
ناظر لطفاً منتشر کن دوستام منتظرن 🥺🥺🥺🥺
منندز گفت باااشششههه ولی باید کلی خو.ن ازت بکشیم . بعدش اونقدر با مشت زد تو صورتم که چشمام سیاهی رفت دیگه چیز نفهمیدم ........از زبان راوی چند ساعت بعد از شکست . از زبان ادرین . چشمامو باز کردم اولین چیزی که نگاهمو جلب کرد آسمون ابی و یه هواپیما که ارتقاء بالا داشت . به اطراف نگاه کردم دیدم روی یه پشته بام یه ساختموم بلندم . دقت کردم کلی ساختمان اطرافم بودن چشمم خورد به برج ایفل فهمیدم تو پاریسم . پاریس خودم باورم نمیشد . به خودم نگاه کردم هنوز زره لباس فورم تنم بود . از بالا ساختمون به پایین نگاه کردم دیدم خیابون بود که کلی ماشین بود دیگه خبری از اسب و کالسکه نبود . خوشحال شدم به پشته سرم نگاه کردم یه در بود که به پایینه ساختمو راه داشت رفتم سمتش درو باز کردم از پله ها امدم پایین . نفهمیدم چرا سرم یهو درد گرفت و صدای سوت بلند توی گوشم داشت می پیچید با دستام سرمو گرفتم . به دیوار تکیه دادم آروم آروم از پله ها امدم پایین . یهو چند تا صدا بلند انفجار با صدای جیق و تصادف و دزدگیر ماشین امد . رفتم پایین . پایین ساختمون یه مغازه لباس فروشی بود اما خلوت . از مغازه رفتم بیرون دیدم آسمون به رنگ سیاه درآمده همه ساختمونا داشتن آتیش می گرفتن . به خیابان نگاه کلی جس.د بود چندتا ماشین داشتن میسوخت میان این هیاهو چشمم خورد به وسط جاده .

دیدم یکی داره گریه میکنه پشتش کلی زخم بود و یکی رو بغ.ل کرده بود .رفتم نزدیک اون کسی که داشت گریه می کرد . گفتم حالت خوبه .برگشت بهم نگاه کرد اون....اون من بودم ولی تو حالته کت نواری تو بغلش هم لیدی باگ بود که یه خنجر رفته بود تو شکمش لیدی باگ و کلی زخم روی بندش بود . از دیدنه این صفحه شوکه شدم دستام می لرزید . به اطراف نگاه کردم که چشمم خود به شدوماث . که این طرف تر افتاده بود زمین و ظاهراً اونم مرده بود . کت نواره بلند شد تو بغلش هم هنوز لیدباگ بود . با نگاه اشک بهم گفت اشتباه منو تکرار نکن . بعدش به حالت عادی برگشت لیدی باگ همینطور . یهو صدای از پشتم شنیدم برگشتم یه سیل بزرگ به سمتم داشت می امد بهم برخورد کرد که...یهو
یهو یکی سطل آب ریخت روم . از خواب پریدم . نفسم بند نمی آمد تمام بدنم خیس بود . یکی با داد گفت بلند شو کرم کثیف . وقتی به خودم امد به بالا نگاه کردم دیدم دو تا دستمو از بالا با زنجیر بستن به سقف و معلقم و پا هام به زمین نمی رسید به اطراف نگاه کردم تو یه اتاق که دیوارش از جنس سنگ بودن بودم . رو به روم هم یه مرد هیکلی بلند قد جلوم بود با سطل خالی گفتم من کجام . طرف گفت به سیاهچال خونآشامم ها خوش اومدی بعدش رفت سمت یه در و رفت بیرون درو بست . دوباره به اطراف نگاه کردم . توی یه جای کثیف بودم کلی موش و سوسک بود کف زمین هم خو.نی بود کناره در یه میز بود روش هم لوازم شکنجه بود کنارشم یه شعله آتیش بود به خودم که نگاه کردم دیدم زرهم نیست فقط یه شلوار تنمه حتی چکمه ها هم نبودن . یه خوده تلاش کردم دستامو آزاد کنم اما فایده نداشت . یهو
یهو صدا در امد دو نفر امد امدن تو اتاق یکیش همون مرد بود و دیگری خوده منندز بود فهمیدم اونم مرده هم خونآشامه. منندز گفت شب بخیر قهرمان . گفتم ببند اون صداتو . شروع کرد به خندیدن . گفتم اینجا کجاست . با خونسردی گفت به قلعه خونآشام ها خوشمدی . گفتم چی چه اتفاقی افتاد . منندز گفت خفشو حالا من سوال می پرسم و باید جواب بدی اگه جواب بدی ازاد می کنم ولی اگه جواب ندی بدون شک تبدیل میشه به شام امشب . گفتم پیشنهاد خوبه ولی باید ردهش کنم. گفتم باشه پس اینجوری نمیشه .به اون مرده نگاه کرد گفت شروع کن اون مرده رفت سمته لوازم های شکنجه یه چا.قو برداشت امد سمتم . منندز گفت یه چندتا یادگیری بزار رو سینش . بعدش چندتا خراش رو سینم گذاشت . خیلی درد داشت . مقاومت کردم . منندز گفت سرسختی ببینم تا جا پیش میره رفتم بیرون یه صندلی آورد تو اتاق نشست جلوم بعدش گفت برو سراغ میله داغ .اون مرد گفت بله قربان . یه میله گذاشت رو اتیش تا داغ شه
