی تنگ خریدی 😁😁
داشتی میرفتم خونه که یه دفعه گوشیم زنگ میخوره و جواب میدم دوستم بود ( اسم دوستت ملانی بود ) ملانی : الووو ا/ت منم امروز میام فن سایتتتتتت ا/ت: اخ جون چه عالیییییی بیا خونه ما نزدیک تره ملانی : باشهههههههه 🥰🥰 راه افتادی سمت خونه وسایلت که ولو بود جمع کردی و همون لحظه صدای در اومد در باز کردی ملانی بود ملانی: لباس چی خریدی من این خریدم ا/ت: من این هارو گرفتم
ملانی : خوبه دیگه الان باید راه بی افتیم ساعت ۴ ا/ت: من میرم لباسم بپوشم و اریش کنم چند دقیقه بعد اریش کردم لباسم پوشیدم و راه افتادیم
بعد نیم ساعت رسیدیم رفتیم توی صف بعد یک ربع نوبت شما شد رفتین تو اول جیمین بود دستش گرفتی و باهاش حرف زدی و بهش کادوش دادی و بعدی ها هم مین طور بعد نوبت تیهونگ شد دستشو گرفتی و باهاش حرف زدی و کادوش دادی کادوش همون جا باز کرد و از تشکر کرد و اومد بقلت کرد تو داشتی میمردی 🤩 رفتی بیرون و به ملانی گفتی 🤭 ملانی هم کلی زود کرد با هم رفتین خونه
رفتی دست شوستی و رفتی لباسات در بیاری که یه برگه از توی کیفت افتاد ورش داشتی نگاهش کردی دیدی یه شماست نوشته سلام این شما منه ممنون از کادو من تیهونگ هستم 😇 توی فکر بودی که یه دفعه پریدی روی گوشیت و شمار ذخیره کردی و پیام دادی سلام تیهونگ من ا/ت هستم همونی که توی فن سایت بود 📱
دیدی جواب نداد رفتی خوابیدی ساعت ۱۲ بود دیدی گوشیت زنگ میخوره ا/ت : وا اینکه نصف شب دیدی تیهونگ 📱 تیهونگ : امم ببخشید نصف شب زنگ زدم فکردم بیداری 😅ا/ت : نه من خواب نبودم تیهونگ : ام خب خوبه که بیدا ری چون میشه فردا بیای باهم بریم بیرون یه دوری بزنیم 🤗ا/ت توی دلش : وای خدایا چی بگم وای 😑 تیهونگ : الو ا/ت خوبی زنده ای صدای تیهونگ تورو به خودت اورد یه دفعه از دهنت پرید 😶 ا/ت : اره چی چیگفتم 🤭 تیهونگ : خب میام دنبالت
تمام شد جای حساس کات نکردین 😅 ممنون که خوندین کارمون خیلی سخت بود اونم از راه دور پس کامنت و لایک کنید 🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰
لایک کن و کامنت 🥰🥰🥰🥰🥰 دوستون داریم 😋😋😋😋😋😋و از کسی که کمکم کرد داستانم بنویسم ممنونم 😍😍😍
تهیونگ منو تو فن سایت بغل کرد عرررررررررررررررررررررررررررررر
🥰🥰🥰 خوش بحالت 😂
عالییییی بود 😊😊😊😊
ممنون 😉
قشنگ بود🙂
ام بهتر بنویس یعنی قوی تر🙂
و داستانای منم سر بزن خواهش😊
میای عاجی شیم؟
من اِنا ۱۵ سالمه
سلام چشم واسه پارت بعدی قوی تر مینویسم 🥰 اره من اشلی هستم ۱۵ 😆😆🥰🥰
عالی بود 😃 ❤️ ❤️ ❤️ ❤️ ❤️ ❤️ ❤️ ❤️ ❤️
پارت بعدی 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍
ممنون خوشگلم 😊😇
قشنگ بود باحال بود 😊😊😇🥰🥰
ممنون اجی 😇😇😇
اینو من یه جا دیگه هم دیده بودم تو تستجی اما خوب بود
ممنون 😊😊 ولی میشه بگی کجا اسم داستانش چیه 😁😁
عالیه عزیزم فقط اون تیهونگ نیست تهیونگه😊
ممنون 😇😆 امم ببخشید هول شدم