
سلام دوستان گلم 😊 اینم پارت 13 😍 هنوز لایک ها به 15 نرسیده بود یعنی خب 14 تا بود اما خیلی ازتون ممنونم 🙏🏻🙏🏻🥰🥰 این پارت هم زود براتون گذاشتم و تا لایک ها به 15 نرسه بعدی رو نمیزارم😌
مرینت : بعدش هم سی.اهی.......... ادرین: چشمام رو باز کردم ثرم خیلی درد میکرد به خودم اومدم دیدم به یه صندلی بسته شدم خودمو تکون تکون دادم اما فایده نداشت اصلا من اینجا چیکار میکنم ؟ کی منو بسته ؟ که با کسی که جلوم دیدم هاج و واج مونده بودم این این بسره اینجا چی میخواددد؟ گفتم ......: تو .....تو اینجا چیکار میکنی ؟ فیلیکس[ بل بل😂😁 شخصیتی که شاید بعضیاتون حدس زده بودید کی هست😂😂 افرین به اونا یه دست محکممم👏🏻👏🏻👏🏻😂😂😂 چیه ؟ 🤣 نگاه میکنی 😆 دیدی یه رقیب برات اوردم تازه به این فیلیکس خان کلی کار داریمممم حالا بریم ببینیم این اقا فیلیکس کی هست 😁😜] فیلیکس: سلام داداش جون 😈 [ اوهههه 😆 داداش ادرین هستتتت😆😆 چیه کپ کردی ؟ 😆😆😆 حالا برو ادامه داستان ها داریم 😆😆] خوبی ؟ چیه ؟ دلت واسم تنگ نشده بود ؟ 😈 ادرین: فیلیکسسس تو داداش من نیستی فهمیدی ؟ تو داداش ناتنی من هستی [ بل بل از یه مادر و 2 پدر هستن 🥺 ادرین خوب از اب در اومده اما انگار بابای اون ...... پ.ر.و خیلی بدجنس بوده پسرش هم ش.ی.ط.ا.ن شده 🤦🏻♀️] فیلیکس : آآ داداش جون چی شده از دیدن من خوشحال نشدی ؟ اومدم یه سری بهت بزنم 😈😐 ادرین: منو باز کننننن 😡 فیلیکس : صدات رو بیار پایین 😡😈 اگر دست از پا خطا کنی اون ماریتا جونت میمیره 😈😈😈
ادرین: چی گفتی ؟ چه ربطی به ماریتا داره اصلا تو چیکار به اون داری ؟ ها ؟ جواب منو بده تا ن.ک.ش.ت.م.ت فیلیکس : آآ داداش اونم اینقدر خشن ؟ 😈😈 عزیزم من فقط ازت یه چیزی میخوام این سند رو امضاء کن بره پی کارش 😈😈 ادرین: این دیگه چیه ؟ 😐 فیلیکس: چیز بدی نیست امضاء کنی همه چیز درست میشه 😐😈 ادرین: اول بده بخونم این دست منم باز کن مگه مج.رم گیر اوردی ؟ فیلیکس : اگر میخواستم بخونی که نمیگفتم امضاء کن حالا زود باش عزیزم ادرین: تا نگی این چی هست امضاء نمیکنم 😡😌 فیلیکس : خیلی خب 😈 این سند 51٪ شرکت هست که حق منه فهمیدی ؟ که اون بابای....... بهم نداد 😈😡حالا اون حق رو تو بهم میدی فهمیدی ؟ اگرم امضاء نکنی اون ماریتا جو.نت میمیره ادرین: تو با اون چیکار کردی ؟ها ؟ فیلیکس : هیچی فقط داره ار خو.ن.ری.زی میمیره 😆😈 ادرین: چیییییی 😨 فیلیکس : زود باش امضاء کن ادرین: باشه باشه امضاء میکنم فقط بگو مارتیا کجاست ؟ فیلیکس : اول امضاء کن تا بگم ادرین: اول بگو ماریتا کجاستتت😡 فیلیکس : نمیخوای که ماریتا بمیره ؟ پس امضاء کن 😈😡 ادرین: باشه اول دستم رو باز کن فیلیکس : باشه ، دستش رو باز کردم و خودکار رو دادم دستش اونم امضاء کرد حالا 51٪ سحام شرکت برای منه هاهاهاهاها😈😈😈[ک.و.ف.ت😐]
ادرین: حالا زود باش بگو ماریتا کجاست ؟ فیلیکس : متاسفم داداش جون توی دام من افتادی عمرا بهت بگم ماریتا کجاست 😈😆 ادرین: چی ؟😨😨 ترو خدا بگو مرینت کجاست لطفا فیلیکس : کارت به جایی رسیده که التماس داداشت رو میکنی ؟ ادرین: برای بار اخر میگم تو داداش من *نیستی* فیلیکس : متاسفم و از اونجا با سرعت زیاد رفتم ادرین: وای خدایاااا ماریتا کجاست 😨😨😭😭 مرینت: چشمام رو باز کردم کل بدنم درد میکرد دست و پام بسته شده بود دهنم رو هم بسته بودن خواستم تکون بخورم که درد خیلی بدی توی بدنم ایجاد شد شرم رو پایین اوردم کل پیرهنم خو.نی بود اینجا چی شده ؟ سرم همش گیج میرفت کی کی با من همچین کاری کرده بود ؟ سعی کردم اون لحظه رو به خاطر بیارم [ فلش بک لحظه ای که مرینت چا.قو خورد: مرینت: اهههه😭 ا....درین اههههه و افتادم روی زمین چشمام سیاهی رفت و دیگه چیزی نفهمیدم ] اون اون ادرین بود اما .....چرا همیچین کاری با من کرد ؟ نقشش بود ؟ اون ..... خودش رو مظلوم نشون میداد در حالت واقعی اون یه شی.طا.نه اما چرا با من این کار رو کرد ؟ اون مگه منو دو.ست نداشت ؟ شک.مم خیلی درد میکرد نمیتونستم کاری بکنم اما انگار زخ.مش زیاد عمیق نبود اما باز همین زخم کوچیک کار به دستم میده دیگه حال نداشتم و بعدش نفهمیدم چی شد ............
