از زبان آدرینا:بعد از رفتن لایلا یه نفس عمیق کشیدم و بعد هم رفتم کلاسای امروز را ببینم در تمام کلاس ها من مرینت باهم بودیم بغیر از یکی که یهو یه نفر خودش رو شونم کرد بله آدرین بود چیکار میکنی مرد گنده آدرین :من که از تو ۴۵ ثانیه کوچک ترم آدرینا:بیا زیر وقت کلاسه آدرین که رفت من و میرنت هم رفتیم سر کلاس زنگ اول علوم بود من عاشق علومم( بعد از مدرسه تو کافه )داشتم با بچهها آهنگ جدید مینوشتم.
که صدای یکی بلند شد به به پرنسس از همون اول فهمیدم فلیکس قبل از اینکه چیزی بگم شو شروع به حرف زدن کرد شو :به به آقای آزار دهنده باز چی از جونمون میخوای فلیکس:هیچی فقط با پرنسس کار دارم آدرینا:برو پی کارت بچهها بیاین بریم خونه شو دستم را کشید و گفت ما کسایی نیستیم که باید بره بلکه فلیکس فلیکس:باشه میرم اما بازم بر آرین :دیگه صبرم لبریز شد ویه مشت زدمش به بچهها علامت دادم ودست دخترا رو گرفتیم و رفتیم
آدرینا:خیلی خسته بودم وقتی رسیدیم خاله و فلیکس رو دیدم قبل از اینکه چیزی بگم شو و آرین و آدرین و لوکا به سمتش هجوم بردن که خاله جلوشون سبز شد و بقل شون کرد یه نفس عمیقی کشیدم و دور از جشم همه از خونه خارج شدم شو:دیدم آدرینا داره از خونه میره بیرون که منم دنبالش میرفتم فکر کنم به تونم بفهمم که کجا داره میره بعد از چند دقیقه رسیدیم بلهههههه آدرینا:به برج ایفل که رسیدم یع صدای خیلی بلند گفت بلهههههههه درست فکر میکردم شو بود درست مثل همیشه دنبالم بود.
پایان
نظرات بازدیدکنندگان (0)