خب خب این پارتو سعی کردمزود براتون بزارم پس بزن بریممم😄😄😄😄
خلاصه میرسیم به قسمت اول مسابقه توی جادر بازیکنا: آیریس از پشت چادر:هری؟ هری:آیریس! آیریس:مرحله اولو میدونی چیه؟ هری:اوهوم.آیریس:خب فقد میخواستم بگم...مواظب خودت باش.هری:باشه ممنون.مرحله اول نوبت هری شد: و حالا هری جیمز پاتر.هری اومد بیرون.همه تشویقش کردن.لینی:هری تو میتونی!آیریس:برنده!برنده! هرمیون:پاتر قهرمان.جک:پاتر قهرمان میبره جام قهرمانی.مانترا:خیلی با قافیه میخونی! جک:خب چی بگم تو شعار بساز.آیریس:ای پاتر قهرمان برنده ای تو برایمان.شین هه:واقعا عالی بود.دونا:بزارین من بگم.هری پاتر پاتر پاتر پاتر برنده.چوری:فک نمیکنین بهتره ما تو زمینه ی شاعری دختالن نکنیم.رزالین:دقیقا منم همین نظرو دارم.آیو:هریییی! هرمیون:اوه اژدهاعه زندش نمیزاره.آیریس:هری مواظب باش.لی لی:هری مطمئن باش از پسش بر میای.بالاخره هری تونست تخم اژدها رو به دست بیاره.
خلاصه میرسیم به مرحله ی دوم.هری وارد آب شد زودتر از همه به پایین دریا رسید.میخواست همرو بیاره ولی نتونست.ویکتور اومد و هرمیونو برد یکم بعد سدریک اومد و چو رو برد هری سعی کرد آیریس و خواهر فلور رو با هم ببره.ولی اونارو آورد بالا و خودش گیر افتاد اون پایین.خلاصه بالاخره بالا اومد.فلور برای تشکر اون رو بو.سید و آیریس با نگاه عصبانی به فلور نگاهی کرد.و میرسیم به قسمت آخر... هزارتو! شرکت کننده ها آماده شدن تا وارد بشن.همه وارد شدن.هری جلو میرفت تو وسطای راه صدای جیغ دختری رو شنید . ادامه داد به ویکتور رسید:آوادراکداور... اما هری نذاشت ویکتور میخواست تا سدریکو بک.شه.هری و سدریک نزدیک به جام بودن.سدریک سعی میکرد هری رو به عقب هل بده ولی هری جلو میرفت تا اینکه سدریک گیر افتاد هری فقط کمی با جام فاصله داشت.اما هری برگشتو سدریکو نجات داد.سدریک:هری تو جامو بردار.هری:نه من نمیتونم.سدریک:اما جام حق توعه.هری:با هم برش میداریم.اونا دوتایی به سمت جام رفتن.اما به جایی دیگه رفتن.یه قبر.ستون! سدریک:هری احتمالا این یه قسمت دیگه از مسابقس!این جام یه رمزتازه! هری حرف سدریکو قبول نداشت و مشکوک بود.صداهایی شنید.تقریبا حس کرده بود که خطریه!چون زخمش درد گرفته بود.هری:سدریک خواهش میکنم برو.سدریک:برای چی برم؟ هری:سدریک برو سمت جام لطفا.اما دیر شد.ولدمورت وارد شد.
