سلام این اولین داستان من هست اگر دوست داشتین بگین که پارت ۲ و ..... رو هم بزارم.
مرینت: ساعت ۷:۳۰ بود که از خواب بیدار شدم که ساعت رو دیدم گفتم واییییی دیرم شد تیکی رو بیدار کردم و رفتم سمت مدرسه رفتم سر جام نشستم و دیدم آدرین نیومده😲 خانم بوستیه اومد سر کلاس و گفت: سلام بچه ها بچه ها: سلاااام خانم خانم بوستیه: بچه ها میدونم فهمیدین آدرین نیست اما نمیدونین که چرا نیست بچه ها: چرا نیست؟ چی شده؟ مرینت: من که خیلی نگران حال آدرین بودم خانم بوستیه: بچه ها آدرین سرماخورده و ۲ یا ۳ روزی مدرسه نمیاد مرینت: واییی نه (اینو بلند گفت) خانم بوستیه: مرینت ما هم نگران آدرین هستیم ولی بعد کلاس برین عیادتش الان وقت کلاسه مرینت: من که نگران آدرین بودم نفهمیدم که چطور کلاس تموم شد. کلاس که تموم شد یهوووو
یهووووو دیدم که یکی شرور شده رفتم تو یه کوچه و تبدیل شدم (تیکی خال ها روشن) و داشتم با شرور مبارزه میکردم (شرور وولپینا بود(لایلا)) منتظر پیشیه بودم که یهوووووو
عین جن پشت سرم ظاهر شد و گفت: اپیچیو (سرفه کرد) منم ترسیدمو دستشو گرفتمو پرتش کردم که یهو فهمیدم کت نواره با یویوم گرفتمشو کشیدمش بالا
رفتیم باهاش جنگیدیم من از گردونه خوش شانسیم استفاده کردم که یهو وولپینا یه لگد زد به من و من پرت شدم پایین (نکته: ما داشتیم رو برج ایفل میجنگیدیم) من که افتادم کت نوار یه لگد به وولپینا زد و پرید که منو بگیره (نکته: وقتی وولپینا به من لگد زد سرم به یه میله خورد و افتادم) کت اومد و منو گرفت و با میلش مارو به برج ایفل گرفت و یواش یواش منو آورد پایین. دید که من بیهوش شدم و داره قطره قطره از سرم خون میاد و من فرصتی نداشتم (نکته: چون از گردونه خوش شانسی استفاده کرد) کت منو برد به یه کوچه و من به حالت اولم برگشتم. کت نوار: وقتی دیدم بانوی من زخمی شده رفتم تو یه کوچه و به حالت اول برگشتم و دیدم که اون مرینتههههه من بردمش بیمارستان گذاشتمش و رفتم با وولپینا جنگیدم
به بدبختی شکستش دادم و آکوما شو با پنجه برنده نابود کردم و رفتم و به حالت عادی برگشتم و رفتم بیمارستان پرستار گفت: شما چیکاره بیمارین؟ آدرین: (نکته: مامان و بابای مرینت رفته بودن چین پیش عمو چن) گفتم من همسرشم رفتم یه فرمی و پر کردم و رفتم پیش مرینت مرینت: وقتی به هوش اومدم دیدم آدرین کنارم نشسته و من تو بیمارستانم دیدم آدرین خوابیده و یهو یادم افتاد از وولپینا آدرین: دیدم مرینت بیدار شده و منم بیدار شدم مرینت: آدلین یعنی آلدین نه آدرین چرا من اینجام چیشده؟ آدرین:
بانوی من خوبی؟ مرینت: بانوی من؟ چی یعنی چی؟ آدرین: میدونم تو کفشدوزکی مرینت: چی؟ نه من کفشدوزک؟ خخخخ😂😨 آدرین: من میدونم مرینت مرینت: خب از کجا فهمیدی؟ آدرین: من من ..... ک..ت... من کت نوارم بانوی من مرینت: تو کت نواری؟ وایی من زدم زیر گریه که دیدم آدرین داره اشکامو پاک میکنه و گفت: گریه نکن کفشدوز بانو مرینت: وولپینا چی شد؟ آدرین: به سختی شکستش دادم که دیدم یهووووو پارت تموم شد 😂😂 اگه دوست داشتین بگین ادامشو بزارم خدانگهدار
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عالی بود 😍
سلام پارت ۲ هم اومد پارت ۳ رو هم امروز مینویسم فردا انشاالله منتشر میشه از پارت ۴ به بعد اگه نظر ندیدن بعدی ها رو نمیزارم