
مرینت : که دیدم اووووووووننننننن فیلیکسه * چیه تعجب کردید 😂* فیلیکس تو اینجا چیکار میکنی فیلیکس: شنیدم که حالت بد شد حالت خوبه * چه ریلکس 😐👌* مرینت : ممنون خوبم *بریم سراغ ادرین * ادرین : خیلی سرم شلوغ بود بعد از کارم هم جلسه داشتم *نکته : فرانسوی ها خیلی صبورن پس اگه جلسشون طول بکشه طبیعیه چون ممکنه تا شب هم طول بکشه 😐* بعد از اینکه جلسمون تموم شد یه نگاه به ساعت مچیم کردم وای ساعت ۱ض شب بود احتمالا الان خوابه .....پس فردا می رم و رفتم خونه. اروم با کلید در رو باز کردم اروم اروم داشتم می رفتم به سمت اتاقم که چشمامو و دهنم بسته شد چشمام و دهنمو باز کردن دستام بسته بود ایییی این چقدر صفته ادرینا: پس تویی و دستاشو باز کردم ادرین : این چه کاری بود ادرینا : خب ترسیدم 😐 ادرین: اخه مگه من ترس دارم - فکر کردم دزدی خب چرا دیر اومدی 😐- اخه جلسه داشتم😐- اخه مگه جلسه هم انقدر طول میکشه 😐- خب برا من طول کشید راستی چرا الان بیداری 😐😐😐😑😑😑- خب خوابم نمیومد 😑 - پس بزار من برم بخوابم - باش شب بخیر 😐✋ادرین : ای خدا چقدر خستم و پریدم رو تخت ..هوم یعنی الان مرینت داره چه خوابی میبینه *صبح* مرینت : خاااااااا ههههههه خااااااااا ههههههه خاااااااااهههههه*مثلا داره خر و پوف میکنه 😂*
مرینت : غرق خواب بودم که یک پرنده بیدارم کرد 😐 ای خدا حتی یک روز ارام هم نمی تونم داشته باشم ......وای باید برم دانشگاه و اماده شدم که برم دکتر بهم گفته بود که چند روز خونه باشم اما نمی تونم درسمم ول کنم و راه افتادم به سمت دانشگاه ..... وقتی رسیدم سریع رفتم سرکلاس هوف بلاخره. الیا : هی دختر مگه قرار نبود امروز خونه بمونی مرینت : اما درسم مهم تره الیا : اما تو باید بمونی خونه مرینت : الیا نمی خواد او کارم دخالت کنی چون زندگی منو و تو جداست مفهوم شد 😠 الیا : باشه 😞 مرینت : استادمون اومد و شروع کرد به درس دادن ...........بعد از دانشگاه گفتم برم یکذره تو پارک بچرخم نشستم رو صندلی پارک رو تماشا می کردم و بعد یک ربع رفتم به سمت خونه که یه لحظه رومو اونور کردم دیدم یه ماشین داره بهم میزنه سریع خودمو پرت کردم تو پیاده رو کل کتابام ریخت زمین سریع خودمو تکوندم و شروع کردم به جمع کردن کتابام ادرین : کمک نمی خوای مرینت : ممنون که دیدم ادرین دستپاچه شدم گفتم تو اینجا چیکار میکنی ادرین : خب هیچی مرینت : داشتی دنبالم میکردی ادرین : نه نه ....خب اره مرینت : ادرین میشه دیگه دنبالم نکنی ادرین : اما مرینت : ببین ادرین من بخاطر جونت مجبورم که ازت دوری کنم فقط بخاطر تو دارم این کار رو میکنم. میدونی که.... ادرین : حرفش رو قط کردم و گفتم میدونم اما حداقل نمی خوای بگی چرا بخاطر جون من پس چرا اینقدر بافلیکس خوبی و اروم یه اشک از گونم اومد مرینت : یهنی نکنه و یه نسیم ملایم موهامو تکون داد