اما بی جون تو آعوش پیتر پتی گرو پیتر جلو اومد:بکش.ش پیتر وردی اجرا کرد:آوادراکداورا! نور سبز باعث افتادن سدریک شد.هری:سدریککککک.... پتی گرو شروع کرد:استخوان پدر...جان فرزند را نجات بده.به سمت هری اومد تی.غه ای رو رو دست هری کشید.تی.غه خو.نی شد و چند قطره از اونو توی معجون ریخت و چند تا چیز دیگه رو ریخت و در پایان ولمورت رو توی اون انداخت.ولدمورت مثل قبل بود بلند شد و به سمت هری رفت زخم هری رو فشار داد هری از درد به خودش میپیچید.ولدمورت به سمت مرگخوارا رفت:یاران بی وفای من!اگه نشانتون نبود قطئا به من نمیپیوستید.به سمت یکی از مرگخوارا رفت:لوسیوس!هری با تعجب به اون مرگخوار نگاه کرد.باورش نمیشد پدر دربکو مرگخوار باشه.لوسیوس:سرورم.ولدمورت:کراب گویل!شگا هم حتی وفادار نبودین.و منو فروختین.لوسیوس:مارو ببخشید ارباب.ولدمورت:باشه میبخشم.و حالا یاران عزیزم میخوام از پسری که زنده موند رونمایی کنم.البته که الان قراره بمیره!و اون خواهرش اونو هم زنده نمیذارم.میخوام با دوئل بمیره! طناب دور هری رو باز کرد: پاتر بیا با هم مبارزه کنیم.هری چوبدستیشو تو دستاش گرفت.ولدمورت:تعظیم کن.خودش تعظیم کوچیکی کرد.و با چوبدستیش هری رو مجبور به تعظیم کرد.دوئل شروع شد هری غایم شد.ولدمورت:پدر و مادرت یاد ندادن ترسو نباشی؟هری بیرون اومد شروع به دوئل کرد.هری میتونست کسایی که مردن رو ببینه به کمک پدر و مادرش از اونجا رفت و بدن سدریکو برد.ولدمورت بازم تلاش میکرد اون به دست بیاره ولی بازم نشد.هری برگشت.همه خوشحال اومدن اما با دیدن جس.د سدریک اشک چشمای همرو گرفت.هری سدرکو ول نمیکرد داشت گریه میکرد.و چشم باباغوری هری رو به دفترش برد.با هری حرف میزد و داشت نقششو عملی میکرد که اسنیپ و دامبلدور به همراه مک گانگال وارد شدن دامبلدور چوبدستیشو بالا آورد چشم باباغوری تغییر شکل داد و حقیقتو گفت.خلاصه میرسیم به قطار کوپه ی پسرا: هری:فرد جرج من میخوام جایزمو به شما بدم تا یه مغازه ی شوخی بسازین.بنظرم محشر میشه نه؟ جرج:نه هری اون برای توعه.هری:درسته منم میخوام بدمش به شما.خلاصه بعد از کلی اصرار اونا قبول کردن.کوپه ی دخترا:آیریس:امسال سال خوبی بود البته به غیر از مرگ سدریک.چوری:درسته.کارمن:هعیی.مانترا و رزالین:چیزی نمیخورین؟ دونا:چرا من پاستیل کدو حلوایی میخرم.لینی:منم برتی بات.سین هه:منم شکلات غورباقه ای.چوری:من یه آبنبات میخوام.رزالین:و منم پاستیل.مانترا:من شیرین بیان.آیریس:منم شیرین بیان.آیو:من چیزی نمیخورم.خلاصه همه یچیزی خریدن.
ببخشید میدونم این پات خیلی بد بود به بزرگی خودتون ببخشید☺😘😘
ناظرجون بخدا خیلی زحمت کشیدم تورو قرآن ردش نکن بخدا چند ساعت زمان برد توروخدا رد نکن باور کن انقد نوشتم دستم درد گرفت لطفا رد نکن توروخدااااا😢😢😢😢😢😢😢😢😢😢😢😕😕😕😕😕😕
فعلاااا
نتیجه 1
چ:دریکو با کی بهتر میشه؟لینی یا شین هه(آخه میخوام نظرسنجی کنم چون نمیدونم دریکو با کدوم بره😅) فعلاااا
نتیجه 2
چ:دریکو با کی بهتر میشه؟لینی یا شین هه(آخه میخوام نظرسنجی کنم چون نمیدونم دریکو با کدوم بره😅) فعلاااا
نتیجه 3
چ:دریکو با کی بهتر میشه؟لینی یا شین هه(آخه میخوام نظرسنجی کنم چون نمیدونم دریکو با کدوم بره😅) فعلاااا
نتیجه 4
چ:دریکو با کی بهتر میشه؟لینی یا شین هه(آخه میخوام نظرسنجی کنم چون نمیدونم دریکو با کدوم بره😅) فعلاااا
عالی بودووووووووووددددددددودودودودودوددددد
مرسیییییی لطف دارین😘😘😘😘😘
عالیییی
مرسییی:/
حالا بیا وسطططط✌😂رفتیم سال پنجم
یسسسسس😂😉😍😍😍😍😍😍