
سلام دوستای قشنگم😍 اینم پارت 33 😘 امیدوارم دوست داشته باشید 😻 از کامنت ها و لایک های پارت قبل ازتون خیلییی ممنونم کلی انرژی گرفتم❤😍 ناظر عزیزم ممنون میشم زود منتشرش کنید لطفا😥😘
گفتم یه ریگی به کفششون هست تو باور نکردی فیلیکس : شما ها اینجا چیکار میکنید😠 ادرین: وااااییی خداااا لو رفتتتیم 🤦🏻♂️🤦🏻♂️🤦🏻♂️ اریان: واایی خدااا بدبخت شدبم به چ.و€خ رفتیم🤦🏻♂️😑 فیلیگس : اینجا چیکار مبکنننید😠😠 ادرین: امممم راستششش اممم.....اره اونده بودیم به شماها سر بزنیم اره فیلیکس :اونوقت چرا؟🤨 اریان: اممم خب راستش اره به خاطر اینکه اونروز زیاد رفتار خوبی باهات نداشتیم برای همین اومدیم معذرت خواهی کنیم همین😁😥 ادرین: اوووو اره اره به خاطر همین فیلیکس: ببینم یه نگاه به پیشونی من بکنید ......نوشته من ا*ح€م×ق£م؟ اربان: اون که نوشته ادرین: با ارنج زدم تو دستش و گفتم: نه البته که نه فیلکس: زود باشید از اینجا برید بیرون ادرین: باشه بابا رفتیم خونتو نخوردیم فیلیکس : معلوم نیست برای چی اینجا بودن رفتم تو خونه ...... خدمتکار: اقا شما اومدین؟ _میبینی که اینجام😐 _اون 2 اقا هم رفتن؟ _ تو اینجا میبینیشون؟😐 _راستش اقا اونا رو دیدم که داشتن اتاق شما و میرا خانم رو میگشتن _چییییی!!!!😠 _بله اقا _پس بگو چرا اینجا بودن فکر کردین میتونید از دست من قِسر در برید؟
ادرین: فکرکنم بخیر گذشت زود باش سوار شو باید زود تر بریم خونه _باشه بریم فیلیکس: ماشینشون رو دیدم زود سوار ماشینم شدم و دنبالشون رفتم تا شما باشید تو کارای من د.خ.ا.ل.ت نکنید ببینم کدومتون زنده میمونید و شروع کردم به ت.ع.قیب کردنشون ......... ادرین: ببینم عکس ها رو واضح گرفتی ؟ _اره نگران نباش دستش رو ، رو میکنیم ببینیم میتونه در بره یا نه..... مرینت: داشتم تو اتاق رژه میرفتم دلم خیلی شور میزد 😥 ادرین کجاست؟ ماریا: ابجی چی شده؟ چرا اینقدر نگرانی ؟ بشین دیگه سرم گیج رفت 😐 مرینت: نمیتونم ماریا خیلی نگرانم ماریا: ببینم برای کی ؟😏 مرینت: چرا همه چیز رو به مسخره میگیری؟😐 میگم دلم شور میزنه نگرانم دختر ادرین: اووووف اینجا چقدر قشنگه بیا بریم یه سر و گوشی اب بدیم 😻 _ول کن داداش بیا بریم خونه دیگه _ساکت! بابا بعد این همه استرس و ترس یکم هوای ازاد لازمه پسر بیا پایین _اووف فقط چند دقیقه باشه؟ _باشه بیا دیگه قر نزن فیلیکس: اونا پیاده شدن و از پله ها رفتن پایین اههه به خشکی شانسس!!!😠 ول کن فیلیکس وقتی اومدن بالا به حسابشون میرسم و منتظر موندم