مرینت : رومو اونور کردم گفتم متاسفم ادرین همینجور داشتم می دویدمچشمام هی یواش یواش تار می شد وای خدا من چرا دارم اینطوری می شم و اروم افتادم و دیگه نفهمیدم چی شد ادرین : دیدم مرینت داره میوفته سریع گرفتمش بردمش تو یه کوچه خداروشکر چیزی نشده بود حتما بهش فشار وارد شده اروم تو ب+غ٪ل*م گرفتمش و گفتم منو ببخش مرینت نباید خیلی بهت اصرار می کردم و چشمامو بستم مرینت : اروم چشمام باز شد توی یک جای گرم و نرم بودم احساس کردم انگار همه جا امنه رومو اینور کردم که دیدم تو ب+غ«ل ادرینم که بهم نگاه کرد گفتم ممنون که گرفتیم ادرین : خواهش می کنم. مرینت : ادرین من ... ادرین : اروم دستمو گذاشتم رو شبل*برعکسسس* گفتم هیس نیازی نیست چیزی بگی مرینت : چشمام به چشماش دوخته شده بود همینجور همو نگاه می کردیم ادرین : نباید بهت فشار می اوردم منو ببخش. مرینت : مشکلی نیست و گفتم من باید حتما مامانم نگرانم شده خداحافظ و دویدم رفتم ادرین : تاحالا انقدر بهش نزدیک نشده بودم و راه افتادم به سمت خونه

مرینت : کاش می تونستم به ادرین احساسمو بگم که یکی منو کشید تو یه کوچه گلومو گرفت که دیدم اون بریجیته بریجیت: داری چه غ&ل-ط+ی میکنی مگه بهت نگفته بودم از ادرین فاصله بگیر مرینت : اما من ....من نمی خواستم بریجیت: که چی بهت گفته بودم باید ازش فاصله بگیری مرینت : اما اون هی میاد نزدیکم بریجیت: پس تو هم محلش نزار وگرنه مرینت : باشه باشه قبول می کنم ازش فاصله می گیرم فقط تروخدا به اون کاری نداشته باش بریجیت: خوبه و رفتم از اونجا مرینت : گلومو ازاد کرد خدا نزدیک بودا باید ادرینو از خودم دور کنم من نمی حوام ادرین رو بیچاره کنم نمی تونم زندگیشو بخاطر خودم نابود کنم و راه افتادم به سمت خونه و در رو باز کردم ( و تمام برای پارت بعد ۲۰ لایک ۲۵ نظر و ۶۰ بازدید می خوام چالش بالا هم جواب بدید. بای ✋)
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
این دوتا به هم میرسن؟
بیریجیت کی ش،ر،ش کم میشه؟
داستان فیلیکس و بیریجیت چی بوده؟
۱ اسمت واقعا رزیتا هست؟
۲ مدرسه رو دوست داری؟
معلمت کیه یا چه درسی رو بیشتر از همه دوست داری
(میتونی فقط یکیش رو جواب بدی)
۱-اره ولی تو مدرسه بعضی از دوستام بهم میگن رز 😑
۲-اره ولی حضوری
۳-علوم تجربی رو بیشتر از همه دوست دارم اسم معلمم رو نمی تونم بگم چون خانوادم نمی زارن اطلاعات شخصیم رو به کسی بگم
مرسی
عااااااااالی
1-خوبی
2-عدد مورد علاقت
3-سوالی ندارم:|
۱-اره
۲- ۱۷
عالیی
چه رنگی دوست داری؟
خوبی؟
چه غذایی دوست داری؟
ممنون
ج س۱ :صورتی و بنفش
۲-اره ممنون
۳-پیتزا 😋🍕
عالیی بود اجو💖🙌🏻
ج چ : رشته مورد علاقت چیه؟
انگیزت برا درس خوندن چیه؟
بریجیت کی می*میرع؟ 😐😂
سوال ۱:علوم تجربی
سوال ۲:برای اینکه دانا بشم 😀
سوال ۳: نمیدونم فعلا که تا پارت های ۳۰ به بالا هست 😂😐
عالی
🔒🤍
🌚🍓
🌸⛓
✨🚶🏻♀️