
سلام به دوستان عزیزم ❤🎉 بالاخره امکان ساختن تست هم باز شد 🥵 خداخیرت بده تستچی مردم 😂 خب حرف بسه😐❤ برید که پارت 14 رو گذاشتمممم تا 15 تا لایک نشه بعدی رو باید توی خواب ببینی😐👌🏻
رفتم پایین با کسی که جلوم دیدم متعجب شدم .......... با عصبانیت رفتم جلو و گفتم تو اینجا چیکار میکنی ؟ ها ؟ فیلیکس: آآ داداش عزیزم درست نیست با برادرت این جوری حرف برنی ادرین: تو لازم نکرده به من یاد بدی با حی.وو.نا چه جوری رفتار کنم[ اووووو افرین ادرین 👌🏻👌🏻🤣🤣] گابریل: رفتم پایین و دیدم فیلیکس اونجاست خیلی اعصابم بهم ریخت رفتم جلو و گفتم تو .....تو اینجا چیکار میکنی ها ؟ فیلیکس : سلام اقای اگرست 😎 [ ادرین توی دلش : ک.و.ف.ت و زهرمار😐] گابریل: ببین بچه جون بهتره با بزرگ ترت درست صحبت کنی وگرنه فیلیکس : وگرنه چی ها ؟ میدونی که 51٪ شرکتتون به اسم من هست مگه نه ؟ گابریل : بله از گند جناب ادرین خبر دارم😐🖐🏻 فیلیکس : الان هم اومدم بگم از الان انتقام من داره شروع میشه چون شما به من بدی کردید باید جواب پس بدید [ عکس فیلیکس رو پوستر پارت 13 گذاشتم ] ادرین: از خونه من برو بیروننننن فیلیکس : خیلی خب رفتیم جوش نیار ولی بدون ماریتا جونت بد جور در خطره 😐😎🖐🏻 به زودی باید عزا بگیرید هاهاهاهاها😈👿 ادرین: وقتی اسم ماریتا به زبون اورد دلم میخواست فکش رو بشکونم اما حیف که نمیشد ماریا: از بالا داشتم تمام حرف ها رو میشنیدم 🤕 دلم بد جور اشوب بود 💔 نمیدونم خواهرم کجاست و الان توی چه وضعی هست این فیلیکس کی هست و با خواهر من چیکار کرده😢😓 یکدفعه بغضم شکست و زود به اتاقم رفتم و شروع کردم به گریه کردن امیلی : با دیدن فیلیکس لرز به بدنم افتاد میدونستم که گابریل الان منو میکشه برای همین بی توجه به اتاق رفتم با اینکه میدونستم به سراغم میاد 😒
ادرین: فیلیکس رفت . توی دلم سیر و سرکه به جوش اومده بود خیلی نگرانش بودم زن عمو: با دخترا و کادل یواشکی وایساده بودیم و داشتیم گوش میدادیم. [فضولا😒😐] وقتی گفت مرینت در خطره نگران شدم و گفتم حالا چیکار کنیم نکنه ما رو هم از خونه بندازن بیرون [ خود خواههههههه😡 اون بچه داره جون میده تو به فکر کار خودتیییی😡😡😡 تبر من کجااااااست😐😡] اما این پسره خوبه ها که متوجه اومدن گابریل و ادرین شدم و از اونجا در رفتیم و به اتاق رفتیم و مشغول صحبت شدیم. کلارا: مامان به چی فکر میکنی ؟ زن عمو: توی انی مدت که مرینت نیست تو باید به ادرین نزدیک بشی مفهوم شد ؟ کلارا: اما چه جوری ؟ زن عمو: اینم باید من بهت یاد بدم ؟ ببین دختر من وقتی جوون بودم و خوشگل بودم که الانم خوشگلم[ بچه ها به نظرتون این زیادی حرف نمیزنه ؟😐👌🏻] همه مردا عا.شق.م بودن [ خر عا.شق تو میشه ؟😒😐👌🏻] با ناز و ع.ش.و.ه میتونی کار رو راست و ریست کنی دختر تو که از خون خودمی باید این کاره باشی یکم مظلوم نمایی کن یکم خودت رو نگران و دلواپس نشون بده که اونم .......کامیلیا: مامان من یه فکری دارم زن عمو: بچه بزار کامل حرف بزنم اها داشتم میگفتم اونم از تو خوشش میاد فهمیدی ؟ کلارا: گرفتم مامان کامیلیا: به نظرت اگر لباس های مرینت رو بپوشی بهتر نیست ؟ کلارا: خولی بچه ؟ چرا باید لباس های اون دختر گدا رو بپوشم [ به خدا من اینو میگیرم میکشممممم😐😐😡😡]
کامیلیا: خب ادرین با سادگی مرینت از اون خوشش اومد اما تو زیادی ارایش و اینا میکنی یکم مثل اون ساده باش شاید جواب بده زن عمو : افرین به این عقلت فکر خیلی خوبیه کلارا اگر بتونی انجامش بدی اون گوشی مدل بالاهه رو برات میخرم چطوره ؟ کلارا: واقعااااا؟ زن عمو : اره 😁 کلارا: هوراااااباشه 😊😍 مرینت: بیدار شدم بدنم از درد نمیتونستم تکون بدم دهنم بسته بود و حتی جون نداشتم داد بزنم که در باز شد........ یه نور از اونجا بیرون اومد که چشمام رو بستم وقتی در بسته شد چشمام رو باز کردم و با کسی که دیدم با تعجب بهش نگاه کردم اون خیلی شبیه ادرین بود. اومد نزدیک و من از ترس خودم رو عقب میکشیدم 😢😰 فیلیکس : نترس خانم خوشگله مرینت: میخواستم بگم خفهشو تو به من خیانت کردی اما ترسیدم اون .....