
💕💕💕💕💕💕💕💕💕
فردا صبح از زبان مرینت : بیدار شدم دیدم پلک و تیکی و آدرین خوابند من از اتاق رفتم بیرون و در و بستم رفتم صبحانه رو آماده کردم که دیدم پلک و تیکی ای بیدار شدن و اومدن به من سلام کرد منم گفتم سلام چند دقیقه بعد هم آدرین بیدار شد خلاصه صبحانه خوردیم این که دیدم زنگ در به صدا در اومد و من و آدرین رفتیم در رو باز کنیم که دیدیم خدمتکارمون کارینه بهش سلام کردم اونم گفت سلام بعد مناظری امارتو بهش نشون دادیم و کارهاشو بهش گفتیم اونم گفت که چشم همه کار رو انجام میدم من هم بهش گفتم که با من راحت باش و مارو مثل برادر و خواهر خودت بدون یا مثل خانواده من گفت که نرفت شما را دوست دارم و شما ازش می خوام که منو دوست داشته باشید به عنوان یک دوست ما هم بهش گفتیم که تو ما تو رو مثل یک خواهر دوست داریم بعد به من گفت که لطفاً اسم شما چیه منم بهش گفتم مرینت هستم بعد کاری به آدرین گفت که اسم شما چیه آدرین جواب داد که اسم منم آدرینه بعد من بهش گفتم من مرینت دوپن چنگ هستم و آدرین گفت من هم آدرین آگراست هستم کارین جواب داد من هم کارین کارسن هستم آدرین گفت من خوشبختم گفتم من هم خوشبختم گفت من هم خوشبختم بهش گفتم کارین تو رازدار خوبی هستی بعد کارین گفت که بله به من اعتماد کنید بعد من و آدرین مشورت کردیم و به این نتیجه رسیدیم که به کاریم بگیریم که دختر کفشدوزکی و گربه سیاه هستیم بعد رو به کارین کردیم و بهش گفتیم ما دختر کفشدوزکی و و گربه سیاه هستیم کارین خیلی تعجب کرد و گفت باور نمیکنم شما چهار سال که ابر قهرمان های پاریس هستید ولی چرا تا حالا به کسی نگفتید ما هم بهش گفتیم اگر هویتمو را به همه میگفتیم مردم به خطر می افتادن بعد کارین گفت که بله متوجه ام اگر کاری با من ندارید برم به کار ها برسم گفتیم نه برو😇 و رفت
من و آدرین هم باهم راه میرفتیم که تیکی و پلگ اومدن گفتن آدرین مرینت میشه یه چیزی بگیم گفتیم بگین گفتن ما میخوایم میخوایم چیز کنیم گفتیم چی کنید گفتن ام از از ازدواج کنیم گفتیم چی مگه شما ها هم میتونید ازدواج کنید گفتن اره بعد پلگ گفت آدرین یادته بهت گفتم که من عاشق تریکسم گفتم اره گفت خب دیگه نیستم بعد تیکی گفت مرینت میدونی که من از اول عاشق پلگ بودم و هستم ولی من یا باید با پلگ ازدواج کنم یا هیچکی پلگ همین طور گفتیم خب چطوری باید ازدواج کنید گفتن خب مرینت باید یه ورد بخونه چون نگهبانه بعد ما ازدواج میکنیم بعد تازه ما بعد ازدواجمون 5 دقیقه بعد صاحب بچه میشیم که جنسیتش را خودمون مشخص میکنیم همچنین قدرت را ما تصمیم داریم که یه بچه پسر که اسمش مارسل میشه و قدرتش مگا کتاکیزم و لا کی چارمک هست یعنی ترکیب قدرت من و پلگ مگا کتاکیزم یه کتاکیزم خیلی خیلی برندس از قدرت پلگ و لاکی چارمک هم یعنی هرچی میخواد رو میتونه درست کنه از قدرت من بعد گفتیم آهان کوامی چیه گفتن کوامی سنجاب گفتیم آهان بعد رفتم کتاب را آورده و ورد را خوندم یهو پلگ و تیکی بیهوش شدن بعد 5 دقیقه یه کوامی با یه میراکلس دسبند ظاهر شد کوامی چشماش را باز کرد و گفت سلام من مارسل هستم کوامی سنجاب و قدرتش را گفت بعد تیکی و پلگ بهوش اومدن یهو دستاشون را بردن نزدیک هم و یه گلوله سفید زنگ درست شد بعد پرتاب کردن به مارسل یهو مارسل تبدیل به یه کوامی بالغ شد