میله داغ شد امد سمتم . با داد گفتم لعنت به همتون .اون میله داغ گذاشت رو جا زخمم که با چا.قو ایجاد کرده بود . خیلی درد داشت از شدت سوزش داد می زدم . وقتی تموم شد شروع کرد به مشت زدن به جا زخمم . داشتم از حال میرفتم که دوباره یه سطل اب ریخت روم . منندز از صندلی بلند شد گفت داری خسته ام می کنی بگو دوستات کجا فرار کردن و چرا. گفتم گو.ر بابات . گفت خیلی خب باشه پس سخت تر انجام میدیم . رو به اون مرد هیکلی کرد گفت بیار پایین محکم بگیرش . اون مرد منو آورده پایین . به زور رو پاهام وایسادم . محکم منو گرفت گفت دست راستشو محکم بگیر . یه چا.قو از جیبش برداشت گفت با یکی از انگشتات خدافظی کن . گفتم چی نه نههههههه اخ دستم . یه انگشتمو قطع کرد . بعدش اون مرد منو ول کرد روی زمین. دستمو محکم گرفتم از دستم داشت خو.ن می رفت بعدش چندتا لگد زد به شکمم زد گفت بهت گفتم من باهات شوخی ندارم . حالا بگو دوستات کجان . گفتم نمی دونم . منندز گفت لعنت بهت .شمشیرشو در آورد . تا می خواست بهم بزنه ..........
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
آآآآآرررررییییاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
واااااااااااااااااااااات
What?
Why
I have not got
آریا میگم اگر مثلا ی پسر این ی دختر رو به همراه کلمه جان بگه مثلا ی پسر به من بگه مهتا جان منظورش چیه؟
یعنی یه جورایی برات ارزش قائل برات
که یعنی خوبه
همون روز که به زنداییم گفتم که گوشیش رو به مهدیار. بده زدم سلام مهدیار ویس داد سلام مهتا جان🤭عشق خودمه هاااا
اره 🤣
آریا میخوام تک پارتی بزارم برای اولین بار🤕🤕🤕🤕🤕🤕میترسم بد در بیاد به نظرت بزارم؟
یه پایان بد بزار
نگران نباش
پایان بد که برنامه خودم بود😐
نگران نباشم نگران نباشم خداااایاااا😩😫
اشکمممم دراومدددد😭😭😭😭💔💔
شرمندم شووو🗿🗿🗿🗿
😐😐😐😐😐😐
عالی مثل همیشه
مرسی♥️♥️♥️
افسرده ایی برادر؟ 😐💔
پروفت ناراحته
همش🙃میزاری😐💔
چته؟ 😐💔
اگه نمی دونی پس ایرانی نیستی
برادر چند بار باید بگم 😐🤺🛀
من کوروش کبیرو نمیدونستم اونوقت 😐🤺🛀
آ آریا😨😨😨
بله 🙃
فاتحت خوندست
خدا ازت نگذره آدرین از دست رفت 😭
به چاق بابا بزرگم میام سراغت گفته باشم امیلی هم از فرانسه از سر صحنه فیلمبرداری میارمش😬
قسمت بعدی رو نوشتم تو بررسیه 😉
چشمک؟ 🤨
الله اکبر برم چادرمو بزارم🧕
بهتره آدرین زنده بمونه😉🤺
😐😐😑
آریااااا تو چالشم شرکت کن🥺🥺🥺
آدممم تو چالشم شرکت کن😬😬😬😬
راستی آریا غیر مستقیم به مهدیار گفتم دیگه خودش اگر فکر کنه میفهمه میخوای قضیه رو بگم؟
خوبه که گفتی
اگر گوشی زنداییم نبود مستقیم میگفتم ولی بهش گفتم دوستان مجبورم کردن که به یکی از پسر های فامیل بگم عاشقشم کمکم کن بپیچونمشون با استیکر گریه بعد ویس دارد با عصبانیت تمام گفت باهاشون قهر کن مگه زوره😁
😂😂🤣🤣🤣🤣
خنده داره؟😂
عالی 😍😍😍 ولی من خیلی احساسی هستم گریم گرفت 🥺
شرمنده که اینجاش بد بود
به پسر🥺؟ 🤨
؟؟؟؟؟
معنی🥺رو نمیدونی؟ 🩴😐🗿
نچ
عالییییییییییی😍😍😍😍♥♥♥♥😍😍😍😍😍♥♥♥♥♥😍😍😍😍😍
مرسیت کجا رفته هان؟ 😐🤺🛀
دزدین 😭🤣😂
ژان؟ 🗿😐💔
اریا اخر نگفتی خوشکلم یا نه🤕
این الان پروفایل
عکس خودته
شبیه منه😐💔
اما موها من موجداره😐💔
خوبه عالی
😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐
اسم دختر چی دوز داری؟ 🪨🚧🌪
جواب نمیدی؟ 😐🌪🚧🪨
عالی😍😍😍😍
مرسی ♥️♥️♥️