ادرین: واااو اینجا چقدر قشنگه!😻 _اره قشنگه 👌🏻😻 _بیا یکم اب بخوریم من تشنم هست _خب خودت بخور ب من چ 😐 _بیا و خوبی کن😐 میخوام نخوری برو ببینم😐😐👋🏻 ماریا: واایی خواهر؟ _چیه؟ _منم نگرانم _نگران کی ؟😏🤨 _چمیدونم خب یه جوریم اخه _پس بیا خودتم عین من شدی _بیا بریم یکم هوا بخوریم بهتر میشیم _ فکر خوبیه 👌🏻🚶♀️ فیلیکس : اههه پس چرا ابنا نمیان؟ که دیدم دارن از مله ها میان بالا ماشین رو روشن کردم دقیقا روبرو من بودن گاز رو گرفتم و به سمتشون رفتم......... ادرین: اریاااان .....و اریان رو گرفتم و انداختمش پایین وگرنه ماشین میخورد بهش😓 و ماشین صااااف خورد به من ............. اریان: داداااش!!! مرینت: 《با داد》 ادرین!!!!!! ماریا: اریاااان!!!! *دوتاشون شروع کردن به نفس نفس زدن* مرینت: ای وای! چرا من اسم ادرین رو اوردم؟ _چرا من اسم اریان رو اوردم ؟ _وااای خداا دلم بد جور شور میزنه نکنه اتفاقی برای ادرین و اریان افتاده باشه 😥😥 _نگران نباش ولی منم بد جور نگرانم اربان: داداشششش &بچه ها اریان از دیوار اونجا اویزون هست........& داداش پاشو و پریدم رو زمین که سرم ز.خ.م.ی شد فیلیکس: تا شما ها باشید تو کار من دخالت نکنید و ماشین رو دوباره روشن کردم و رفتم خونه اقای اگرست.....ببینم چیکار میکنید تنهایی😈
اریان: رفتم سمت ادرین......وااایی خداا😥😭 ادرین سرش خوده بود به سنگ و داشت خ.و.ن£ر×ی@ز÷ی میکرد صداش زدم : داداشش!!😭😭 یکی اینجا نیییست😭😭 یکی کمک کنننه 😭😭 ادرین طاقت بیاااار یکی کمک کننننه😭😭 یه بنده خدایی😐: اقا حالتون خوبه؟ اریان: اقا تروخدا بیا داداشم ز.خ.م.ی شده کسی هم اینجا نیست لطفا زنگ بزن امبولانس _باشه اقا نگران نباش الان زنگ میزنم _ادرین داداشم تحمل کن داداشی 😭😭😥😥 مگه نمیخواستی به ماریتا برسی ؟ 😭😭 داری کنار میکشی؟😭 [10 دقیقه بعد] *در بیمارستان* اربان: ترورخدا بگید داداشم خوب میشه ؟ دکتر: نمیتونیم جواب قطعی بدیم باید چکاب بشه و ادرین رو بردن.......موبایل هم همرام نبود که خبر بدم بهتره به کسی نگم نگران میشن 😥 فیلیکس: رفتم خونه ماریتا اومد تا منو دید راهشو عوض کرد و رفت 😐 رفتم تو و گفتم: سلام! گابریل: سلام امیلی: سلام ماریا: سلام مامان بزرگ ادرین: سلام پسرم 《چه سلام در سلامی شد😐》 {میریم به 20 دقیقه بعد} زن عمو: میاین بازی کنیم؟ کلارا: مگه بجه ایم؟😐 زن عمو: خب نه....منظورم اینکه که جرات و حقیقت بازی کنیم همه: اره عالیه زن عمو: خب ببینید ما موزیک رو پخش میکنیم و این بالشت رو تو دستمون دست به دست میکنیم وقتی موزیک قطع شد بالشت دست هر کسی بود اون یه برگه بر میداره و هر هی بهش افتاده بود باید انجام بده اگرم حقیقت بود باید بگه اوکیه؟