آآدرینا: فردا با لباس فرم جدیدم رفتم مدرسه(عکس لباس ) بعد از مدرسه رفتیم پارک بعدش رفتیم خونه خودمون پسرا یه سره به فلیکس تیکه مینداختن رفتم اتاقم که مرینت اومد آدرینا:بچه ها دارن چیکار میکنن مرینت: هیچی، سر تو با فلیکس دعوا میکنن آدرینا: متمعنی سر منه 🥺 مرینت:نه 😭😭😭 آدرینا خیلی دلم براشون تنگ شده
آدرینا:منم ( ۴ سال پیش ) آدرینا: من و آبجی و دادا ش کوچیکم کیکی و ذن به همراه شو وشیرایوکی و میدسوهیده، واسه هدیه تولد شون بردیمشون شهر بازی تو راه برگشت تو یه تصادف از طرف فایکس شوهر خاله امی و بابای ساکورا و فیلیکس البته یه دختر از یه زن دیگه داره به اسم رمی و خاله ام بزرگش میکنه(حال)آدرینا :و فایکس معلوم نیست کجاست من و مری و کلویی و آلیا و زویی و فی به عنوان مامور مخفی دنبالش میگردیم
آدرینا: اما نیست که نیست مرینت بلند شو بریم گردش مرینت :من خیلی خوشحالم که تو را دارم آدرینا:منم ، بریم کافه شیرینی کره ای یه شیرینی خوشمزه سفارش دادیم (عکس شیرینی ) بعد از خوردن رفتیم پاساژ خرید و بعدش رفتیم برج ایفل زنگ زدم به گروه جوخه جاسوسان که من و مری و کلو و آل و زو و فی بودیم تو اون گروه ، که بیان اتاق داخل برج و بازی کنیم ما اسم فامیل ، مار پله و شطرنج بازی کردیم بعدش اومدیم خونه
پایان
3 تست اخرت لایک شد لطفا 3 تسته اخرمو لایک کن لایکاش بیش از 40 تا بشه ازت ممنونم🫱🏽🫲🏻🥹💝
لایک شد