خوب خوب اول از همه ناظر ساما لطفا منتشر کن دوم از همه من اومدم
نشسته بودم به دعوا های بوروتو کاواکی فکر می کردم یه لهز اروم گفتم: کلشون بوی قرمه سبزی میده واقعا هی اوکاسان، اوتوسان، نه چان رفتند سفر و نمیان من بدبختم باید این باکا ها رو تحمل کنم خدا به دادم به رسه گـــــــپــــــس
هایانو هایانو زلزله اومده ها؟ این صدای سارادا، میتسوکی، سومیره، شیکادای، کاواکی، بوروتو میامد منم اتسوشی عزیزم رو احضار کردم و♡اتسوشی عزیزم میری ببینی اون باکاها چیکار میکنن من کار دارم😅☆هوک آش ماش به همین خیال باش تخم مرغ جون😊♡چـــی گـفـتـی؟ 😡اومدم که اومدم😡
و اتسوشی بدو، اوروما بدو، اوتسوشی به حیاط میرسه و به طرف اوروما بر می گرده و زبون درازی میکنه☆حلال ماکیان فعال♡اینجا جای خوبی برای دعوا نی بیا بریم جنگل میاما اونجا به جنگ ادامه میدیم☆تو روحت لعنتی §اتسوشی فرار میکنه اوروما میخواست خودش رو یه جا تلپورت کنه چون میدونست اتسوشی کجا میره اما چون هنوز خوب بلد نبود همه رو تلپورت کرد
ای خدا یکی نیست بگه تو که بلد نیستی چرا این کار رو میکنی نگاه همه تلپورت ش......☆هن تو اینجایی!♡ها تو پس اومدی☆بگم غلط کردم ولم میکنی؟♡خیر☆تو روحت ♡به یه شرط☆چی؟♡یه روز با کاشو شوخی نکن☆همین؟♡آره همین☆باشه بای♡کجا میری؟☆میرم یه نفر رو اذیت کنم♡چـــی بمیری اتسوشی ☆ها مگه چی شده؟♡فقط از جلوی چشمام دور شو همین☆های اوکای ساما،و کم خم شد و بلند شد☆روز خوش اوکای ساما،و پرید رفت. قیافه ی من: 😐♡بمیر بقیه: ها؟ (برگشتند به خانه) کلی نودل داشتیم منم رفتم نودل ها رو نگاه کردم وای چقدر زیادند ها این کاغذ چیه از روی میز کاغذ رو بر داشتم و خوندم: اوهایو اوروما براتون دویست هزارتا نودل و ده هزارتا دانگو و رامن گذاشتم از طرف مامان هیناتا ♡وای مامان دوست دارم
به قول اتسوشی هوک اینم از پارت اول هوک خوب بگین شیپش کی باشه زود پاین را به نگاهید کاواکی شیکادای اینوجین میتسوکی خودم درست کنم یه نفر رو جواب بدین واقعا کمک میخوام بای، ســــــایــــــونــــــــارا ◕°◕
عالی 🥺😄👏
ممنونم ^_^