هلو لاولی الان دو ساعت از منتشر شدن پارت 2میگذره .میدونم پارت قبل خیلی کم بود ولی قول میدم جبران کنم
از زبان ا/ت:صبح با درد بدی تو گلوم بیدار شدم خیلی میسوخت و خیلی درد میکرد فک کنم سرما خوردم چون که صدام هم در نمیومد. ای وای امروز جیمینم قراره بیاد حالا چی کار کنم. وووش ببینا اینم شانس مایه... از زبان من:خلاصه همونطوری با صدای گرفته داشتی خونه رو جمع و جور میکردی😁😂که صدای زنگ در خونه اومد رفتی درو باز کردی و با قیافه ی متعجب جیمین مواجه شدی😂
از زبان ا/ت:بع زور با اون صدای گرفته ای که از ته چاه می اومد سلام کردم جیمین:سلام تو چرا صدات اینجوری شده؟🤯😳 ا/ت:😁فکر کنم سرما خوردم😄 جیمین:فکر کنی معلومه که سرما خوردی. بغد دستشو گذاشت رو پیشونیت تا ببینه تب داری یا نه. (نویسنده سکته ناقص رد کرد😂) بعد یه دو سه ثانیه سریع دستشو برداشت و....
از زبان جیمین: وای این دختر چقدر تب داره سریع دستمو برداشتم جیمین:ا/ت اصلا حالت خوب نیست ا/ت:من میدونم خودم چیکار کنم. از زبان من:بعد از گفتن این حرف ا/ت جیمین دست به کمر منتظر وایستاد تا ببینه ا/ت میخواد چیکار کنه ا/ت سریع رفت و یه پارچ آب یخ درست کرد جیمین:میخوای با او... ولی نتونست حرفشو کامل کنه چون..
ا/ت پارچ اب و رو خودش خالی کرد و الان ا/ت بود که می خندید و جیمین از خلی ا/ت تعجب کرده بود. از زبان ا/ت:داشت حرف میزد که سریع پارچ آب رو رو خودم خالی کردم😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂وای چقدر حال داد بعد از اینکه جیمین از هپروت در اومد جیمین منو هول داد تو اتاق و خودش رفت تو حال
لباس هامو عوض کردم و رفتم پیشش نشستم. خوب چه خبرا😁جیمین:اهان راستی میخواستم یه چیزی بهت بگم با این شورشی که درست شد نشد. ا/ت خنده ی ریزی کرد و گفت:خو حالا بگو😛جیمین:باش,، خب (خیلی سریع این جمله رو میگه) راستش چند روز دیگه کنسرته خواستن بگم اگر کار نداری بیای🙂
ا/ت :خب اونکه معلومه میام😆جیمین:نه خب همینطوری الکی الکی هم که نیست ا/ت:پس چجوریاست؟ 😄جیمین:با بلیط مخصوص موهای ا/ت:وای جیمین مرسییییی🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩
جیمین: خب یه چیز دیگه هم هست که باید بدونی👈🏻👉🏻 ا/ت:بگو راحت باش جیمین:راستش... ای داستان ادامه دارد..
جای خیلی حساسی تموم کردم میدونم😉ولی امیدوارم خوشتون اومده باشه این دفعه زیاد تر از قبل هم نوشتم که کیف کنید
بیاین چالش بریم جواباتونو کامنت کنید:) من نویسنده خوبی ام؟
Good Bay my baby (˘³˘)♥