یهو من حالم بد شد و همچی سیاه شد از زبان آدرین:مرینت حالش بد شد بعد با تمام سرعت رفتم بیمارستان تو بیمارستان به دکترش کفتم که یهو بیهوش شد دکترش هم گفت باید معاینه کنه پ بیرون منتظر باشم بعد اومد بیرون گفتم چیشده دکتر دکتر گفت متاسفانه همسر شما باید 1 ماه آخر بارداری شون را تو بیمارستان باشن گفتم چرا چیزی شده که نمیخواین به من بگین گفت نه آقای اگر ست نگران نشید فقط خانم شما یکم ضعیف هستند و ویتامین شون کمه برای همین باید تحت مراقبت باشن گفتم باشه ممنون و رفتم پیش مرینت گفتم بهش گفت که طوری نیست خلاصه یکم با هاش حرف زدم بعد هم خوابیدیم «دوستان میریم به یک ما دیگه روز زایمان مرینت😇»از زبان آدرین:مرینت را آماده کردن که ببرنش تو اتاق عمل بعد 3 ساعت اومد بیرون منم رفتم پیشش نشستم که دیدم پدر ، نینو، آلیا، کلویی ، لوکا😒 و کاگامی😑 اومدن بعد تبریک گفتن بعد پرستار بچه را آوردش تو اتاق بعد ما همه به جوز مرینت رفتیم ببینیم ش بعد من بچه را بغل کردم که مرینت ببینه این قدر قوربون صدقش رفت که نگو منم زنگ زدم به کارین گفتم 6 نفر مهمان داریم ناهار درست کنه اونم گفت جمعا11 نفر درست کنم گفتم اره «دوستان خود مهمان هاشون 6 تان و مرینت، آدرین پلگ و تیکی ، کارین»
بعد گفت آقای اگر ست پلگ و تیکی مگه نباید پنهان بمونن گفتم چرا ولی اونا تو اتاق خودشون میخورن بعد گفت اهان بعد قط کردم رفتم مرینت را مرخص کردم و با بقیه رفتیم عمارت ما وقتی رفتیم کارین را به همه معرفی کردیم بعد نشستیم رو مبل همه و یه مستند از پیشرفت علم دیدیم بعد کاگامی و لوکا گفتن آدرین مرینت گفتیم بله؟ گفتن یک لحضه بیاین رفتیم بعد گفتن ما ما میخوایم چیز کنیم ازدواج کنیم ماهم خیلی خوشحال شدیم و بهشون تبریک گرفتیم بعد رفتیم چهار تایی رو مبل نشستیم چند دقیقه بعد کارین گفت ناهار حاضره رفتیم پیشش گفتیم غذا تیکی و پلگ را بردی گفت بله گفتم خوبه بعد به همه گفتیم ما الان میایم شما شروع کنید بعد رفتیم تو اتاق شون در کیف امون را باز کردیم و اومدن بیرون اول شکل کوامی بعد تبدیل به انسان شدن گفتیم ناهار بخورید ما هم میریم بخوریم گفتن باشه بعد هم ما رفتیم نشستیم سر میز و ناهار خوردیم
بعد ناهار پدرم اومد و گفت آدرین من دیگه زحمت نمیدم میرم عمارت خودم گفتم یکم دیگه میموندید گفت نه باید برم گفتم باشه خوشحال شدم تشریف آوردید و رفت بعد یهو کلویی هم اومد گفت بچه ها بازم بهتون تبریک میگم دوست داشتم بیشتر باشم و متاسفانه پدرم زنگ زدن و باید برم گفتیم باشه ما هم دوست داشتیم بیشتر بمونی گفت بله ولی باید برم و رفت اونم🙁 بعد لوکا و کاگامی اومدن یهو گفتیم دیگه شما نگین که میخواین برین گفتن اومدیم بهتون همینو بگیم بعد لوکا گفت من و پدرم جگداستون یه کنسرت داریم و باید برم بعد کاگامی هم گفت منم کلاس شمشیر بازی دارم کلاس های من هنوز تمام نشده گفتیم خیلی خوب باشه بعد اونا هم رفتن بعد الیا گفت به مرینت دختر من یه فیلم دارم عالی اونو بزارم مرینت گفت اره بزار بعد گذاشت دیدم بعدش الیا گفت مرینت عزیزم ما دیگه رف زحمت میکنیم که من گفتم چرا الیا بودین حالا گفتن نه دیگه امروز مادرم و برادر نینو میان شام خونمون برای همین باید بریم خونه دیگه بعد ما هم گفتیم هرچی صلاح میدونید بعد رفتن ما هم رفتیم تو اتاقمون دیدیم پلک و تیکی خوابن تو بغل هم بعد رفتیم دم تخت مارین دیدیم خوابه بعد بیدارش کردیم من بهش شیر دادم دوباره خوابید
بعد من و آدرین رفتیم از اتاق بیرون که دیدیم یه شرور پیدا شده از زبان نادیا شاماک: گیج نشین این فقط اخباره امروز بعد 9 ماه پاریس دوباره مورد حمله ی شروری قرار گرفت از گربه ی سیاه و دختر کفشدوزکی میخوایم که ابر شرور را شکست و دوباره پاریس را سفید کنند بعد من و آدرین پلگ و تیکی را بیدار کردیم گفتن چیشده گفتیم شرور دوباره پیداشده بعد اومدیم تبدیل شیم که مارسل گفت مرینت آدرین من تا کی هولدر ندارم گفتیم نگران نباش مارسل هولدر تو از الان مشخصه اون مارینه! بعد مارسل گفت ازتون ممنونم روحیه گرفتم بعد گفتم دیگه بیا وقتا تلف نکنیم و تبدیل شدیم که یهو
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
سلامممم💙
ما گروه لونا هستیم🌙
درخواستی ازت داریم🌷🪴
اونم اینه که بری توی اک ƧΛVΛGΣ🌸
و به گروه ما رای بدی 🌻
متاسفام اگه ناراحتت کردم🍓
تستت لایک شد🌆
_گوون🦋