ادرین من نبود . نزدیک تر اومد و پارچه رو از دم دهنم برداشت که ازاد شدم با ترس و تیکه تیکه گفتم : تو......تو اینجا چیکار میکنی ها ؟ چرا با من این کار رو کردی ؟ پرا از اعتمادم سوء استفاده کردی ؟ چرا منو با چ.ا.ق.و زدی ؟ فیلیکس : هوی هوی اروم تر کامپیوتر هم نمیتونه به این سرعت به سوالات جواب بده مرینت : اما تو میتونی صبر کن ببینم ......... تو ......فیلیکس : یه فکری به سرم زد با خودم گفتم چرا این کار رو تقصیر ادرین نندازم ؟ فکر عالیی هست اینطوری ماریتا ار ادرین متنفر میشه و من میتونم نقشم رو عملی کنم و بهتره مهربون رفتار کنم تا شک نکنه گفتم: من.......من برادر ناتنی ادرین هستم. مرینت: چیییییییی؟😱😱 فیلیکس : میخواستم سرش داد بزنم که اروم تر گوشم پاره شد که پشیمون شدم ممکن بود شک کنه
گفتم : اروم تر اره من برادر ناتنی ادرین هستم که از پدر از هم جوا هستیم مرینت: واقعا؟ فیلیکس : اره ، راستش من ....من اومدم نجاتت بدم به یه شرط مرینت: چرا نجاتم بدی ؟ فیلیکس : خب ادرین این بلا رو سرت اورده منم اومدم نجاتت بدم اخه ممکنه وضعیتت بد تر بشه مرینت: ممنونم اما ادرین چرا باید همچین کاری بکنه ؟ فیلیکس : ادرین پر از دقل و دروغه همیشه یه کارایی میکنه که ادم فکر میکنه ادم خ بیه اما برعکسه اون خیلی بده در ظاهر خوبه اما از درون مثل شی.طا.ن میمونه مرینت: اما من از بچگی ادرین رو میشناسم محاله همچین کاری بکنه فیلیکس: انسان ها در طول زمان تغییر میکنن نباید بهشون اعتماد کرد . حالا هر شرطی بزارم قبول میکنی ؟ مرینت: چه شرطی ؟..................... [ بعدا میفهمید 😁😁] دکتر : خداروشکر حالتون خوبه زخم زیاد عمیق نبوده وگرنه ممکن بود جان سالم به در نبرن خیلی خوش شانس بودن فیلیکس : خیلی ممنون اقای دکتر و رفتم توی اتاق مرینت که مثل فرشته ها خوابیده بود اما من باهاش کار دارم ادرین خان منتظر باش. *2 ساعت بعد* مرینت: بیدار شدم توی بیمارستان بودم جونم رو مدیون فیلیکس بودم[ خل جان خبر تداری ابن تو رو با چا.قو زد داری به ادرین بدبخت شک میکنی 🥺😐👌🏻🖐🏻] دکتر گفته بود وفتی سرمم تموم شد میتونم برم _30 دقیقه بعد_ مرینت: سرمم تموم شد و با فیلیکس رفتیم خونه اما با جایی که دیدم هاج و واج نگاه کردم و گفتم اینجا کجاست ؟ فیلیکس : فعلا نباید به خونه بری ممکنه ادرین دوباره بلایی سرت بیاره یکم اینجا میمونی بعدا میری اونجا! مرینت: پس کارم چی من هر روز میرم شرکت اگر منو اخراج کنن چی ؟ فیلیکس : نگران نباش 51٪ شرکت برای منه اون نمیتونه اخراجت کنه مرینت: واقعا ؟ فیلیکس : اره اما خب یه نفر دیگه هم هست تنها نیستی ! مرینت: کی ؟ فیلیکس : خب من با دختر خالهام زندگی میکنم تو تنها نیستی مرینت: اها باشه و رفتم تو ................[ لطفا برو نتیجه کارت دالم🥺😢]
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
💖💖💖💖💖💖💖💖عالی عالی عالی عالی عالی عالی عالی عالی عالی عالی عالی عالی عالی عالی عالی عالی عالی عالی عالی عالی عالی عالی عالی عالی عالی عالی عالی عالی عالی عالی عالی عالی عالی عالی عالی عالی عالی عالی عالی عالی عالی عالی عالی هرچه قدر بگم عالی بازم کمه کمه کمه کمه💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖
مرسییییی خوشگلم ممنونم که بهم روحیه میدی 😍😍😍😍😍😍😍😍
من هم روحیه میدم هم واقعیت رو میگم💖💖💖💖 🤗
پارت بعد رو ساعت ۸:۲۴ دقیقه صبح گذاشتم نمیادددددد
عرررر خدا فیلکس رو بکش انشالله بره زیر تریلی
امینننن👌🏻
عالی بود
مرسییی
خواهش میکنم پارت بعد کی میاد از۱۵ هم رد کردیم
عالی بود داستانت محشره
مرسی عزیزم 😍❤
عالییییی بود
ممنونمم
عالی
ممنون
عالییییییییییییییییییییییییی بودددددد 💕⛓️
15 تا شد بزار🤓🤝
مرسییییی😘😘😘
چشم الان پوسترش رو درست میکنم میزارم 😁😁
حرف نداشت😊❤👌🏼
شرور تر از زن عمو و فیلیکس ندیدم😐اگه تفنگی چیزی خواستی بگو برای کشتن اونا میرم فراهم میکنم😂
ممنونم عزیزززم❤😘
تفنگ که حتما لازم هست فراهم کن بیار با تفنگ برم سراغشون😂
فالوویی بفالوو:))
فالویی