
از اینکه حمایت میکنید و میخونید ممنونم سعی میکنم طنزش کنم تو هر پارتاما برا این پارت مغزم ته کشیده✓
جیمین:ا/ت پیاده شو رسیدیم😂ا/ت:احساس میکنم جنازم خییلی بپر بپر کردم نمیشه با ماشین همرو له کنیم بریم سوار وسایل بشیم؟؟؟تو معدم عروسیه دلپیچه گرفتم😂(جیمین در را باز میکند و می فرماید😐):پاشو بزار در ماشینو ببندم😂خدتو عین سفره ماهی پخش نکن شوخ😂😂...واییی سرم گیج میره گشنمم هس😅ا/ت:حیف که شهربازی رستوران نداره غذاهاشم فقط شکلاته...اخه شکلات کجای دلمو میگیره؟؟؟:/جیمین:قطعا هیجای دلو اما من وحشتناک هوس پشمک کردم😂میخوام بگیرم ا/ت:اره خودشه بگیر بیا باهاش کار دارم فقط دوتا بگیر که یکیشو خودت بخوری چون با اون یکیه کار دارم...اصن حواست اینجا پره دختره؟؟؟ببیننت چی میشه از نظرت؟؟😐(پارهههه شعر گفتم😂😐)جیمین:ای وایی اصن یادم نبود😱چیکار کنم حالا تغییر رنگ بدم؟؟؟؟ا/ت:مگه افتاب پرستی که تغییر رنگ بدی؟؟؟😐برو پشمکو بگیر باهاش ایده دارم😁جیمین:اونوقت اون چیه؟😐...نه نه اصن همچین کاری رو نمیکنی پشمک واسه خوردنه نه رو صورت گذاشتن😨ا/ت:بابا برو بد نمیشه😂...کمی بعد😐...جیمین:اه اه صورتم تمام چسبناک شد اخه پشمکم شد ریش؟؟؟؟؟اونم صورتی؟؟؟اگه منو یکی بشناسه...خب خدا میدونه باهات چیکار میکنم😐
ا/ت:شدی بابابزرگ😂جیمین:هیییی من به این جذابی بابابزرگ؟؟؟😐ا/ت:باشه باشه غلط کردم ضایع بازی در نیار پشمکتو بخور😂جیمین:ندارم چسبیده به ریش پشمکیم😑ا/ت در حالی که داخل دل جرررررر میخورد فرمود😐:ببین یه چیزی میگم حرس نخور...من یادم نبود همراهم ماسک دارم برو صورتتو بشور این ماسکو بزن😁جیمین:😳ماسک داری اونوقت من ریش پشمکی گذاشتم...ببیییییین...اه ولش کنم رفتم بشورم😑🐤....(نزدیک سه ساعت بعد از کلی بازی با وسایل😐)
جیمین:نفسم بالا نمیاد انقد بازی کردیم مخصوصا اون ماشین برقیه که یارو ترسیده بود ازت چون نمیدیدت رف تو باقالیا😂😍چرخوفلک سوار شیم دیگه بریم دیره ساعت نهه😂اما خوبه خلوته...ا/ت:وایی عالی بود خیلی حال داد😂...اره دیگه سوار شیم بعد بریم فک کنم میخواد بارون بیاد زمین یخورده خیسه..من عاشق بارونم😄(من غلط کردم که عاشق بارونم خیلی احساسی میشه ادم چرا دروغ میگی؟؟😐)سوار شدیم خیلی بزرگ بود انقد بزرگ بود که پایینو نگاه میکردم از ارتفاعش میترسیدم و هی خودمو جمع میکردم و صندلیو چنگ میزدم(مگه گربه ای؟؟؟)اما جیمین شیطنتش گرفته بود و از ترس من میخندید😑نمیدونم سرچی داره تلافی میکنه هی تکون میخورد تا من بترسم چرا اخه چرا چه کردم باهات من😶(عزیزم تقریبا کم مونده بود بکشیش😑):جیمین توروخدا نکن دیگه اذیتت نمیکنم😦از تاب خوردن خاطره خوبی ندارم😂جیمین:گفتم اگه بخوام تلافی کنم بد تلافی میکنم این اولشه ادامه بدی بدتر میشه😂😂😂دلم میخواد باهات صدتا عکس بگیرم اما لنز گوشیم نمیگیرتت😂ا/ت:پس فاتحم خوندس😂...عیبی نداره وقتی که زنده بشم میام فن سایت باهات عکس میگیرم من خودم خیییییییلییی...دلم میخواد باهات عکس بگیرم😅
جیمین:ینی تو اگه زنده بشی دیگه پیش من نیستی؟؟؟😥ا/ت:متاسفانه😔اما من قول میدم...قول میدم که حتما دوباره پیشت بیام😟جیمین:خیلی دلم میخواد بمونی پیشم بهترین وقتارو بگذرونیم اما از طرف دیگم دلم میخواد زنده بشی به ارزوهای دیگت برسی...واقعا نمیدونم وقتی نیستی چجوری میخوام به تنهاییم عادت کنم...دلم خییلی میشکنه و..ا/ت:هی هی نگو الان بغضم میگیره😢😐بیخیالش حالا وقت داریم به این فک کن که چقد میتونیم تو این چند ماه یا هفته که هستم باهم خوش بگذرونیم باشه؟جیمین:هعیی باشه😔(ای خدا چرا انقد بارون ادمو احساسی میکنه؟؟؟😐)توی راه خونه دوباره همون اتفاقای اومدن افتاد اما این دفعه برعکس بود من فایر میزاشتم ا/ت فیلتر😑😂ا/ت سن کمی نداره اما عین بچه رفتار میکنه کلشو کرده بیرون مسخره بازی در میاره هرکیم میبینه وحشت میکنه فک میکنن من دیوونه شدم..خب شاید😏پس منم تو مسخره بازیاش شریک میشم هرکی هرچی میخواد بگه😁....
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عالی بود💜
عاولیحمثهمیشهه😁♥️
عاجی احساس میکنم پارت بعدو گذاشتی ولی تو بررسیه😂😂دارم میمیرم معتاد فیکت شدم با دمپایی بزن به سر بررسی ادم شه منتشرش کنه😐😂👡
اره دقیقااااااا😂😂😂😂
عالیهههههههههههههههه🥺🥺🥺
پارت بعد و موخواممم:||🍓
هقق جیمین عمل کرده و کرونا گرفته اگه پارت بعد طول کشید ببخشید وقتی این خبرو شنیدم مغزم بهم ریخته😑کلا قاطی پاتی شده اما سعیمو میکنم خیلی زود بزارم
میدونم ول داستانو بزاررر:||🍓
بعدیییییییییییی😆😆
چش😁💕