
سیلام...این اولیت تستمه .امیدوارم خوشتون بیاد ...🍥🍥(شخصیت یوری همون ا/ت هست)
از زبان یوری= روی صندلی نشستم و به بیرون خیره شدم. گوشیم زنگ خورد .از کمپانی بود. +الو... منشی کمپانی-سلام خانوم یوری .برای فردا وقت دارین تا ادیشن بدین؟ +برای فردا؟ امم ساعت چند؟ منشی کمپانی-ساعت ۱۰ صبح تا ۱۲ ظهر . +بله .وقتم آزاده .میبینمتون خدافظ منشی کمپانی-خداحافظ گوشی رو قطع کردم.زنگ زدم به ماری +الو .ماری من فردا میرم آدیشن بدم ماریا-اوه واقعا برات خوشحالم . +تو هم همرام میای دیگه مگه نه؟ ماریا-حتما اصلا من نیام که نمیشه. یکم صحبت کردیم و گوشی رو قطع کردم . خوابیدم . صبح شد .ساعت ۸ بود . لباسامو پوشیدم . یه هودی و یه شالوار لی خیلی کوتاه . یه چکمه چرم بلند که تا زانو هام بود هم پوشیدم . موهای قهوه ای و بلندمو شونه کردم و باز گذاشتم . گوشیمو برداشتممو رفتم بیرون .توی خیابون ماریا رو دیدم که منتظر من وایساده. +هی سلام ماری ماریا-سلام عزیزم . بیا بریم دیر شد. +تازه ساعت نه و نیم شده . ماریا -ما داریم پیاده میریم .تا نیم ساعت دیگه میرسیم . +باشه .باشه.
ماریا -جدا میگم خیلی خوشگل شدیا . به نظرم حتمی قبولت میکنن . آیدول شدن لیاقتته .خوشحالم داری به شغل مورد علاقت نزدیک میشی. +وای مرسی ماری .انقدر ذوق دارم که نگو ماریا-میدونستی بنگتن هم توی ادیشنت هستن؟ +چی.؟ چی میگی تو؟ ماریا-توی اگهی ادیشن خوندم که بی تی اس هم ادیشن شرکت کننده هارو برسی میکنن و نظر میدن...مگه تو نمیدونستی؟ +وای ماریا من نمیتونم. خیلی استرس گرفتم.چجوری جلوشون اجرا کنم .نمیشه .من نمییییتوووووونمممممم ماریا-آروم باش .توی ۱۷ سالگی انقدر نا امیدی؟ نتونستم جوابی بدم .رسیدیم جلوی در کمپانی بیگ هیت.رفتیم داخل و سوار آسانسور شدیم . استرسم از بین رفته بود و بیشتر هیجان داشتم.در اسانسور باز شد .پیش منشی رفتم و کارت ادیشنمو گرفتم . رفتم توی اتاقی که منشی بهش اشاره کرده بود . ماری هم دنبالم اومد . در زدم و درو باز کردم .اتاق بزرگی بود که یک طرفش اینه و طرف دیگش بنگتن نشسته بود
.پیش میز بنگتن رفتم و کارت عضویتم رو دادم به شوگا .یه نگاه به کارتم کرد و بعد به من نگاه کرد. شوگا-خب .میتونی شروع کنی .موفق باشی .خانوم... +یوری. شوگا -اوهوم . رفتم و گوشیمو به ماری دادم . ماریا-فایتینگ. لبخندی زدم . شروع شده بود . با چند تا رقص شروع کردم و بعد از رقص ها آهنگ هارو خوندم . کارم که تموم شد با ماری به بیرون رفتیم و منتظر جواب آدیشن شدیم . +چطور بود؟ ماری-کارت عالی بود دختر .دهنشون باز مونده بود .شک نکن قبولی .مخصوصا شوگا خیلی خوشش اومده بود . +خب حالا . منشی-میتونین برین داخل . رفتم داخل . سمت میز بنگتن رفتم و سرمو پایین انداختم و منتظر شدم . نامجون-کارت خیلی خوب بود خانوم یوری . تهیونگ-صدات خیلی رسا و تقویت شده بود کوکی -اندام رو فرمی داری . جیمین -نگاه های با مزه . هوسوک -لبخند های زیبا که به کارت جلوه میده جین -خیلی خوب بود . شوگا بلند شد و رو به من گفت شوگا-فوقلعاده بودی . تو قبول شدی .تبریک میگم .میتونی اینجا بمونی تا برای تمرین پیش ما باشی . با حرفش شروع به بالا و پایین پریدن کردم . ماریا اومد و با هم میپریدیم . بنگتن از کار ما خندش گرفته بود . کارت ایدولیم رو از شوگا گرفتم و کلی تشکر کردیم و رفتیم . ماریا-یوری زنگ بزن به بچه ها بگو بیان یه مهمونی بگیرم . -باشه دستمو کردم تو کیفم .گوشیم نبود . -ماری! گوشیم کو؟ ماری -وای یوری یادم رفت از روی میز اونجا بردارم . -بریم بگیرم. برگشتیم سمت کمپانی .گوشی ماری زنگ خورد . ماری -الو .سلام...اها.باشه باشه الان میام... -چیشد؟ ماریا-حال خواهرم بد شده من باید برم پیشش تو برو بگیر رسیدی خونه بهم زنگ بزن .خدافظ -خداف
