
سلام به دوستان عزیزم اینم پارت 18😘 امیدوارم خوشتون بیاد 😁برای بعدی 15 لایک 😌 ناظر عزیزم لطفا شخصی نکن 🥺 رد هم نکن 😣
که یکدفعهههههههه یه س.ی.ل.ی به صورتش زدم[ادرین به فیلیکس زد] فیلیکس: وقتی زد هلش دادم اونم سرش خورد به میز گفتم دفعه اخرت باشه روی من دست بلند میکنی که دیدم ماریتا داره میاد گفتم: داداش من .....با تو کاری نداشتم چرا منو زدی ؟ ادرین: دوباره نقش بازی کردنش شروع شد گفتم نه ماریتا داره دروغ میگه حرفش رو باور نکن فیلیکس: تو چرا منو زدی ؟ من کاری باهات نداشتم اومده بودم بهت سر بزنم و باهات صحبت کنم ادرین: من.......من اخه تو .......مرینت: بسه ادرین بسه کی میخوای این رفتارات رو کنار بزاری ؟ اخه به این بیچ.اره چیکار داری ؟ ها ؟ تو چرا اینجوری شدی ؟ واقعا برات متاسفم و د.س.ت فیلیکس رو گر.فتم و رفتم فیلیکس: خیلی خوبه فیلیکس ادامه بده و گفتم ماریتا چرا اینجوری رفتار کردی اخه اون......مرینت: اون داره بیش از حد بی احترامی میکنه نباید اینقدر بد رفتار باشه باید تنبیهش کنم و گفتم تو اینجا بمون من میرم ببینم داره چیکار میکنه فیلیکس : باشه ادرین: سرم خیلی درد میکرد اولش زیاد درد نمیکرد اما الان خیلی سر گیجه دارم چشمام درست نمیدید دستم رو روی سرم گذاشتم داشتم میوفتادم که یکدفعهههههههههههههههههههههه
مرینت: داشتم میرفتم به اتاق ادرین که دیدم داره میوفته دویدم و محکم گرفتمش گفتم: تو چت شده ؟ چرا اینجوری شدی ؟ خوبی ؟ ادرین: سرم خیلی درد میکرد نمیتونستم روی پاهام وایسم که دیگه نفهمیدم چی شد. مرینت: اوا ادرین وایسا ادرینننن چت شد ؟ افتاد توی بغلم سرش رو گرفتم که دستم یه جوری شد به دستم نگاه کردم خ.و.ن.ی شده بود این..........این خ.و.ن از کجا اومد ؟ به سر ادرین نگاه کردم داشت خ.و.ن میومد ای وای کی اینجوری شد ؟ چه جوری اینطوری شده ؟ نشوندمش روی مبل و رفتم و جعبه کمک های اولیه رو اوردم و شروع کردم به پانسمان کردم سرش بد جور زخم شده بود باید میبردمش بیمارستان ممکنه شکسته باشه وقتی پانسمان تموم شد بهش نگاه کردم توی خواب خیلی مظلوم بود نمیدونم چهجوری به همچین ادمی تبدیل شد. اروم گفتم میدونی من تورو خیلی دوست دارم از بچگی تو تنها کسی هستی که میتونم بهش اعتماد کنم اما این چند وقت اعتمادم رو از بین بردی من همیشه حواسم بهت هست نمیدونم چرا اما یه حسی بهم میگه اینا همش اشتباهه کار تو نیست اما کارات اینو نمیگه خواستم برم که............
یه چیزی منو متوقف کرد نگاه کردم دستبندم به دکمه لباس ادرین گیر کرده بود دوباره نشستم و شروع کردم به در اوردن دستبندم وقتی در اومد به ادرین نگاه کردم و اروم ب£و#س$ی"د+م×ش [ ناظر عزیزم مننشرش کن این اولین باره توی داستانم میارم] و گفتم: مرسی که هستی و پاشدم و رفتم ادرین: چشمام رو باز کردم ماریتا رفته بود همه حرفاش و کاراش رو فهمیدم تنها خودم رو به خواب زده بودم حالا از اسرارت پی بردم ماریتا خانم راستش خوشحال شدم اون خودش اعتراف کرد دو.س.ت.م داره سرم رو روی مبل گذاشتم که اخم رو هوا رفت اوفففففف فکرکنم سرم شکسته باشه ای وای بر من زن عمو: به نظرت کی برای مرینت خوبه کلارا: میگم مامان اون پسره کی بود اومده بود در خونه زن عمو: خب ؟ کلارا: خب که خب . اون میتونه گزینه خوبی برای مرینت باشه زن عمو: ای قربونت عقلت برم افرین بهتره اماده شیم بریم دنبالش که دیدم....... فیلیکس: سلام زن عمو: عجب هلال زاده ای هستا تا اسمش رو اوردیم اومد بیا بریم زن عمو: سلام فیلیکس: سلام شما؟ زن عمو: من ......من زن عموی مری.......ببخشید ماریتا هستم فیلیکس: اها از دیدنتون خوشوقتم با من کاری داشتید ؟ کلارا: بله زن عمو: ببین پسرم ..............[توضیح داد] فیلیکس : *توی ذهنش* به نظر فکر خوبیه اینطوری میتونم ان.ت.ق.ا.م.م رو از ادرین بگیرم گفتم: فکر خوبیه زن عمو: وایییی پسرم تو بهترین کار رو کردی مرینت: رفتم خونه و با فیلیکس مواجه شدم گفتم سلام تو اینجا چیکار میکنی ؟
