من آمدم که آمدم
زبان اوروما: شش تا نودل با شش تا دانگو ور داشتم بردم توی کاسه گذاشتم اون دوتا خروس جنگی هم اومدن هی قوربون صدقه ی اتسوشی ام برم این دوتا سر کی زیاد تر غذا میخوره هم دعوا میکنن 😐(عکس هیچ ربتی به پارت نداره)
خفه نشین خفتون میکنم بزارین غذام رو کفت کنم اوکی آن دو: اوکی😶 ♡هی، و غذایم را نوش جان میکنم اون دوتا هم چند دیقه به هم نگاه میکنن بعد غذاشونو میخورند، هر سه تامون: من خوردم😀
بعد هر سه تامون به هم نگاه کردیم و زدیم زیر خنده ♡خوب حالا که فکر کنم همچینم بعد نشد که تعطیلات رو با این دو بگذرونم🙂(زیر لب گفت)
اون دوتا پا شدن ورفتند سمط در و بعد از در رفتند و خیلی زیبا در را میکوبونند من هم میرم تو شک وقتی دوهزاریم افتاد داد زدم ♡احمقای روانی خونه رو ترکوندین دعا کنین ترکی بر نداشته باشه وگرنه بلایی سرتون میارم که مرغ های آسمان به حلتان گریه کنن باکا ها🤬 کاشو: فرزندم آرام باش ♡هه..... هه....... هه........(داره نفس نفس میزنه) یک.. دو.. سه.. چهار.. پنج... من آرومم😊 کاشو: آفرین بزن بریم تمرین البته اول اینا رو جمع کن ♡های کاشو ساما و افتادم به جون جمع کردن میز و شستن ظرف ها چند دقیقه بعد......... ♡تمام شد بریم به سوی..... ☆تمرین ♡تو هم هستی پس حال میده و این دو می روند به سوی تمرین
بای به همه من برم به عکس بالا دوباره خیره بشم ಥ‿ಥ
نظرات بازدیدکنندگان (0)