
سلام دوستان عزیزم🤩 اینم پارت 25😉 مرسی بابت کامنت های قشنگتون 😊💖 خیلی دوستون دارم 😁🥺 اینم لایک کنیدا😌 ناظرررررررر منتشرررررر😂
ای خدااا جیکار کنم اگر منو پیدا کنه چیییی که یکدفعههههههههههههه اریان: بازرس میخواست پاشین رو بگرده ای وای خدای من ماریتا اونجا قایم شده اگه میداش کنه می همع نقشه هامون نقص بر اب میشه ای خدا اریان فکر کن دیگه پسر یکم به مغزت فشار بیار دیگه....... مرینت: نمدونستم چیکار کنم اما در صندق عقب رو کامل نبسته بودم تا حواسش به من نبود باید پیاده میشدم در رو یکم باز تر کردم که صورت اریان رو دیدم با سر بهش علامت دادم که دادم میام......... یه نگاه به بالا کردم بازرسه داشت گواهینامه رانندگیش رو نگاه میکرد منم اروم پیاده شدم و دویدم کنار ماشین اریان و در رو باز کردم و نشستم قلبم داشت از جاش در میومد ای خداا حالا باید سر و کله این پلیسه پیدا بشه !؟ 😐 اریان: شانس اوردیم وگرنه کارمون ساخته بود،...... مرینت: اره بعدش میاد ماشین ما رو بازرسی میکنه باید عجله کنیم مدارک رو دم دستت بزار اریان: خیالت تخت😊 بازرس: میتونید برید فیلیکس: ممنون و پامو روی گاز گذاشتم و حرکت کردم اریان : بفرمایید مرینت : ای خدا چقدر معطل مبکرد این بازرسه الان اگر سر میز شام بودیم غذای من تموم شده بود با دستم به اریان ضربه زدم و گفتم: بریم دیگه گمش کردیم اریان: ببخشید ما عجله داریم میشه بریم؟ بازرس: بله الان تموم میشه میتونید برید.......... مرینت: اون که از ما جلو زد و ما گمش کردیم اما من.......... اریان: شروع کردم به حرکت اما حیف فیلیکس رو گم کرده بودیم ای بابا همین حالا باید پلیسا میومدن .... حالا چیکار کنیم ماریتا ؟
مرینت: گوشیم رو اوردم بیرون و گفتم: زود باش بریم اریان: این چیه؟ 😐😑 مرینت: ببین عزیزم زیاد تو این کارا وارد نیستیا من موقعی که میخواستم بیام به ماشینش رد یاب وصل کردم اینم جی پی اس زود باش بریم تا دور تر نشده 😏😌 اریان: بابا دختر تو نخبه ای مرینت: پس چی 😁😌 *15 دقیقه بعد* مرینت: از ماشین پیاده شدیم ماشین فیلیکس رو دیدم تقریبا یه جای مطروکه بود دراش زنگ زده بود .... گفتم: وای اینجا چرا اینشکلی هست؟ اریان: اینجا خرابه هست خیلی جای بدجوری بود بوی نمسار میومد و 4`3 تا گربه هم اونجا بودن دراش کرکرهای بود اریان: بزار من باز میکنم مرینت: ببین زیرش یکم بازه اگر بازش کنی متوجه میشن اریان: موافقم بیا اول تو برو مرینت: باشه، روی زمین دراز کشیدم و اودم رو کشوندم به اونور ای بابا پر خاک شدم........ یواش به اریان هم گفتم بیاد......... اریان: منم رفتم داخل اونجا پر کارتون بود خاکی بود بوی نمسار میومد کثیف بود اینجا جونور های خطرناک هم میدا میشد حالا معلوم نیست ادرین کجاست؟؟؟؟ مرینت : حالا ادرین رو از کجا پیدا کنیم اینجا خیلی بزرگه! اریان: صبر کن......یه صدایی میاد..... زود باش بیا اینجا الان ما رو میبینن رفتیم بین کارتون ها فیلیکس: کجاست؟ جک: قربان توی انباری هست بیدار شده همش داره سروصدا میکنه میترسم کسی پاش به اینجا برسه فیلیکس : زود باش بریم حسابش رو بزاریم کف دستش مرینت: رفتن جلو ما هم اروم دنبالشون رفتیم