فیلیکس: سلام خب از زن عموتون بپرسید مرینت: عجیب میزد رفتم توی اتاقم و لباسم رو عوض کردم و رفتم پیش زن عموم و گفتم: زن عمو قضیه چیه ؟ میشه بگید فیلیکس اینجا چی میخواد ؟ زن عمو: برای هفته اینده ع.ر.و.س.ی تو و ادرین رو میگیریم مرینت:چچییییییی؟ زن عمو: اره عزیزم فیلیکس اون بهترین گزینه برای تو هست دخترم میدونم که به صلاحت هست ماریا: دم در به حرفاشون گوش دادم یعنی خواهرم میخواد ا.ز.د.و.ا.ج کنه ؟ اینجوری ادرین نا.بو.د میشه ناراحت شدم اما یه حس بد داشتم انگار قرار بود یه اتفاق بد برای خواهرم بیوفته که دیدم مرینت پیشم وایساده مرینت: چیزی شده ؟ ماریا: چی ؟ نه نه چیزی نیست مرینت: حرفامون رو شنیدی ؟ ماریا: به علامت اره سرم رو تکون دادم مرینت: ببین ماریا مامان میخواست که اینجوری بشه میدونم من ادرین رو د.و.س.ت دارم اما این با صلاح ماست ما نمیتونیم با هم باشیم ماریا: باشه فهمیدم و رفتم توی اتاقم مرینت: اوفففف خداااا این چه جور تقدیری هست ؟ ادرین: رفتم خونه که ماریا اومد پیشم و گفت ماریتا قراره با فیلیکس ا.ز.د.و.ا.ج کنه اعصابم بهم ریخت و ناراحت شدم از طرفی میدونستم این فیلیکس یه ریگی به کفشش هست باید سر در بیارم اریان: داداش توی فکری چی شده ؟ ادرین: ببین به کمکت نیاز دارم اریان: خب بگو ادرین: ببین اریان باید بریم خونه فیلیکس و از این کارش منصرفش کنیم اریان: تو که میدونی اون خیلی یه دنده هست چه جوری میخوای منصرفش کنی یه بلایی سرت میاره ادرین: یه کاریش میکنم فقط زود باش بریم اریان: باشه [ رسیدن به خونه فیلیکس] ادرین: در زدیم یه خانم در رو باز کرد تعجب کردم این کی بود ؟ خدمتکار که نمیتونه باشه پس کیه ؟ گفتم سلام من ادرین اگرست هستم اینم برادرم اریان اگرست میرا: سلام من میرا ازون هستم *از فامیلیاشون فهمیدم برادرای ناتنی فیلیکس هستن برای همین گفتم شما اینجا چیکار میکنید ؟* ادرین: اومدیم فیلیکس رو ببینیم میرا: اون الان خونه نیست اریان: میتونم بپرسم شما کی هستید ؟ میرا: راستش من ......من فیلیکس: عزی.زم؟ میرا: وای خدا گند زدم گفتم: اِ تو کی اومدی و چشم و ابرو تکون دادم فیلیکس: اممممم من که خونه بودم ادرین: چه سوتی بدی به اریان ریز ریز خندیدیم گفتم اهم مگه شما نگفتید خونه نیستن ؟ فیلیکس: از صداشون فهمیدم ادرین و اریان هستن رفت رو اعصابم رفتم دم در و گفتم شماها اینجا چیکار میکنید ؟ ادرین: اومیدیم حرف بزنیم میرا: اما ما جرفی نداریم و در رو بستم ادرین : اِ وا این چرا همچین کرد؟ اریان: داداش این میرا ازون بود کی بود؟ به نظرت مشکوک نبود ؟ ادرین: اره باید سوءپیشینه رو در بیاریم زود باش بریم ۷ روز بیشتر وقت نداریم ...............[ ببخشید کم بود لایک یادتون نره برای بعدی 15 لایک و اینکه ناظر عزیزم لطفا شخصی نکن ]
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عالی بعدی رو کی میزاری؟؟
مرسی ❤ امشب میزارم
اجی میشی ؟؟
هستی 💖 ۱۲ ساله 💝
البته عزیزم☺
نیایش ۱۲ سالمه
🙏🙏👌🏻👌🏻💝💝💜💜💕💕
عالییییی لطفا زود بعدیو بزار
مرسی چشم 🌟☺
عالییییی بود پارت بعدی
ممنون باشه
مایل به گذاشتن پارت بعد؟🍺😐
چشم امروز میزارم😅
عالیییییییییییییییی بود عزیزم مرسی که میزاری
لطفا پارت بعد رو زود بده
مرسی خوشگلم 🥰🥺
چشم امروز میزارم😘
عالی💜💜
ممنون❤
بی نظری بود
بیبن من یه سوال دارم من این ۴ تا پارت آخر رو خوندم حالا به نظرت برم از اول بخونم یا نیاز نیست
مرسی خوشگلم 😘🌟
به نظرم از اول بخون ولی خب هر جور میدونی 😊
باشه
خیلی دوسش دارم واقعا عالی 😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘
خوب نبود
بلکه عالی هم نبود
بلکه خیلی خیلی عالی بود 😘
قربونت برم مرسیییی😘😘❤❤😍😍
😘😘😘😘
من سعی میکنم پارت بعد رو نگاه نکنم چون سکته در جا میزنم😐😐😐
😂😂😐😐