4 سال پیش 6 اسلاید 193 مشاهده
اشتراک گذاری

توجه!

محتوای این بخش توسط کاربران تولید می‌شود. پیش از انتشار، محتوا به‌صورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی می‌شود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.

از همین سازنده

تازه‌های دسته‌ی داستان

نظرات بازدیدکنندگان (25)
  • پارت پنج رو گذاشتم
    پارت شیش هم دارم مینویسم

  • شوخی کردم دارم مینویسم

  • پارت بعد نمی زارم
    میخوام زجرتون بدم 😝

  • پارت بعد رو مینویسم
    لطفا کامنت بزارید

  • رفت تو اتاق
    آنچه خواهید خواند
    تو تو اتی ....این جینی یه که میشناسم....خوس اومدید ....چی فکر کردی .....اینجا چیکار میکنی ....ببخشید قربان .....من مافیام

  • سو نگاهی به خونه انداخت و نفس عمیقی کشید سو:قربان غذا میخواید جین:آره سو:من یه جوری نودل رو میپزم اونجوری میخواید جین:هر جور باشم میخورم ات به سمت آشپز خونه رفت و موهاشو بالا بست جین داشن به سو نگاه می‌کرد چون خیلی شبیه ات بود خیلی سو غذا رو داشت می‌پخت اون رو نودل گوشت گذاشته بود همرا با کاهو چینی (شکمو ها می‌فهمن چی میگم)و کمی آب نودل شیرین ملس (نویسنده در غذا جزئیات زیادی انجام میده چون بک گشنس دو عشق دومش غذاست )جین نگاهی به غذا انداخت دقیقا جوری که ات می‌پخت بود جین غذا رو عوض داد و رفت تو

  • توی خونه شوگا :مواظب رفتارت باش چون عصبانی هستی عصبانیتت رو سر خدمت کار جدید خالی نکنی جین:باشه تق تق تق تق جین:حتما خدمت کاره جدیده سو:سلام قربان من پارک سو هستم خدمت کار جدید جین چیزی که دیده بود رو باور نمی‌کرد اون خیلی شبیه ات بود حتی صداش و موهاش جین:بیا تو

  • ات و جین به سمت بالا کوه میرن ات:جین میدونی چیه من من سرطان دارم جین:چی چی ات:شانس زنده موندن ۲ درصده جین:نه نه هق ات از پیشم نرو ۳ ماه بعد ات فوت شده بود جین کناز قبر ات نشسته بود و باهاش حرف می‌زد شوگا:جین باید بریم خونه جین:نه نه ات سردشه

  • تو نظرات همین پارت میزارم

  • پارت چهار نمیاد
    خیلی مهمه این پارت ۴

برای مشاهده و ثبت نظر لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.