کوک: رفتم سراغ درختچه و اون صدف های طرح قلب رو ریختم توی گلدون درختچه تا ریختم دیدم صدف ها دارن اب میشن و میرن توی خاک بعد چند لحظه صدای هوپی در اومد میگفت ک: کوکیی چی کار میکنی حال دا یون دارع بد میشه پس کو قرصا کوک: هوپی هنوز درخت قرص نداده یکم دیگه صبر کنید، همون لحظه یه قرص از لای برگ درخت اومد بیرون منم سریع کندمش و بردم توی اتاق دا یون تا رسیدم ب اتاقش سریع قرصو گذاشتم توی دهنش تا قرصو گذاشتم توی دهن دا یون زخم پاش خوب شد و نفس هاش منظم ، فهمیدم ک حالش خیلی بهتره
رفتم توی حال دیدم نامجون و جین دارن اشپزی میکنن جیهوپ و جیمین و ته توی اتاق دا یون بودن شوگا هم رفته بود خرید ، رفتم توی اشپزخونه گفتم: کمک نمیخواین؟ جین: ن فقط اون چاقو رو بده من کوک: باشه بیا، چاقو رو دادم ب جین و رفتم توی اتاق دا یون دیدم جیمین و ته روی پای جیهوپ خوابیدن ارون گفتم : چ ناز خوابیدن 🥺 هوپی : اوهوم🙂 کوک : ع شوگا اومد ، سلام هیونگ شوگا : سلام
ساعت نزدیک های 2 بود ک یهو دیدیم دا یون از اتاقش اومد بیرون همه ب سمتش رفتیم گفتیم : خوبی دا یون: اره خوبم چیزی نیست @ بعد از اینکه بچه ها منو سوال پیچ کردن منم ماجرا رو براشون گفتم بعدش رفتیم نهار بخوریم جاتون خالی جین ی سوپ خوش مزه درس کرده بود همه با هم نشستیم خوردیم بعدش سفره رو جمع کردیم رو ب بچه ها گفتم : من میرم باشگاه اگ شما هم میخواین بیاین 🙂کوک: من ک میام جیمین : اوم منم میام جین : من می مونم ظرفا رو میشورم نامجون: عام رو منم حساب کن ته: من حال ندارم شما برین هوپی : بچه ها من میرم لباسام رو بچینم سر جاش نمیتونم بیام شما برین شوگا : منم میام
ناظر ب جون خودم چیز بدی نداره اگ یکم دقت کنی میبینی دختر خوب شد بعدش همه رفتن باشگاه ی بار دیگ این پارتو گذاشتم اما رد شد چرا
خوبه ولی لطفا علامت ها رو بگو برای کیه یا مثلا بنویس
نامجون: .... و چیزی که نامجون میگه رو بنویس
اهان چشم ببخشید کامنتو دیر دیدم
مرسی
عالیه
عالی بود💜
ممنان❤
لی بید❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤
🙂🙃
❤❤❤❤❤❤❤
جان جد آبادت پارت بعد رو بزارررررررررررر 😍😍😍😍😍😍😍😍😎😎😎🔰🔰
چشم🙂
مرسی کیوتی ❤️❤️❤️❤️❤️