
هری پاتر و فرزند نفرین شده نوشته : جی کی رولینگ ، جک ثورن ، جان تیفانی مترجم : دانیال قاسمی
پرده ی یک ، صحنه ی دو : سکوی نه و سه چهارم که با بخار غلیظ و سفید قطار سریع السیر هاگوارتز پوشیده شده است . و شلوغ هم هست ، اما به جای مردمی با لباس های اتوکشیده که مشغول امور روزمره شان هستند پر از جادوگرها و ساحره هایی است که اکثرا ردا به تن دارند و سعی می کنند راهی برای خداحافظی با فرزندان دلبندشان پیرا کنند آلبوس : همین جاست . لیلی : وای ! آلبوس : سکوی نه و سه چهارم . لیلی : کجان ؟ اینجان ؟ نکنه نیومدن ؟ هری به رون ، هرمیون و دخترشان رز اشاره می کند . لیلی با سرعت به سمت آنها می دود . لیلی : دایی رون ! دایی رون ! رون در حالی که لیلی را در آغوشش بلند می کند رون : پاتر مورد علاقه ی من این جاست . لیلی : اون وسیله ی شعبده بازی رو برام آوردی ؟ رون : تو در مورد " نفس دماغ دزد ثبت شده ی فروشگاه لوازم جادویی ویزلی " چیزی شنیدی ؟
رز : مامان ! بابا دوباره داره اون کار مسخره رو می کنه . هرمیون : تو میگی مسخره ، خودش می گه فوق العاده ، من می گم ... یه چیزی بین این دوتا . رون : صبر کن . بذار اینو بجوم ... نفس . حالا فقط باید ... ببخشید اگه یه کم بوی سیر می دم . نفسش را در صورت لیلی بیرون می دهد . او می خندد لیلی : بوی فرنی می دی . رون : بینگ ، بنگ ، بونگ . خانوم جوون ، واسه از دست دادن بویایی آماده باش . دماغ او را از جا می کند لیلی : دماغم کو ؟ رون : بفرما ! دست او خالی است . این یک شعبده بازی مسخره بود . همه از مسخرگی آن لذت می برند. لیلی : تو دیوونه ای . آلبوس : دوباره همه به ما زل زدن . رون : به خاطر منه ! من خیلی مشهورم . آزمایش های دماغی من اسطوره ان !
هرمیون : قطعارقابل توجه هستن . هری : تونستی خوب پارک کنی ؟ رون : بله . هرمیون باور نمی کرد بتونم از پس آزمون رانندگی مشنگ ها بر بیام ، مگه نه ؟ فکر می کرد مجبور می شم طرف رو جادو کنم . هرمیون : اصلا چنین فکری نمی کردم ، من از تو مطمئنم . رز : من هم مطمئنم که پدر اونو جادو کرده . رون : هوی ! آلبوس : پدر ... آلبوس ردای پدرش را می کشد . هری به پایین نگاه می کند فکر می کنی ... چی میشه اگه من ... چی میشه اگه من تو اسلیترین بیفتم ؟ هری : خب چه اشکالی داره ؟ آلبوس : اسلیترین گروه مار و جادوی سیاهه ... جای جادوگر های شجاع نیست . هری : آلبوس سوروس ، اسم تو از دونفر از روسای هاگوارتز گرفته شده . یکی از اون ها اسلیترینی بود و احتمالا شجاع ترین مردی بود که تا حالا دیدم .

از این به بعد عکس میزارم

💛💙💚❤♥

💛💙💚❤♥
اسلاید اضافه
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
لیلی خیلی نمکه>>>
عالیییی😍
من منتشرش کردم کتابش رو هم دارم عالی بود
عالییییی.
من قبلا خونده بودمش ولی بازم دوست دارم 😂🤝
ممنون که دوباره خوندیش 💛💙💚❤
های^^🍦
میدونستید یه کافه تاسیس شده؟🥤
اصمش کافه رویا هس!😽🍰
حتما تشریف بیارین 😐👌🏻
-مدیر کافه
حتما به کافه رویا سر می زنم
من اینو کامل خوندم خیلی خوبه بعضی جاهاش از هیجان سکته میزدم😐🗿💔
من خودم یه ساعت تا صفحه 119 خوندم هنوز وقت نکردم برم کامل بخونمش
من یکی دوسال پیش بود کامل خوندمش از برنامه طاقچه به صورت پی دی اف😅هر کتابی که بخوای داره خیلی خوبه 👍