ادرین: واییی خدا ماریتا کجاست ؟ چیکار کنممممم😨😨😭😭 ادرین زود باش زود باش به مغزت فشار بیار پسر زوددد باشش😨😭 این فیلیکس میتونه اونو کجابرده باشه [ بچه ها فیلیکس مرینت رو توی انباری پارکینگ شرکت ادرین اینا قایم کرده و در رو قفل کرده همچنین اونجا دوربین مدار بسته هم داره اما خرابه حالا بریم ادامه😊] اههههه رفتم خونه و ...... اریان: داداش ؟ داداش ؟ ادرین: بله ؟ اریان: چی شده ؟ ادرین: اریان بدبخت شدممم😭😭😭 اریان: خب چی شده به من بگوادرین: اول باید به بابا بگم خیلی مهمه جون یه ادم در میونه نمیتونم تامل کنم اریان: باشه ادرین: بابا کجاست ؟ اریان: توی اتاق کارشه ادرین : باشه تو همین جا بمون من برمیگردم اریان: خیلی خب 😊 ادرین: رفتم دم در و در زدم : تق تق ؟ گابریل: بیا [ بی تر.بیت 😐] ادرین: پدر ؟ منم! گابریل: بیا تو ادرین ادرین: بابا من یه کار خیلی مهمم دارم یه اتفاق بد افتاده گابریل : گوش میدم 😐😊 ادرین: بابا امروز من یکی رو دیدم گابریل: کی ؟ ادرین: فیلیکس گابریل: چیییی ادرین :اره من فیلیکس رو دیدم منو ماریتا توی حیاط بودیم و خیس اب شده بودیم رفته بودم اتاقم تا لباسام رو عوض کنم که یه چیز محکم خورد توی سرم و بیهوش شدم وقتی بیدار شدم دست و پام و خودم به صندلی بسته شده بود که فیلیکس اومد کلی سخترانی کرد بعدش یه برگه بهم داد و گفت امضاء کن اون برگه 51٪ سحام شرکت بود اون گفت اگر امضاء نکنم ماریتا میمیره گابریل:چه ربطی به اون داره ؟ ادرین: فیلیکس ماریتا رو گرو.گان گرفته من نمیدونم کجاست اما من مطمئنم یه بلایی سرش اورده گابریل : تو اون برگه رو امضاء کردی ؟ ادرین: مجبور شدم اما خودم هر کاری برای بدست اوردن دوباره سحام میکنم گابریل: بلند شدم و توی اتاق رژه رفتم توی بد دردسری افتادیم 🤦🏻♀️🤦🏻♀️ که زنگ در رو زدن ادرین : من میرم ببینم کیه ! گابریل:باشه برو منم یه فکری برای ماریتا میکنم ادرین: فقط زود میترسم بلایی سرش بیاره گابریل: ۱ هفته دیگه حنا بن.دونت هست ادرین: برام مهم نیست رفتم پایین و با کسی که جلوم دیدم متعجب شدم............
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عالیییییییییی بود
خیلی قشنگ بود❤️❤️❤️❤️❤️
❤❤😘
باید امروز بزاری چون ۱۵ شد ماچقدر انتظار بکشیم
عزیزم من پارت 14 رو نوشتم اما اگر نگاه کنی تستچی امکان ساختن تست رو تا روز شنبه بسته من چه جوری بزارم خب
خب خب بچه هاااا😂😂 تا شنبه از پارت جدید داستان خبری نیست 😂😂😂🖐🏻🖐🏻 من پارت 14 رو الان تموم کردم میخواستم بزارم که دیدم😱 بله امکان ساختن تست غیر فعال هست 😎😂 مشقام زیاد هست اما شاید پارت 15 رو هم نوشتم
۱۵ لایک
چشم میزارم
تا بعدی رو نبینیم اروم نمیگبگیریم
😁
عالی بود 😍
مرسیییی
😘😘😘😘😘😘
عالی بود فکر کنم دوباره فیلیکس باشه ولی بازم میگم نمد
افرین ، نمیدونم تو نویسندهای یا من 😂🖐🏻
فکر کنم هر دومون اخه منم نویسنده ام ولی به دلایلی که درسا نمی زارن کم مینویسم
عالی👌👌
ممنون
حرف نداشت👌🏼❤😊
فقط زودتر پارت بعد رو بنویس که تا بیاد این پارت به ۱۵ لایک میرسه صبر ندارم تا پارت بعد.😐🤐
مرسییی عزیزمم❤❤ پارت بعد رو مینویسم اما نمیزارم تا این پارت بشه ۱۵ تا لایک 😁
بعدی
باشه