اینم پارت بعدی دراما♥ناظر بمنتشر زحمت کشیدم
میا:فکر نکنم هرجور شما خواستید.. ماریا: من برنامه دارم. هیونا: برنامه چیه؟ ماریا: من و میا میریم وسایل رو از ژاپن میاریم توی خونه ی میکا و بعد ااون خونه رو میخریم چطوره؟ میکا: اوکی ولی خونه من رو چیکار کنیم؟ یونگ: میتونی، بفروشیش میکا: اوه چه فکر بکری! مکس: من ی فکری باید برای این هیونا بکنم هیونا:چه فکری مکس: فکر ازدواج دیگه نگا دیگه پیر شدی تا کی میخوای سینگل بمونی خواهر😐 هیونا: ای بابا. ولوم کن یونگ: من براتون بلیت میگیرم💖 ماریا: ممنون🌙 میا: وسایلو کجا جا کنیم؟ ماریا: اونارو با کامیون میفرستیم خودمون با هواپیما میریم ژاپن میا: مگه شهره کامیون چجوری میخواد از ژاپن بیاد کره😐 ماریا: خب هواپیمای باری میا: خوبه
از زبان هیونا: من زیادی درونگرام کاش بتونم بهشون بگم من عاشق شدم! اما اگه بگم هی میریزن سرم و اجبارم میکنن به کارای مربوط به این.فعلا مجبورم پنهانش کنم...میکا: خب حالا میریم خونه ی من.. رفتن خونه ی میکا..میکا: چایی قهوه ای چیزی نمیخواین؟ هیونا:نه ممنون دستت درد نکنه😊 یونگ: اینجا دستشویی هست؟ میکا: نه نیست😑یونگ: اها اینجاس
میا: میاین بریم بیرون. مکس:اره عالیه شما هم میاین؟ هیونا: من نمیام میکا و ماریا: ماهم نمیایم... میا: هعی من با این تنهام😑(تو دلش) استایل میا) هیونا: نظرم عوض شد منم میام.. مکس: برو بپوش بریم.هیونا هم ی لباس کیوت کرمی نباتی پوشید و اومد.. میا: اول چیکار کنیم؟ هیونا: بریم ی چیزی بخوریم مکس: چی بخوریم میا: ایس پک یا یخ د بهشت💙هیونا: ایس پک به نظرم
مونکوت و سولگی هم اونجا بودن. مونکوت تو دلش: وای چه پسر خوشگلی باید مال من بشه!اما اون دخترا کین؟باید بک*شمشون سولگی: مونکوت چیزی شده؟ مونکوت: اره من عاشق اون پسره شدم.. سولگی:ودف این بازم عاشق شد😑 یهو می خورد زمین انگار ی نفر پاشو گذاشته بود جلوش
منتظر پارت بعدی باشین
چالش: به نظرتون هیونا ع*اشق کی شده؟
وای من هیونا هستم اما نمیدونم😂💔
شاگو😂😂
😂😂
فوق العاده 💗
ممنون
بیبی اگه دوست داری چالش رو هم جواب بده
اوکی💗
عالیییی
ممنون.