رمان تک پارتی مال من نیست خیلی جالب بود برای همین گذاشتم دومین باره میزارم اون یکی شخصی شد ناظر جان لطفا منتشر کن
توی خیابونا قدم میزدم نمد چرا دلم میخواست مثل :] لبخند بزنم :| انگار به زور بهم گفتن اینجوری بخند💔😂 همینطور که قدم میزدم و سرم پایین بود خوردم به یک چیزی اه حتما یک پسره مث رماناااا وقتی سرمو بالا اوردم... عه این که تیر برق بووود D: ججرر
دوباره شروع کردم به قدم زدن تقریبا 5 دقیقه گذشته بود که حس کردم هوا تاریک شد سرمو بالا اوردم که... ععرر من توی ایستگاه مترو چی میخواااااامم XO XD سریع از اونجا اومدم بیرون
سریع از اونجا اومدم بیرون داشتم دو میزدم که دوباره خوردم به یکچیزی ( : شما باید یک چشم پزشکی بری :| ) بلند گفتم : اه سگ تو روح هر چی تیر برقه سرم نابود شد وقتی سرمو بالا اوردم... ععررر ادرینننن ججرر ادرین : مارینت تیر برق؟؟ دستتو بده من : نه هیچی نیست اخه دفعه قبلی که داشتم رد میشدم خوردم به تیر برق XD ادرین : :||~
پوکر نگام میکرد که دستمو جلوش دراز کردم اونم فهمید سریع دستمو گرفت و کمکم کرد تا بلند شم ادرین پسر عموم بود مثل خواهر برادر بودیم گفت : حالا اینجا چیکار میکنی گفتم : پیاده روی گفت : مارینت الان ساعت 5 صبحه تو اومدی پیاده روی که چییییی
نتیجه 1
ععرر برگای نازم 😐🍃 من : جر مگه ساعت 10 صبح نیستتتتت ادرین : الخدایااااا الشفااااا من : حالا خودت اینجا چی میخوای ادرین : من اسکل اومدم دنبال توی اسکل تر مارینت : یک ، اسکل خودتی . دو ، گزینه یک . سه ، گزینه یک و دو ادرین : =/ حالا اگه افتخار میدی بیا بریممم مارینت : ولی ما الان دقیقا کجاییم؟؟ ادرین : هن؟؟ من : کوفت و هن ما الان کجایییمممم ادرین : چی؟؟ مگه... من : ععععععععرررررر بعد 30 دقیقه راه رو پیدا کردیم و با پای پیاده رفتیم به سمت خونه که بارون اومد :| همین کم بود تا خونه هم خیلی دیگه مونده پام خسته شده بود ولی به زور باید راه میرفتم وای بالاخره رسیدیم من : ادرین دلم به حال زنت میسوزه =| ادرین : عامم تا حالا ندیدم کسی دلش واسه خودش بسوزه.
نتیجه 2
ععرر برگای نازم 😐🍃 من : جر مگه ساعت 10 صبح نیستتتتت ادرین : الخدایااااا الشفااااا من : حالا خودت اینجا چی میخوای ادرین : من اسکل اومدم دنبال توی اسکل تر مارینت : یک ، اسکل خودتی . دو ، گزینه یک . سه ، گزینه یک و دو ادرین : =/ حالا اگه افتخار میدی بیا بریممم مارینت : ولی ما الان دقیقا کجاییم؟؟ ادرین : هن؟؟ من : کوفت و هن ما الان کجایییمممم ادرین : چی؟؟ مگه... من : ععععععععرررررر بعد 30 دقیقه راه رو پیدا کردیم و با پای پیاده رفتیم به سمت خونه که بارون اومد :| همین کم بود تا خونه هم خیلی دیگه مونده پام خسته شده بود ولی به زور باید راه میرفتم وای بالاخره رسیدیم من : ادرین دلم به حال زنت میسوزه =| ادرین : عامم تا حالا ندیدم کسی دلش واسه خودش بسوزه.
نتیجه 3
ععرر برگای نازم 😐🍃 من : جر مگه ساعت 10 صبح نیستتتتت ادرین : الخدایااااا الشفااااا من : حالا خودت اینجا چی میخوای ادرین : من اسکل اومدم دنبال توی اسکل تر مارینت : یک ، اسکل خودتی . دو ، گزینه یک . سه ، گزینه یک و دو ادرین : =/ حالا اگه افتخار میدی بیا بریممم مارینت : ولی ما الان دقیقا کجاییم؟؟ ادرین : هن؟؟ من : کوفت و هن ما الان کجایییمممم ادرین : چی؟؟ مگه... من : ععععععععرررررر بعد 30 دقیقه راه رو پیدا کردیم و با پای پیاده رفتیم به سمت خونه که بارون اومد :| همین کم بود تا خونه هم خیلی دیگه مونده پام خسته شده بود ولی به زور باید راه میرفتم وای بالاخره رسیدیم من : ادرین دلم به حال زنت میسوزه =| ادرین : عامم تا حالا ندیدم کسی دلش واسه خودش بسوزه.
نتیجه 4
ععرر برگای نازم 😐🍃 من : جر مگه ساعت 10 صبح نیستتتتت ادرین : الخدایااااا الشفااااا من : حالا خودت اینجا چی میخوای ادرین : من اسکل اومدم دنبال توی اسکل تر مارینت : یک ، اسکل خودتی . دو ، گزینه یک . سه ، گزینه یک و دو ادرین : =/ حالا اگه افتخار میدی بیا بریممم مارینت : ولی ما الان دقیقا کجاییم؟؟ ادرین : هن؟؟ من : کوفت و هن ما الان کجایییمممم ادرین : چی؟؟ مگه... من : ععععععععرررررر بعد 30 دقیقه راه رو پیدا کردیم و با پای پیاده رفتیم به سمت خونه که بارون اومد :| همین کم بود تا خونه هم خیلی دیگه مونده پام خسته شده بود ولی به زور باید راه میرفتم وای بالاخره رسیدیم من : ادرین دلم به حال زنت میسوزه =| ادرین : عامم تا حالا ندیدم کسی دلش واسه خودش بسوزه.
خیلی جالب بود
💜💜
🤣🤣
جررررر😐😂😂😂
😂
سلام دخترم
منو میشناسی
من پدرتم😁🌹
سلام
😂
کی بابا دار شدم ؟😂
از مامانت تو تستچی بپرس اگه باور نمکنی
باشه😂
عالی
مرسییییی
عاااااااااالی💌🍓
مرسییییی💜
عالی بود;-)
مرسیییی💜💜
خواهش میکنم:-)
عالیییییییییییییییی
مرسییی💜💜