
رزی: بچه ها پاشیدددد😊❤ لیسا: چی شده؟ 😑 رزی: میخوایم بریم پیاده روی😁 لیسا: بابا بگیر بخواببببب جنی: رزی حال ندارم من خوابممم جیسو: منم حال ندارم سر صبحی رزی: ای خدااااا.... تنبلا لیسا: تموم کن و بگیر بخواب... رزی: باشه عه😣😩 یکم که گذشت جنی: بچه ها من براتون صبحونه درست کردم بیاین بخوریم عزیزان رزی: اوکی جیسو: باشه بمون لیسا: حال ندارمممم جنی: یکم میمونیم تو هم بیا خلاصه لیسا هم پا شد و باهم صبحونه خوشمزه رو خوردیم همینطور بیرون رفتیم قدم زدیم زیر گل های بهاری😄😉😊 خیلی خوشحال بودیم🌷💖 جنی: بچه ها حال میکنین🧡 رزی: عالیهههه😁😄 لیسا: خوبه💛 جیسو: عالی ترین جایی هست که تا الان دیدم باحاله..❤😘 ما خیلی خوشحال بودیم که دختر کوچیکی رو پدرش دیدیم دختر: وایییی... 😮😮باباااااا بلک.... پینک.. جنی: سلام عزیز دلم دختر: من باورم نمیشه😮😩 رزی: چطوری؟ لیسا: چرا عزیز دلم باورت نمیشه 💖🧡😁 دختر: بابا پدرش: بله عزیزم چی شده؟ اینا کین؟ دختر: بابایییییی اینا...... بلک پینک هستتتتتتتتن جنی: اوخی خوشگلم😊🌷 لیسا: وای اون سگه رو سگ خودتونه؟ دختر: اره خودمونه نگه داریش خیلی سخته اما یک جوری میتونیم نگه داریش کنیم 😁 جنی: عزیزم قربونت😄💛 پدرش: خب دیگه ما بریم دخترم بیا دختر: نه بابا تو نمیدونی این کین؟ اینا سوپر استار هستن اهنگ های اینارو حفظم و رقص هاشون رو هم حفظم😁😘
پدرش: بهت دارم میگم بیا بریممم دختر: من نمیام تو برو پدرش: اینجا بمون یخ بزن جنی: پدرش بمونید شاید به حرف ما گوش کنه... دختر: نه من میخوام پیش شما باشم من باورم نمیشه ..... جنی: دختر گل الان برو حتما فردا دوباره همین دیگه رو همینجا میبینیم فردا هوا افتابی هست گلم❤😘 دختر: باشه اگه شما میگید... خدانگهدار... خیلی خیلی دلم براتون تنگ میشههه❤😁 لیسا: مواظب خودت باشه عزیز دلم 😘❤💖 دختر: حتما شما هم همچنین.. خدانگهدار🧡😉
امیدوارم خوشتون اومده باشه😜💖 ببخشید این پارت رو دیر گذاشتم 😜💖 میخوام بین این رمان یه چند تست دیگه هم بزارم که رمان نیست😜💖
پلیز بلایک😜💖 پلیز فالو کن😜💖 پلیز کامنت بده😜💖
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
نظرات بازدیدکنندگان (10)