😁 همه: بله خوبه زن عمو: خب شروع میکنیم *موزیک در حال پخش هست بالشت هم داره دست به دست میشه* زن عمو: خببببب حالاااا اییییی افتاد به ماریا خب دختر زود باش بگو جرات یا حقیقت ماریا:اممممم حقیقت زن عمو: خبببب بگو ببینم تا حالا ع÷ا=ش¥ق شدی؟ ماریا: نه زن عمو: باشه بشین *دوباره موزیک رو میزاره و بالشت دست به دست میشه* زن عمو: هووو افتاد به ماریتاااا مرینت: خب من حقیقت رو انتخاب میکنم زن عمو: برامون اهنگ بخون مرینت:چیییی؟! زن عمو: بله اریان: ادرین رو برده بودن تو ای سی یو از پشت پنجره بهش نگاه میکردم کهههههه یکدفعههههههههههه 《مرسی که خوندی عزیزم😻 لایک و کامنت فراموش نشه ها😉 اگر لایک ها بیشتر از 20 تا نبود ادرین رو میک.شم حالا از من گفتن بود😐😂 ناظر عزیزم تروخدا التماست میکنم منتشرش کنننن لطفاااااا تروخداااا😥😥برو بعدی تا شرایط رو بگم😁》
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عالییییی بود عزیزم داستانت خیلی قشنگه🤩🤩
رنگ مورد علاقت؟😄
فیلم ایرانی میبینی؟چه فیلمی رو دوست داری؟🤗
چه درسی رو دوست داری؟🤫
آجی میشی؟ من مینا هستم 12 سالمه اهل شیرازم☺
مرسی قشنگم لطف داری😻😘
امممم.....بنفش _زرد_ابی کمرنگ _صورتی 😂😻(خب دیگه بنو همش😐)
بله. بچه مهندس 😻
اجتماعی_هدیه_ریاضی
البته عزیزم😁 منم نیایش هستم 12 سالمه😍😊
خوشبختم🥰😊
منم عاشق فیلم بچه مهندسممم😍
چقدر خوب😊
بعدی بعدی وای این پارت خیلی خوب بود
مرسی عزیزم🙂گذاشتم بررسی هست
آبجیییی خوبی خبری ازت نیست 😔
دارم از نگرانی میمیرم😭💔
اره ابجی جونم خوبم وقت خیلی ناراحتم دیروز سگم مرد😓😔 بیماری قلبی داشت دیگه قلبش کار نکرد و مرد خیلی ناراحت شدم 😭
چرا؟
چون که نگران تو بودم🥺🥺🥺
خودت نمیتونی منتشر کنی؟
آخه خودتم ناظری
نه گلم کسی نمیتونه تست خودش رو ممتشر کنه
عشقم بعدیو امروز میزاری دیگه؟
گذاشتم قشنگم😘 2 تا پارت ازش گذاشتم منتشر نشده😫🥺
اههههههه
عیب نداره
مهم اینه که گذاشتی
عالییی
ج چ : تیپی که دوست داری؟
سبک آهنگی که دوست داری؟
کجا زندگی می کنی؟
ممنونم😍
اسپرت
شاد
شیراز
اوکی❤
عالییییییییی:)
شرایط کامل شد بزار و اینکه مری حقیقت رو انتخاب کرد ولی زن عمو گفت اهنگ بخون چرا؟:///
مرسی عزیزم😘
چشم الان تمومش کردم میخوام بزارمش😊 کیبورد عوضش کرده😐😐😐به نظرم موقع نوشتن باید غلطگیرشو ببندم😐
ج چ : ۱-رنگ موهات و چشمات ؟
۲- عینکی هستی؟
۳-موهات رو بیشتر چه مدلی میزاری ؟
1 موهام خرمایی و جشمام قهوه ای روشن
2اره
3 بافت
عالییییی بوددد 😘
ممنون
اجی نظرام منتشر نمیشه😐
جدیدا اینجوری شده😐