یه مرده به دوستش گفت بلاخره پازلم رو بعد دوسال تموم کردم دوستش گفت دوسال زیاد نیس گفت نه بابا روش نوشته بود دو تا هفت سال
دوست حیف نون میخواسته سربه سرش بزاره میگه اون مورچه رو بالای اون کوه میبینی حیف نون میگه کدومش رو اون که داره چشمک میزنه یا اونکه داره دست تکون میده
یه مرده با عینک افتابی میره دریا میگه چقدر نوشابه
یه مرده لنگ بوده باکشتی میره مسافرت بعد وقتی برمیگرده میگن خوش گذشت میگه نه همش میگفتن لنگر رو بندازین تو اب
ﻳﺎﺭﻭ رفت انجمن اهداء اعضای بدن عضو بشه، جوگیر شد تیک همه اعضا رو زد ! بعد ازمرگش، بیمارستان یه زیر شلواری با یه مشت سیبیل تحویل خانوادش داد!
یارو ﺍﺯ ﻣﻐﺎﺯﻩ ﻣﯿﺎﺩ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻏﺶ ﻏﺶ ﻣﯿﺨﻨﺪﻩ ﻣﯿﮕﻦ:ﭼﯽ ﺷﺪﻩ؟ ﻣﯿﮕﻪ:رفتم مغازه اسگلشون کردم میگن:چی کار کردی…؟ میگه:ﭘﻮﻝ ﺩﺍﺩﻡ ﻫﯿﭽﯽ ﻧﺨﺮﯾﺪﻡ
روال دعوا تو مدرسه تو دهه شصت به این شکل بود که اول همو مث سگ میزدیم ، ناظم میومد جدامون می کرد بعد تک تک هممونو مث سگ میزد ما ناظمه رو جدا می کردیم بعد زنگ میزد بابامون میومد باباهه هم مث سگ میزدمون ناظمه جدامون می کرد
بای بای
اولیش تکراری بود
زیادی یجور بود
ولی کلاخوب بود
عالی