تنهایی رفتم تو کمپانی .پیش منشی رفتم. -سلام . ببخشید من یه ربع پیش اومده بودم اینجا گوشیمو جا گذاشتم .،میتونم بر دارم . منشی -بله میتونید برید تو اتاق ببینید کجاست . -ممنون. رفتم تو اتاق .کسی نبود .کلی گشتم پیداش نکردم .رفتیم پیش منشی منشی-پیداش کردید؟ -نه . منشی -صبر کنید تا با بنگتن تماس بگیرم شاید گوشیت پیششون باشه . -ممنون ...منشی-گوشیشونو جواب نمیدن . عزیزم تو برو طبقه چهارم .اتاق همشون توی همون طبقه است .برو ازشون بگیر احتمالا دست خودشونه . -اها .ممنونم. رفتم طبقه چهارم .در اتاق اول رو زدم . تهیونگ-بله ؟ درو باز کرد -سلام ببخشید شما موبایل من رو ندید؟
تهیونگ -چرا دیدم .جا گذاشته بودید .شوگا گرفتش .اتاق پنجم . -خیلی ممنونم. تهیونگ-خواهش میکنم. در اتاق پنجم رو زدم . شوگا -بیا تو . در رو باز کردم. اولش سرم پایین بود .اومدم داخل و درو بستم .سرمو بالا کردم.شوگا لباس تنش نبود.جیغ زدم و چشمامو بستم .میخواستم برم بیرون ولی در باز نمیشد. +چرا در باز نمیشه ؟ شوگا -خب دستگیرش خرابه گیر میکنه . تو هم اینورو نگاه نکن تا لباس بپوشم. +اوف . باشه ...حالا چی؟ شوگا -خب . میتونی ...برا چی اومدی تو اتاقم. +اولا خودت گفتی بیام . دوما گوشیم دست شماست . شوگا-خب من فک کردم یکی از پسراست . +خب میپرسیدی.حالا لطفاا گوشیمو بدین تا من برم. شوگا -خب ...حالا که اومدی اینجا یه قهوه مهمون من میشی ؟ +اممم.خب .مزاحم که نمیشم؟ شوگا -نه اصلا.خب کافی شاپ طبقه بالاست.بیا بریم. کلید در اتاق گرفت . اومدیم بیرون و به کافی شاپ رفتیم . شوگا یه میز انتخاب کرد و نشستیم.قهوه و کیک سفارش داد . شوگا-خب ...از کی تصمیم گرفتی که ایدول بشی؟ +خب من از ۱۴ سالگی به این کار علاقه داشتم.از همون موقع شروع کردم به تمرین. شوگا-اوه پس حسابی باید حرفه ای شده باشی . +اوهوم . قهومون رو اوردن .خوردیم و راه افتادیم . برگشتم به اتاق خودم توی کمپانی . برای تمرین . به ماریا زنگ زدم که بیاد.یکم صبر کردم . خودشو زود رسوند.،شروع کردیم .یکم تمرین رقص کردیم...در اتاقم باز شد . وی-سلام یوری ...اممم.مدیر کمپانی ما رو استخر دعوت کرده ...میای؟ +هووووم...ساعت چند ؟ وی -یه ربع دیگه ... +اوه باشه .پس برم آماده شم . وی -باشه باشه...بایی ماریا-خب یوری منم باید برم دیگه ...مراقب خودت باش عزیزم...خدافظ +باشه ...خدافظ
یه لباس سرهم کوتاه تا رون پام و یه کفش پاشنه بلند .موهامو باز کردم و شونشون کردم .رژ قرمز و ادکلن ...کیف مشکی براقمو گرفتم و توش لباس شنا گذاشتم....رفتم توی حیاط.نامجون وکوکی و جین و جیمین و مدیر کمپانی کنار ماشینِ مدیر وایساده بودن .رفتم جلو پیششون . +سلام...بقیه نمیان؟ نامجون-چرا میان ...منتظریم. کوکی خم شد و در گوشم گفت کوکی-یوری خیلی جذاب شدی. بین ۸ تا مرد.مواظب باش. +اوه...اگه میدونستم هیچ دختری نیست... یه چیز بهتر میپوشیدم ... شوگا -سلام ... کوکی -دیگه دیره...سلام شوگا... شوگا-اوه .نگفته بودین یوری هم میاد! وی -من بهش گفتم بیاد .البته مدیر گفتش . شوگا -خب به هر حال خوش اومدن لبخند گربه ای زد و سوار ماشین شد ... مدیر -اممم. متاسفانه توی ماشین جا نیست ...ردیف اول راننده ...ردیف دوم وی و جیمین و کوکی .سوم جین و جیهوپ و نامجون ...فقط اون آخر پشت این سه ردیف یه صندلی هست ... +خب .من نمیام شما راحت برین ... مدیر -نه بیا ... +جدی میگم ... شوگا-خب ...من اگه بشینم و یوری بیاد رو پام بشینه چی؟ +نه نه .شما اذیت میشی . جیمین-چه اذیتی ...تازه خوشحالم میشه ههههه شوگا -هی خفه ...خب میاین؟ بنگتن-لطفا... +خب باشه .
اینم از پارت اول...امیدوارم خوشتون بیاد. 🍥🍥🍥🍥
ادامشو بزارم؟🍨🍨🍨
از بقیه اعضا هم بزارم؟🖤🌸🖤🌸🖤🌸🖤🌸
بای تا پارت بعد کامنت بزارید🍭🍇🍭🍇🍭
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عالییییییییییی
به عنوان اول تست ورمانت ت تستچی معرکه بود خسته نباشید 🙂💜
عالیییی بود🤩🤩🤩❤❤
ادامه بده موفق باشی🌸🌟
😊
از اول داشتم غش و سکته ناقص میکردم
😂😂الان تازه بیسشتر هم میشه
از بقیه اعضا هم بزار
از همه می زارم
پارتای دیگه هم بزار
خیلی باحال بود خیلی دوس داشتم😍😍😍😍😍😍😍😍
💫🍺
عالیییییییی بود
❤💥