ناظر امیدوارم رد نکنی 😀
😇😇 سلام خوشحال میشم حمایتم کنید با ۱۶ لایک 😢و فالو کنید فالوتون میکنم
😇الیا تو بهترین خواهرمی ..... رفتم توی اتاق ادرین نشستم روی صندلیش ..... ادرین / خدمت کار بهم گفت مرینت رفته توی اتاقم با عجله دارد شدم و گفتم چ خبره ؟ . مرینت ؛ ادرین بیا دیگه از خواهر برادر نباشیم . ادرین : منظورت چیه ؛: ؟ _ مرىینت ؛ یعنی باهام ا.ز.د.و.اج کن ..... ادرین ؛ چئیییبی مری حتما شوخی میکنی ما خواهر برادر خونی هستیم
مرینت ؛: شاید تو فکر میکنی شوخی میکنم ولی من اصلا تو فکر شوخی کردن باهات ندارم . ادرین :؛ با اعصبانیت رفتم سمتش و یکی زدم توی گوشش . مری : باورم نمیشه اون زد توی گوشم حتی پدرمم تا الان نزده بودم . .... داد زدم ادرین اگرست منو میزنی . چطوری جرات میکنی . ادرین : چرا جرات نکنم ها من ۲۳ سال بردارت بودم حالا ی هفته هم نشده که فهمیدی برادرت نیستم میای بهم میگی باهات ازدواج کنم تو عقلت مشکل داره . مرینت !؛» عقل کی مشکل داره من یا تو اگه نمیخوای از.د.وا..ج کنی بگو یا شاید دلت میخواهد اول ق.ر..ا...ر بزاریم . ........ ادرین !: مری ما خواهر برادریم ی پدر و ی نادر بزرگمون کردن میخوای برم به بابا بگم میخوام با خواهرم از.د.و.اج کنم اونوقت
درباره چی فکر میکنن تازه ما نمیتونم به هیچ عنوان باهم باشیم من تمام این سال ها برادرت بودم . میخوای د.و.س.ت. پ.س.ر.ت بشم مگه من ادم نیستم معذب میشم جلوت . ......... . مرینت ؛: ما تا الان حتی توی ی اتاق خ.وا.ب.ی.دی..م . دیگه چه خجالتی داره/// ادرین ؛: اون فرق میکنه .... مرینت ؛: کجاش فرق میکنه .... مرینت ؛؛ یهو در اتاق باز شد ..و . .
عالییییییییییییییییییییییییییی
تروخدا قسمت بعدی را زود بزار لطفاااااااااااااااااااا
پااااارت بعدی رو زود بزااااار
عالییییییی بوددددد
عالیییییییی بود قربونت برممممم الهییییییی
عالیییییی بود