سلااام
شوگا گفت : ا/ت بیا بالا * اوکی چیشده میگم ..... من صداتو موقع خوندن شنیدم وقتی تو داشتی نقاشی میکشیدی اونقدرر غرق آهنگ شدی که نفهمیدی داری میخونی * اما من داشتم با ته ته و کوک صحبت میکردم نهه بدش * اوو واقعا آری میشه برام بخونی اوکی
شروع کردم خوندن واووووووووو صدات عالیهههههه فقط یکم باید رو کلمات کار کنی * مرسی دوس داری آیدل بشی
* او البته اما مامانم .... خب بهش بگو * ام اوکی خب بریم پایین بریم
رفتیم پایین کوک داشت شیرموز میخورد تهیونگ داشت بازی میکرد نامجون کتاب میخوند هوپی تو گوشی بود خلاصه همه مشغول بودن شب شد رفتیم به همون ترتیب قبلی خوابیدیم قبلش کوک اومد بهم گفت
ا/ت * بله من خب ...من * چی دو..س..ت.. دارم * چیییییییییییییی دوستت دالم واوووووووووو واقعاا
* از هوش رفتم بیدار شدم دیدم کوکی بالا سرمه یاد حرفش افتادم لپام سرخ شد لبخند خوشگلی زد و رفت وای خدا من واقعا خواب نمیبینم
مامانم با آیدل شدنم موافق بودن و من وکالو از ته ته و کوک یاد گرفتم رپ از رپ مانستر و شوگا خودمم کلاس رفتم خخیلی زود دبیو کردم
من و کوکی کنسرت داشتیم اهنگ مخصوصمون رو خوندیم خییلی خوب بوددد من کره ای سلام کردم و صحبت کردم بعد از ۲ ساعت تموم شد
ناظررر ثبتتتت کننننننننن لططفااااااا
لایک کن
نظرات بازدیدکنندگان (0)