ادرین: هی! منو ول کنید! از جون من چی میخواید؟! اهای! شما کی هستید؟! با من چیکار داریدددد! جک: ساکت! ساکت باش! فیلیکس: سلام داداش جووون 😈 ادرین: فی....فیلیکس؟؟؟؟!!! میدونستم کار تو هست میدونستم تغییر نکردی زود باش منو ازاد کن نصف اموالم رو که گرفتی ماریتام رو ازم گرفتی دیگه چی میخوای ها؟ بیا یه راس جو.نم رو بگیر لیگه مر.تی.که فیلیکس: با ادب باش😠😈 خب راستش من هنوز دلم خنک نشده میدونی ؟ باید اون ماریتا جو.نت زجر کشیدن تو رو ببینه! فهمیدی ؟ انت.قام من هنوز مونده داداش گلم😈 ادرین: مگه من چه بدی به تو کردم ؟ فیلیکس: راستش اون گابریل باید ادب بشه همش تقصیر اونه حالا پسرش باید تقاص پس بده فهمیدی ؟ ادرین: خب کار تو با اونه چرا این کارا رو با من میکنی ؟! گابریل: امیلی !؟ ادرین و اریان نیستن امیلی : چی!؟ کجان؟ گابریل: اینو باید از تو پرسید الان نزدیک 2`3ساعته ادرن قیبش زده فیلیکس هم رفته امیلی: صبر کن ببینم فیلیکس؟ اونم نیست؟ نکنه بلایی سر پسرم اورده ؟! گابریل: تو چه جور مادری هستی زود باش به گوشیشون زنگ بزن امیلی: باشه صبر کن [ مشترک مورد نظر در دسترس نمی باشد لطفا بعدا تماس بگیرید ] اههه ادرین جواب نمیده دوباره زنگ میزنم { مشترک مورد نظر در دسترس نمی باشد لطفا بعدا تماس بگیرید } ای خداااا بزار به اریان زنگ بزنم 《مشترک مورد نظر در دسترس نمی باشد لطفا بعدا تماس بگیرید 》 هیچ کدوم جواب نمیدن !😶 گابریل: ببین اگر بلایی سر ادرین و اریان بیاد با من طرفی فهمیدی؟ امیلی: تو باید حواست به پسرات باشه گابریل: ببین........ خواستم حرف بزنم که گوشیم زنگ خورد .....شماره ناشناس بود
جواب دادم گابریل: بله؟ فیلیکس: سلام اقای اگرست گابریل: تو؟ تو به چه حقی به من زنگ میزنی ؟ زود باش ببینم ادرین کجاست؟؟؟ فیلیکس: آآآ اصلا محترمانه نبود عزی.زم باید یکم احترام میزاشتی و تماس رو به طرف ادرین گرفتم {تماس تصویری هست} گابریل: پسرم! امیلی ادرین! پسرم! فیلیکس اگر یه تار موهای پسرم کم بشه با من طرفی فهمیدی ؟ فیلیکس: ای وای ببخشید مزاحمتون شدم هنوز شما باید این فیلم رو تماشا کنید هنوز باید زجر کشیدن پسر عزیزتون رو ببینید ادرین: مادر! پدر! جک: ساکت باش! 😠😈 فیلیکس: بشینید و فیلم رو تماشا کنید. مرینت: همه حرفاشون رو شنیدم این فیلیکس چقدر ادم بدی هست چقدر دروغگو هست ازش متن.فرم. اریان : دلم میخواست پوستش رو بکنم چقدر این دو رو هست به هممون داشت این همه مدت دروغ میگفت میرا: چشمام رو باز کردم کلا بسته شده بودم هیچی یادم نمیومد سرم خیلی درد میکرد اهههه نمیتونستم داد بزنم و کمک بخوام توی انباری بودم چشمام سیاهی رفت و دیگه چیزی نفهمیدم. مرینت: باید یه کاری میکردم ادرین توی دردسر افتاده بود اریان: میخوای چیکار کنی ؟ مرینت: مجبورم برم جلو اریان: یه بلایی سرت میارن مرینت: من برای ادرین هر کاری میکنم اریان:خل نشو کار دست خودت میدی اینا خطرناکن مرینت : بسه الان اولیت ادرین هست....... اریان: اینقدر دوستش داری که میخوای به خاطرش این همه خطر رو به جون بخری؟ مرینت: اره...... حالا تو هم نمیتونی جلوم رو بگیری اریان: به نظرم باید پلیس خبر کنیم مرینت: تو انجامش بده باشه؟ اریان: باشه خیالت راحت نوفق باشی! مرینت: رفتم جلو و گفتم: بسههههه! فیلیکس :تا اون صدا رو شنیدم سر جام خشک شدم صدای ماریتا بود اون اینجا چی میخواست ؟ ادرین: تا ماریتا رو دیدم چشمام برق زد بالاخره ازاد شدم....... مرینت ₩: تو چه جور ادمی هستی چرا با برادرت این کار رو میکنی؟! فیلیکس: اون برادر من نیست اگر برادر من بود چیزایی که حق من بود رو از من نمیگرفت مرینت: تو خودت داری کار رو خراب میکنی به خودت بیا من فکر میکردم تو ادم خوبی باشی اما گویا اشتباه میکردم منو باش که مبخواستم با همچین ادمی از.د.و.اج کنم
فیلیکس: رفتم نزدیکش و مچ دستش رو محکم گرفتم و بردمش یه جای دیگه دیگه مجبور بودم این کار رو بکنم....... ببین دختر جون تو داری همه کار ها خراب میکنی مرینت: دستم رو ول کن.....! فیلیکس: ببین اگر دست از ما خطا کنی ادرین جو.نت میمیره فهمیدی!؟ اگر بهش نزدیک بشی اگر تا موقع ازدوا.ج مون دور و برت بپلکه با یه ت.ی.ر کارش رو میسازم فهمیدی!؟ حالا هم ساکت میشینی! فهمیدی من کی هستم و مجبوری با من ازدو.اج کنی اگرم نکنی خب کار من راحت تره ادرین رو میک.شم مرینت: ابن همه کلمه که در مورد ادرین میزد قلبم رو به درد میاورد بغض کرده بودم این ادم دیگه داره از حد خودش میگزره اما مجبور بودم به خاطر ادرین باید این کار ها رو میکردم نمیتونستم د.ر.د کشیندش رو ببینم با صورت سرم رو تکون دادم اونم ولم کرد و رفت نشستم روی زمین دیگه نتونستم تحمل کنم و زدم زیر گریه اخه چرااااا ادرین ........ ادرین: خبری از ماریتا نبود ای بابا........ اریان: رفتم دنبال پلیس اما هر کاری نیکردم حرفم رو باور نمیکردن اخه مگه اینا پلیس نیستن چرا راه چاره ای مدا نمیکنن ؟ [ اینم از این دوستان ❤ امیدوارم دوست داشته باشید دستم شکست 🥺 به خاطر من لایک کن لطفااااا من این همه زود زود پارت میدم🥺🥺 تو هم به خاطر من لایک کن و کامنت بزار ❤🥺 ناظر عزیزم لطفا منتشرش کن تروخداااا لطفااااا ردش نکن دیگهههه من یه عالمه وقت گذاشتم تا نشوشتمممم تروخدا منتشرش کن دیگه🥺😭 راستی چون اسلاید 4 زیاد بود کردمش 5 اسلاید😉 برو نتیجه کارت دارم میخوام شرایط مارت بعد رو بگم😁]
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
شمشیر جومونگ نیاز دارممممممممممممم
ندارم متاسفانه😂✌🏻😔
استرسسسسسسسسسس خاکم تو گ/و/ر فیلیکسسسسسسسسسسسس و زنمو و کلارااااااااااا
ارام باش دلبندم😔😂
میشه به من یه چاقو بدین بفرستینم پیش زن عمو و فیلیکس؟
تولوخدا🥺
چشم چا.قو میوه خوری خوبه؟😹😹
نه عمو ساطور بده😐
عالی بود آجیییییییییییییی
پارت بعد پلیزززززززززززز
مرسیییی😘😘
اومده عزیزم 😁
اجی پارت بعد رو کی میزاری؟ ❤🙃
منتشر شده عزیزم
عالیییییییییییییییییییی بودد عاجوووو•-•🌸💗
مرسییییی
اجی فکر کنم قسمت آخر باید بیوفته همون ۲۱ اسفند 😐😑
اره😐😑 میای بریم پاریس ؟😑😐
اره 😐😑
منم با خودتون ببرید😂😁😐
با خودم شمشیر و چاقو و چکش هم میارم😂😑💔
ا آهان بیاین برین استودیو در رو بشکونیمو و قسمت هارو نگاه کنیم 😂
عالی بود اجی❤❤
ممنونم اجی جونم😁
عالی بود اجی
مرسی اجی
عالی بوددد
❤💖